رنگارنگ

برخورد با شکستهای شغلی
مؤسس IBM، توماس واتسن می گوید: "اگر می خواهید میزان موفقیتتان را بالا ببرید، شکست هایتان را دو برابرکنید."
وقتی می خواهید تاثیری شگرف در محل کار خود بگذارید و مرکز توجه باشید، ممکن است با شکست های کوچک و بزرگ از هدف خود جا بمانید. اما طریقه ی برخورد شما با شکستهایتان همان چیزی است که به موفقیتتان کمک می کند. سؤال اینجاست: آیا آنقدر باهوش هستید که بتوانید از شکست هایتان درس بگیرید؟
شکست های شغلی جزئی از کارتان است، اما اگر درست با آن برخورد کنید، می تواند در طولانی مدت موفقیت های بزرگی عایدتان کند. در این مقاله قصد داریم تکنیک هایی به شما آموزش دهیم که از طریق آنها بتوانید شکست های کاریتان را رفع و رجو کنید.
از دست دادن فرجه تحویل کار
وقتی فرجه ای را از دست می دهید، احساس ناراحتی و خستگی به شما دست خواهد داد، اما سعی نکنید با این تغییر اخلاق، همه را از این شکست باخبر کنید. اگر مرتباً رئیستان به خاطر تحویل ندادن به موقع کار به شما گوشزد می کند، حتماً باید دوره های مدیریت زمان را بگذرانید. اما اگر می خواهید تا انبوهی از کار را در یک زمان بسیار کوتاه و ناکافی به اتمام برسانید، باید منتظر شکست باشید.
نکته: به غریزه تان اطمینان کنید. اگر احساس می کنید که زیر فشار انبوهی از کار کمرتان خم شده است، در موردش صحبت کنید. در چنین مواقعی خوب است تا مسائل را با رئیستان درمیان بکذارید تا فرجه ی شما را برای اتمام کار بیشتر کند.
اختلاف و مشاجره
در این دورانی که اکثر کارها به صورت گروهی و جمعی انجام می گیرد، پیش آمدن اختلاف با همکاران و مشاجره و بگو مگو با رئیس، جزءِ شکست های کاری به حساب می آید.
نکته: سعی کنید به جای جانب گیری در مواقع پیش آمد اختلاف، به دنبال زمینه های مشترک باشید. اگر لازم است که سوپروایزرتان را هم در جریان بگذارید، به او بگویید که چطور اختلافات بین تیم بر بازدهی شما تاثیر منفی می گذارد.
خاطرتان باشد که انتقاد از کارتان به این معنا نیست که همکاران یا مشتریانتان شما را به عنون یک فرد نشانه گرفته اند. اگر شما حین ارائه خدمات به یک مشتری مهم، خطا کردید، دلیل بر این نیست که شما کارمند بدی هستید و کارهای نیک قبلیتان را نیز از بین نمی برد. اگر از شما انتقاد شد، ناراحت نشوید سعی کنید آن را بپذیرید.
قصور در تعهد
محصول مورد نیاز مشتریتان سر وقت آماده نشده یا تحویل داده نشده است. البته مشکل خدماتی بزرگی است و نمی دانید که چطور باید رابطه تان را از خطر نابودی نجات دهید.
نکته: با مشتریانتان صادق باشید و به آنها بگویید حاضر به انجام هر کاری هستید تا مشکل برطرف شود. هیچوقت سعی نکنید مسائل را با سیاست لاپوشونی کنید. مشتریان شما نیز انسان هستند و از تلاش صادقانه ی شما خرسند خواهند شد. و دفعه ی بعد که باز کاری را پیش شما آوردند، آنها را با انجام سریع و کامل کارشان غافلگیر کنید.
شانه خالی کردن از بار مسئولیت
اگر همیشه بهانه بیاورید، ممکن است بگویند فرد غیر قابل اطمینانی هستید که همیشه حالت تدافعی دارد. البته ممکن است شما فرد محکمی باشید، اما اگر بخواهید همیشه خطاها و کوتاهی هایتان را با بهانه تراشی بپوشانید، مطمئناً شکست خواهید خورد.
نکته:با واقعیات روبه رو شوید و دست از به تعویق انداختن کارها بردارید. اگر نمیرسید، از دیگران بخواهید تا به شما برای تکمیل کارها کمک کنند. اگر باز شکست خوردید، عذر خواهی کنید و کارها را بدون بهانه تراشی و شانه خالی کردن از مسئولیت سامان دهید. غرور را کنار بگذارید و از دوستانتان کمک بخواهید تا شما را در این مسیر یاری کنند. تک رو نباشید.
اجرای ایده های اشتباه
به سبب پیگیری های خلاقانه تان، رئیس طراحی یکی از محصولات را به شما واگذار میکند. پس از اتمام کار و فقدان حتی یک مشتری برای آن محصول، وقتی انتظار تشویق و تمجید دارید، رئیس از شما گزارشی برای توجیه این سرمایه گذاری طلب می کند.
نکته: اگر ایده هایتان ناکارآمد و اشتباه از آب درآمدند، افسرده نشوید. می توانید از آن موقعیت به سودتان برای آمادگی برای پروژه های بزرگ بعدی استفاده کنید. به جای اینکه نا امید شوید، سعی کنید بفهمید که کجای کارتان اشتباه بوده است و چه قسمت هایی احتیاج به تغییر دارند. شاید بهتر بود قبل از خرج سرمایه روی آن طرح، کمی آن را ازمایش می کردید و همه ی جوانب را خوب بررسی می کردید.
اولین قدم در برخورد با شکست خوردن پروژه، قبول اشتباهتان است. اگر بخواهید به جای خودتان دیگران مقصر کنید، سودی نخواهید برد جر ایجاد استرس و فشار در محل کار و خراب کردن رابطه هایتان. و خاطرتان باشد که ریسک کردن یکی از مهارت هایی است که برای رسیدن به موفقیت ضروری است.
بهتر شکست بخورید
چه به خاطر درهم برهم بودن کارهایتان، و چه به خاطر گرفتن تصمیمات عجولانه شکست خورده باشید، باید بدانید که شکست یکی از بهترین ابزارهای آموزنده ای است که زندگی در اختیارتان قرار می دهد. حتی اگر با سر زمین بخورید، همیشه میتوانید از آن به عنوان درسی آموزنده برای خود استفاده کنید.
منبع : پی سی سیتیp30city.net
¤ علی پورمحمود| ساعت 6:52 عصر دوشنبه 25/9/87
نوشته های دیگران ( )

« تأثیر استرس مشکلات کاری بر روی شما »
• تضادهای داخلی و درون سازمانی، ناشی از مشکلات ناخواسته، غیرمنتظره و حل نشده هستند.
• دستیابی به نتایج موفقیت آمیز و مطلوب و به کارگیری آنها در اقدامات بعدی برای از میان بردن تضادها و اختلافات.
• مدیریت اثربخش نتایج و نیز اقداماتی که شما را از استرس رها می سازند.
مقدمه
اگر شما یک مدیر یا کارمند متخصص هستید، باید به شکلی خلاقانه، بیاندیشید، تصمیم گیری کنید و عملکرد خود و دیگران را، مدیریت نمایید. هر دروندادی می تواند در راستای این رفتارها باشد، هر فرصتی شما را به سوی آنها کشانده و هر بحرانی شما را به آنها نیازمند می کند. وقتی شما تصمیمات و تفکرات مناسب و یا مدیریت درستی در قبال عملکرد خود نداشته باشید، باید هزینه آن را هم بپردازید یعنی مجبور میشوید برای رتق و فتق امور تا 3 صبح بیدار بمانید.
میزان و حجم انتخاب های یک مدیر در یک روز می تواند خیلی زیاد باشد. مدیران ارشد و میانی مجبور هستند روزانه صدها تصمیم گوناگون بگیرند. برخی از آنها واقعاً مشکلات بزرگی هستند مانند کاهش 20 درصدی تعداد کارکنان، مواجهه با یک مشتری که قرارداد بزرگی را فسخ کرده است و نیز مسئله ممیزی مالیاتی هفته آتی. واقعاً شما متعجب شده و می اندیشید که این افراد اصلاً چگونه می توانند بخوابند!
چه چیزی ما را هوشیار میکند؟
شما نمی توانید شرایط چالشبرانگیز در کار و زندگی را حذف کنید. بلکه تنها می توانید، نحوه پرداختن به آنها و نیز نحوه تحمل استرس ناشی از آنها را تدبیر کنید. میان استرس و فشار کاری تفاوت وجود دارد. فشار کار، میزان انرژی ای است که شما برای پرداختن به کاری صرف می کنید. لذا ممکن است شما تحت فشار کاری باشید اما درست پنج دقیقه پس از آن به خواب بروید. اما استرس (معمولاً آنچه که مردم در طول شب تجربه می کنند) تضادی درونی است که باعث می شود شما به تعهدتان حتی نسبت به خود عمل نکنید. این نوع استرس زمانی رخ می دهد که:
• شما موضوع مورد نظر خود را، به طور کامل در ذهن خود حفظ کرده اید بدون اینکه کار خاصی درباره آن صورت دهید؛
• تصمیمی نگرفته اید و بر آنچه که می خواهید در قبال جایگاهتان رخ دهد، تمرکز کرده اید؛
• اقدامات فیزیکی بعدی را در نظر نگرفته اید ؛
• نمی توانید اقدامات خود و نتایج احتمالی آن را، به یاد آورید.
آن را از ذهن خود به بیرون برانید
اگر موضوعی را تنها در ذهن خود داشته باشید، در واقع آن را به حافظه موقت خود سپرده اید که دارای ظرفیت پایینی برای حفظ و بازیابی است و هیچ ارتباطی با فعالیت های گذشته یا آتی شما ندارد. (برای مثال شما از شش سال پیش به خود گفته اید که گاراژ منزلتان را تمیز کنید و از آن روز به بعد، بخشی از ذهنتان فکر می کند که شما هر روز این کار را می کنید!) وقتی حافظه موقت شما، مطالبی فراتر از ظرفیتش را در خود دارد، دچار استرس و نوعی احساس شکست درونی می شود زیرا در هر مرتبه تنها می تواند یک کار را انجام دهد. حافظه موقت، تنها به آن چیزی فکر می کند که قرار است اکنون انجام شود. اگر این تعداد به دو یا سه موضوع افزایش یابد، مشکل خیلی مهمی پیش نمی آید. اما اکثر افراد در آن واحد بخواهند به صدها و حتی هزاران موضوع بیاندیشند، این امر آنها را دچار تضادهای درونی می کند.
بازی را تعریف کرده و درباره حرکت بعدی تصمیم بگیرید
حتی اگر موضوعی که شما را رنج می دهد، مکتوب کردید، هنوز هم آنچه را که حقیقتاً می خواهید درباره آن انجام دهید، شناسایی نکرده اید. شما عملاً هیچ راه حلی را مشخص نکرده اید. مثلاً، اگر دریافته اید که یک فرد کلیدی در سازمان شما در حال ترک آنجا است، احتمالاً فقط نوشتن جمله «یک نفر در حال ترک سازمان است» کمکی به آرامش شما نخواهد کرد. شما باید مشخص کنید که قصد چه کاری را دارید . مانند «بازگرداندن آن فرد» یا «یافتن جایگزینی برای او.» بدین ترتیب، شما شکافی را یافته اید که باید آن را پر کنید.
البته، این هم هنوز برای آرامش مغزتان کافی نیست. همچنان باید اقدام فیزیکی بعدی برای پایان دادن به یک مشکل را نیز مشخص کنید. اولین اتفاقی که ممکن است پس از یافتن جایگزین این فرد رخ دهد، چیست؟ آیا میخواهید یک ایمیل بفرستید؟ آیا می خواهید با شریک کاری خود صحبت کنید؟ آیا می خواهید با یک بنگاه کاریابی تماس بگیرید؟ و یا منتظرید که فرد دیگری این کار را برایتان انجام دهد؟
نتایج را در بطن یک سیستم مطمئن بگنجانید
وقتی که مشخص شد در چه وضعیتی قرار دارید و چگونه می خواهید برای بهبود آن حرکت کنید، احساس بهتری خواهید داشت. اما یک عنصر مهم و حیاتی را باید همواره در ذهن خود داشته باشید: باید مدیریت نتایج کار خود و اقدامات مورد نظر و خارج از ذهن خود را، تضمین کنید. همچنین باید بدانید که شما مجبور هستید بر اساس طرح بازاریابی ای عمل کنید که در جای دیگری نوشته شده است و سپس باید فکر کنید که درباره آن چه می خواهید بکنید. اگر اقدام بعدی شما تماس با یک بنگاه کاریابی است، باید بدانید که چگونه با آنها تماس بگیرید تا کارتان به درستی انجام شود.
اگر نمی توانید تصمیم بگیرید که چگونه عمل کنید، باید در وهله اول درست تصمیم گرفتن در این زمینه را بیاموزید. همچنین ممکن است برای برخی امور مجبور به تأمل باشید. مثلاً «آیا اکنون آمادگی تصمیم گیری برای فروش شرکت خود را دارید؟»
اگر به دقت بر همه این مراحل تمرکز نکنید، ذهن شما نمی تواند به خوبی پیش برود. لذا یا دچار اختلال می شوید یا موضوعات مهمی را نادیده میگیرید. ذهن شما می داند که تصمیم خوبی را در قبال یک مشکل یا وضعیت اتخاذ کرده اید یا خیر و آیا دارای سیستمی برای مدیریت نتایج خود هستید یا خیر.
با این وجود ذهن شما نمی تواند همه این روندها را اداره کند. به نظر می رسد بخشی از ذهن شما که به این موضوع می پردازد، فاقد هوشمندی کافی برای پردازش این امور است. اگر چنین بود، مطمئناً ذهنتان در حالی که شما در حال فکر کردن به موضوعی دیگر بودید، موضوعی که اکنون برایتان اولویت داشت را به شما یادآوری می کرد. (مثلاً شما وقتی می خواهید با دوربینی کار کنید که باطری آن تمام شده، تازه آن زمان به یاد این می افتید که باید باطری بخرید ،نه زمانی که در فروشگاه حتی از جلوی قفسه باطری ها رد می شوید).
بنابراین وقتی درباره موضوعی متفاوت فکر می کنید، در واقع به نوعی توافق با خود دست یافتهاید. اگر این موضوع ثبت و درباره آن تصمیمی گرفته نشود یا مدیریتی هدفمند در قبال آن صورت نگیرد، ذهن شما تا زمانی که برای این مسایل راه حلی بیابد متوقف نمی شود ولی فقط به شکلی ناکارآمد درباره آنها عمل می کند. این امر افکار شما را به خود مشغول می کند ولی هیچ پیشرفتی را موجب نمی شود. تنها نتیجه آن این است که شما ساعت 3 صبح از خواب بیدار شوید.
برخی نمونهها
کارولا اندیکوت نایب رییس فعالیت های کلینیکی در مرکز پزشکی 400 تختخوابی نیو انگلند در بوستون ، می گوید: « ابزار ویژه ای که به روشی در زندگی من تبدیل شده، یک پرسش بسیار ساده است: گام بعدی چیست؟ در صدها جلسه ای که در طول سال شرکت می کنم، قدرت این سؤال ساده را به خوبی دریافته ام. بدون آن، این سوال خطرناک به ذهن خطور می کند که آیا اصلاً باید کاری انجام دهم؟ اجرا و سازماندهی اقدامات بعدی بسیار مهم است. با دانستن پاسخ این پرسش، می توان بسیاری از مشکلات را به سادگی اداره کرد. بدین ترتیب می توانم ذهنم را برای ایده های جدید آزاد کنم و شب نیز راحت استراحت کنم؟»
مایک وروایل مدیر خرده فروشی در ال. ال. بین نتایج فوق العاده یادگیری و اجرای این اصول را چنین بیان می کند: «وقتی من از این اصول استفاده کردم [روشن کردن نتایج و اقدامات آتی و پرداختن مناسب به آنها]، زندگیم نجات یافت . همچنین وقتی به شکلی مناسب از آنها بهره گرفتم، زندگیم عوض شد. لذا می توانم آن را واکسن مشکلات روزمره ام معرفی کنم. این اصول می توانند بی نظمی و عدم تعادلی را که بسیاری از افراد در زندگی شما ایجاد می کنند، خنثی کنند.»
رابرت استلیر کارآفرین و مدیر عامل شرکت گرین مانتین کافی روسترز در ورمونت که کسب و کاری به سرعت در حال رشد است، یک برنامه آموزشی را در سطح شرکت خود به اجرا درآورده است تا این اصول را اشاعه دهد. او می گوید: «موفقیت و هیجان ویژه برای من، آموزش کارکنانم برای تصمیم گیری در خصوص گام های بعدی در پروژه های پیش رو است . در گذشته باید فهرستی از همه کارها را آماده می کردم. که در این میان یا نکاتی از قلم می افتاد یا من واقعاً زمان و انرژی زیادی را از دست می دادم. تغییر فرآیند فکری و طبقه بندی مناسب اقدامات، به من کمک کرد تا فقط بر روی کارم تمرکز کنم. با گردآوری فرآیندها و سازماندهی آنچه که می خواهم انجام دهم، قادر هستم تا هم کارهای روزانه ام را انجام دهم و هم به فعالیت های بیشتری در روزهای آینده بیاندیشم. با این سیستم کاری و حفظ همه موضوعات، پروژه ها و اقدامات بعدی در ذهنم، به راحتی می توانم بخوابم و خواب خوب هم می تواند در حل مسایلم به من کمک کند.»
عملی ساختن آن
• همه چیز را از ذهن خود بیرون بریزید و هر آنچه را که مد نظر دارید، بنویسید. حتی موضوعات کوچک را یادداشت کنید.
• تمام اطلاعاتی را که گردآوری کرده اید، تجزیه و تحلیل کنید: آیا اقدامی مورد نیاز است؟ اگر نه آن را به آرشیو خود بسپارید تا بعداً بتوانید به آن مراجعه کنید. اگر اقدامی مورد نیاز است، تصمیم بگیرید که اقدام بعدی چیست و قصد دارید به چه نتیجه موفقیت آمیزی دست یابید. اگر بتوان اقدامی را در عرض کمتر از دو سال انجام داد، آن را، هم اینک انجام دهید. اگر نه، در صورت امکان، انجام آن را به کس دیگری بسپارید.
• نتایج پروژه های خود را برای یادآوری یادداشت کنید. آنچه را که نمی توان به دیگران سپرد، مشخص کنید. ببینید چه کارهایی به مدت زمانی بیش از دو دقیقه نیاز دارند (مثلاً تلفن هایی که باید بزنید).
• همه نکات سیستم خود را ارزیابی کنید تا ببینید حداقل در یک هفته آینده، انتظار چه اقدامات و موفقیت هایی را دارید.
نتیجه گیری
نیازی نیست هر آنچه در ذهن دارید، انجام دهید و بعد بخوابید. بدون استرس بودن به معنای آزاد بودن ذهن نیست. شما نباید افکار مخرب را به ذهن خود راه دهید. هر آنچه باید انجام دهید، مشخص سازید و درباره اقدام بعدی خود تصمیمگیری کنید.
موضوعاتی را که نیازمند اطلاعات و دانش شما هستند مشخص کنید. باید به اندازه یک دقیقه تمرکز کنید و به پرسش های کلیدی پاسخ دهید . از جمله اینکه در اینجا دنبال چه نتیجه ای هستم؟ اقدام بعدی چیست؟ سپس این مغز شما است که می گوید چه کاری بکنید. معمولاً میان آنچه به ذهن شما می آید و کاری که می کنید، مدت زمانی صرف می شود. هر چه آرامش بیشتری داشته باشید، بهره وری شما بالاتر خواهد بود.
منبع : میثاق مدیران
¤ علی پورمحمود| ساعت 10:49 صبح سه شنبه 7/3/87
نوشته های دیگران ( )

طریقه برخورد با رئیس جدید
زمان می گذرد و آدم های اطراف شما در شرکت نیز ممکن است تغییر کنند. همانطور که کارمندان و همکاران هم درجه تان می آیند و می روند، ممکن است روزی برسد که رئیستان هم بخواهد برود و فرد جدید جایگزین او شود. آیا می دانید باید با این رئیس جدید چه برخوردی داشته باشید؟ برای تطبیق یافتن با روش او چه کارهایی باید انجام دهید تا باز به موفقیت دست یابید؟
اکثر افراد برای گذاشتن تاثیری مثبت بر رئیس و ناظر جدید خود در تکاپو و تلاش هستند، درحالیکه تعدادی از رئیس ها نیز قادر به تاثیر گذاشتن بر کارمندان جدید و شرکت جدید خود نیستند، و به همین خاطر مدت زیادی نمی توانند در یک شرکت دوام بیاورند.
در این مقاله می خواهیم به شما کارمندان عزیز آموزش دهیم که چطور به راحتی هر چه تمام تر بتوانید تاثیری مثبت بر رئیس جدید خود گذاشته و نظر او را به خود جلب کنید.
جانب گیری نکنید
وقتی یک رئیس جدید استخدام می شود، مطمئناً افرادی هستند که تصور می کنند آنها نیز استحقاق ترفیع گرفتن و گماشته شدن برای آن منصب را داشته اند و توانایی هایشان نیز از فرد تازه وارد بسیار بیشتر است.
گاهی اوقات این کارمند درمانده همه ی تلاش خود را برای به خاک نشاندن رئیس جدید به کار می گیرد و هر کاری می کند تا او را شکست خورده ببیند و گاهی اوقات نیز موفق می شود.
اما کاری که شما باید بکنید این است که بدون هیچگونه جانب گیری با کارمند خاطی، تا آنجا که می توانید به رئیس خود کمک کنید اما زیاده روی نکنید. و تا آنجا که میتوانید برای ترفیع مقام خود تلاش کنید.
صبر کنید تا آب ها از آسیاب بیفتد
روزهای اول بعد از استخدام رئیس جدید، همه ی کارمندهای بادمجان دور قابچین پیش او خواهند رفت و به او اعلام خواهند کرد که هر کمکی که از دستشان برمی آید میتوانند برای او انجام دهند. البته این افراد به خاطر اشتیاق بیش از حدشان، مورد توجه رئیس قرار نمی گیرند.
کاری که شما باید بکنید این است که باید چند وقت صبر کنید تا این آمد و رفت ها فروکش کند. بعد نزد او بروید، و مودبانه خود را معرفی کنید. و در مورد کارتان و تلاش و کوشش هایتان او را مطلع کنید. و روراست سر اصل مطلب بروید و وقت خودتان و او را زیاد نگیرید.
برای انجام کارهای کوچک داوطلب شوید
اگر قرار بر این شده است که بخواهید رئیس جدیدتان را با محیط تازه آشنا کنید، یکی از کارهایی که می تواند انجام دهید این است که برای کارهای کوچکی که انجام آن اسباب راحتی او را فراهم می کند داوطلب شوید.
رئیس جدید شما احتمالاً هر سه یا چهار هفته یکبار قصد رسیدگی به کارهای کارمندان را پیدا می کند. این همن جایی است که شما می توانید او را از وجود خود مطلع کرده و به او کمک کنید، بدون اینکه قصد فضولی و دخالت در کارهای سایر کارمندان را داشته باشید.
آرام و آهسته شروع کنید. داوطلب شدن برای کارهای بزرگ ممکن است شک رئیس شما و همکارانتان را برانگیزد. کارهایی را انتخاب کنید که کسی طالب انجام دادن آن نیست. مطمئن باشید که رئیستان خیلی زود از شما برای انجام اینکار تشکر خواهد کرد.
بدانید که ایجاد اعتماد زمان می برد. رابطه های بزرگ گاهی با کمی صبر ایجاد شده اند. به او نشان دهید که قابل اعتماد هستید.
نگویید که همه چیز را می دانید
ایحاد یک احساس خوب در رئیس جدید نیازی به دانستن همه چیز ندارد. البته شما می خواهید شخصی کاردان و با اطلاع به نظر آیید، اما بدانید این با نمایش دادن صحت پیدا نمی کند. وقتی فردی متخصص و کاردان نیستید، لزومی ندارد که خود را اینگونه نشان دهید. درضمن اکثر اوقات به جای تاثیر مثبت، تاثیر عکس روی رئیس خود خواهید گذاشت و باعث خواهد شد که درمورد هر چیز دیگری هم که می گویید رئیستان به شما شک کند.
اگر به جای اینکه بگویید، "می دانم، می دانم..." بگویید، "بیشتر درموردش تحقیق میکنم" یا "پیشنهاد می کنم از فلانی بپرسید او بیشتر اطلاع دارد.." بسیار فروتنانه تر است و رئیستان نیز بیشتر خوشش خواهد آمد.
وقتی کسی در مورد مطلبی که اطلاع چندانی از آن ندارد، کارشاسانه صحبت میکند، نشان دهنده ی این است که مغرورتر از این است که بخواهد از کسی سوال کند و کمک بگیرد. وقتی رئیس جدید به دنبال فردی قابل اعتماد است، اینکار شما اشتباهی بسیار خطرناک خواهد بود.
پس اگر درمورد چیزی اطلاع کافی دارید، سعی کنید آن را به بهترین صورت انجام دهید. و اگرنه حتماً از دیگران سوال کنید و کمک بخواهید تا به شما بهترین راه انجام آن کار را پیشنهاد کنند. آنچه باعث ارزش دار شدن شما می شود، کمک به رئیستان برای پیشبرد کارها به بهترین شکل است. پس غرور را کنار بگذارید و خودتان باشید.
تصویر شغلی خود را دوباره بسازید
داشتن یک رئیس جدید به این معناست که می توانید تصویر خود در شرکت را بازسازی کنید. شاید با رئیس سابق میانه ی خوبی نداشته اید و یا شاید هم داشته اید اما حالا او دیگر رئیس شما نیست.
بدانید که گذشته گذشته است و رئیس جدید احتمالاً از رابطه ی شما با رئیس سابق، درمورد شما قضاوت خواهد کرد.
اعتماد برپایه صداقت بنا می شود. اشتباهات گذشته دلیل بر تیره و تار کردن آینده تان نیست. اما اگر حقیقت را مخفی نگاه دارید، ممکن است آینده تان را نیز تیره و تار کند. اگر نگران اشتباهات گذشته تان هستید، بدانید که شما هم انسانید و انسان جایزالخطاست. به رئیستان نشان دهید که از اشتباهات گذشته تان درس گرفته اید و تشنه ی پیشرفت و ترقی هستید.
نقش جدید آنها را قبول کنید
از سیاست های شرکت خود را دور نگاه دارید. نباید کاری کنید که خطری برای رئیس و فرد بعدی که می خواهد جایگزین او شود به حساب بیایید. اینکار مخصوصاً وقتی که تصور می کنید شایسته ی منصبی بالاتر را داشته باشید اتفاق می افتد.
مطلب اینجاست که باید بفهمید که رئیس جدید دشمن شما نیست. و او با نشستن بر منصب مدیریت جای شما را نگرفته است. این شما بودید که نتوانستید قابلیت های خود را به افرادی که تصمیم می گیرند نشان دهید.
اما لازم به پنهان کاری هم نیست. می توانید خیلی رک و روراست به رئیس جدید بگویید که شما امیدوار به دست آوردن آن منصب بودید. صداقت همیشه دشمنی ها را از بین می برد. و به رئیستان نشان دهید که شما دو نفر می توانید با هم برای پیشبرد اهداف شرکت همکاری کنید.
از موقعیت بهترین استفاده را ببرید!
خوشامدگویی به رئیس جدید شرکت ممکن است تجربه ی خوشایندی نباشد. از این موقعیت استفاده کنید و خود را از دیگران جدا کنید. با نشان دادن قابلیت اعتماد و همکاری خود به رئیس جدید، نظر مثبت او را به خود جلب کنید.
منبع: آفتاب
¤ علی پورمحمود| ساعت 10:16 صبح پنج شنبه 5/2/87
نوشته های دیگران ( )

رفتارهایی که رئیس شما را آزار میدهد 
تازه به این محل کار آمده اید و می خواهید تاثیری مثبت روی رئیستان بگذارید. این خیلی خوب است اما کافی نیست.
حقیقت این است که وقتی وارد دنیای حرفه ای می شوید، بعضی عادات شخصی خودتان را هم وارد کار می کنید که ممکن است خوشایند رئیستان باشد یا نباشد. و این احتمال وجود دارد که شما دیدگاه درستی درمورد تفاوت آن نداشته باشید.
محیط شرکت طبق روال از قبل مقرر شده و ثابت عمل می کند و برای کارکرد خوب و بهره ور، بر الگوها، سیستم ها، چرخه ها، و پروسه های مختلف متکی است. چنین جوی، رفتارهای مختلفی در هر فرد ایجاد می کند—واقعیتی که فراموش کردن آن خیلی آسانتر از به خاطر داشتن آن است. همینطور که سعی می کنید جای پایتان را در شرکت محکم کنید، عاقلانه است که به خاطر داشته باشید که ایجاد عادت های خوب نیاز به تلاش بسیار دارد؛ درحالیکه عادت های بد خیلی سریع در انسان رشد می کند.
پس قبل از اینکه این عادت ها در شما ریشه بدواند، بهتر است با انواع مختلف عادت های بدی که کارفرما و رئیس از آنها متنفر است آشنا شده و از پرورش یافتن آنها جلوگیری کنید.
رئیس متنفر است وقتی......
* در کارتان انگیزه نشان نمی دهید
هیچ رئیسی دوست ندارد مجبور باشد مدام به شما بگوید که چه باید بکنید و چه نکنید. اینکار علاوه بر اینکه وقت گیر و خسته کننده است، اعتماد و اطمینان او را به توانایی هایتان از بین می برد. این رفتار نشانه تنبلی است و رئیس ها از آن متنفرند.
نباید اینقدر صبر کنید تا رئیس به شما بگوید چه باید بکنید، مخصوصاً در ساعت استراحت شرکت. وقتی رئیس ببیند در ساعت استراحت به جای گشت و گذار بیخود در اینترنت، با ابتکار یک قفسه از فایل ها را به ترتیب الفبا می چینید، مطمئناً نظرش درمورد شما عوض می شود.
وقتی خودتان را فردی بی انگیزه نشان دهید، ناخودآگاه رئیستان نظری منفی به شما پیدا می کند. رئیستان احتمالاً خیلی در کارش سرمایه گذاری کرده است، به همین خاطر چیزی که خیلی او را ناراحت می کند این است که شما به کارتان بی علاقه و بی انگیزه باشید.
* در کارتان بیش از حد انگیزه نشان می دهید
از طرف دیگر باید مراقب با شید که بیش از حد هم انگیزه نشان ندهید. مهم نیست که این انگیزه زیاد از جاه طلبی شما باشد یا انرژی زیادتان یا حتی میل به خوشنود کردن. این هم یکی از رفتارهایی است که رئیس زیاد از آن خوشش نمی آید.
مراقب باشید کارهایی که به شما محول می شود را بیش از حد و افراطی انجام ندهید. واقعاً نیازی به این کار نیست. وقتی می خواهید این احساس را ایجاد کنید که فردی سخت کوش و خلاق هستید، ممکن است دیگران تصور کنند بی کفایت هستید: چه لزومی دارد به جای اینکه وقتتان را صرف اضافه کردن رنگ و نمودار به تکالیف تحقیقیتان بکنید، چرا آنرا صرف انجام کارهای دیگر نمی کنید؟
خطر دیگر نشان دادن انگیزه زیاد این است که نسبت به ساختار درجه بندی بی حرمتی کنید. وقتی بالاتر و پایینتر از حد وظایفتان پیش بروید، این احتمال وجود دارد که این وسط پا روی دم شیر هم بگذارید.
* بهانه گیری می کنید
این یکی از آزاردهنده ترین رفتارهایی است که رئیس از آن متنفر است. اگر برای او بهانه بیاورید، به این معنی است که از وظیفه ای چشم پوشی کرده اید و با این بهانه ها می خواهید از این غفلت و اهمال کاری، دفاع کنید.
"من نتوانستم فلان کار را انجام بدهم چون در راه پنچر شدم و وقتی به خانه رسیدم دیگر خیلی دیر شده بود."
این گفته چه درست باشد و چه غلط، چیزی که رئیستان می شنود این است: "تقصیر من نبوده، پنچر شدن ماشین باعث شد نتوانم کارم را انجام دهم." چیزی که برای رئیستان مهم است این است که کار را انجام نداده اید، همین.
سرانجام باید تفاوت بین بهانه و توجیه را بدانید. اولی دنبال معاف کردن خود از تقصیر است، اما دومی به دنبال روشن کردن ابهام است. جزئیات غیرلازم که به بهانه بال و پر می دهد فقط ابهام بیشتری ایجاد می کند؛ نکته اصلی را اشتباه شما بوده، عنوان نمی کند. وقتی اشتباهتان را عنوان کنید—با فهمیدن و قدم گذاشتن برای اصلاح آن—تنها چیزی است که برای رئیستان مهم است.
و آخر اینکه، باید درمقابل پروبال دادن به بهانه هایتان مقاومت کنید. ممکن است راه حلی برای خلاص کردن خود از گیرودار این بهانه ها را می تراشید، اما با اینکار مشکلات دیگری برای خودتان درست می کنید.
* شکوه و شکایت می کنید
گله و زاری و آه و ناله مترادف هایی منطقی برای شکایت کردن است. و هیچ کس، به ویژه رئیستان، علاقه ای به شنیدن اینها ندارد. این هم یکی از رفتارها و عادت هایی است که رئیس از آنها متنفر است.
فقط به این خاطر که رئیستان هم در همانجا کار می کند و پول بیشتری در می آورد، به این معنا نیست که در بعضی جوانب کار، مثل شب دیر ماندن سر کار، از شما کمتر زحمت می کشد. او هم برای خود زندگی دارد و میداند که چه موقعیت هایی در اداره بدون تذکر شما، خوشایند نیست. باید تا می توانید از به زبان آوردن این قبیل عبارات خودداری کنید: "اَه خیلی سخت است" یا "من یه ساعت پیش با کسی قرار داشتم باید می رفتم."
قبل از اینکه دهانتان را باز کنید، باید فرق بین شکایت و انتقاد را بدانید. شکایت خیلی شخصی است و همه می توانند شکایت کنند. انتقاد نیازمند تلاش است چون باید سازنده باشد، یعنی قصد اصلاح چیزی را داشته باشد. اگر حرفی که می خواهید به زبان بیاورید، راه حلی را ارائه نمی دهد، اگر پیش پا افتاده و معمولی باشد حتی نمی تواند از یک راه حل دفاع کند. پس اینطور حرف ها را برای وقتی نگه دارید که خانه هستید نه محل کار.
* زیاد سوال می پرسید
به طور طبیعی سوال کردن چیز بدی نیست، مخصوصاً وقتی بخواهید قبل از انجام کاری که به شما محول شده، ابهامات خود را برطرف کنید. درواقع باید همه را به سوال کردن ترغیب کرد. اما سوال کردن بیش از حد، به ویژه سوالات احمقانه، رفتار و عادتی است که رئیس از آن متنفر است و ممکن است باعث عصبانی کردن او شود.
اینکار باعث هدر دادن وقت رئیس و نشانه بی کفایتی و بی عرضگی شما است. همچنین هوش و ذکاوت شما را هم زیر سوال می برد. اینکار باعث می شود مدیر قبل از محول کردن کاری به شما به خاطر بیاورد که بار قبل به یک نفر نیاز داشتید که دست شما را بگیرد و به شما بگوید چه بکنید و چه نکنید.
خط آخر اینکه رئیس ها معمولاً به کارمندانی ارزش می گذارند که آنقدر کاردان و چاره ساز باشند که بتوانند پاسخ این گونه سوالها را خودشان پیدا کنند.
عادت های بد را کنار بگذارید
بدون استثناء یک اصل در همه این عادت ها جاری است و آن اولین دلیلی است که باعث می شود رئیس از آنها متنفر باشد: همه این عادت ها به طریقی زمان و مکانی از رئیس را اشغال می کنند که در مالکیت شما نیست. با تلف کردن وقت او، او را از کار دیگرش انداخته اید—و او احتمالاً همیشه دلیل آن را به خاطر خواهد داشت.
ممکن است ببینید که برخی افراد، حتی باتجربه ترین افراد اداره، عادت ها و رفتارهایی که رئیس ها از آن متنفرند را ادامه می دهند. تعجب نکنید اگر دیدید همین افراد هستند که مدام از سقف شیشه ای شرکت شکایت می کنند، نمی توانند دیگران را به کاری ترغیب و تشویق کنند و به ندرت ترفیع می گیرند.
منبع : آفتاب
¤ علی پورمحمود| ساعت 4:25 عصر یکشنبه 1/2/87
نوشته های دیگران ( )

لطف بیش ازحد به همکاران جایز نیست !
نتایج تحقیقات جامعه شناسی و روانشناسی سازمانی و شغلی نشان میدهد که آن دسته از کارمندان دفتری که نسبت به نیازهای دیگران حساس بوده، با وجدان و وظیفه شناس باشد و در کل شخصی مطبوع به نظر برسد، بسیار کمتر از دیگران شانس ترفیع مقام خواهد داشت!
دکتر نیکوس بوزیونلوس (Nikos Bozionelos) از دانشگاه شفیلد انگلستان در این زمینه تحقیقات گسترده ای انجام داده است و میگوید دلیل این امر این است که کارمندان مذکور، نیازهای خود را در اولویت قرار نمیدهند. " افراد ملایم و مطبوع استعداد فراوانی در از خودگذشتگی دارند و مصالح خود را به خاطر دلخوشی دیگران به خطر می اندازند.
وی در اینجا به نکته بسیار مهمی اشاره میکند:" از آنجایی که افراد " خوب" تنها برای رضایت دیگران کار میکنند، معمولا وظایفی کم ارزش و پر زحمت که هیچکس دیگر انجام نمیدهد، به آنان واگذار میشود و این عده در نهایت تنها به انجام اموری میپردازند که در ارتقا حرفه ای آنان هیچ تاثیری ندارد.
اصولا فرهنگ غالب بر محیط کار نیز، اقتدار و حتی تهاجم را بیشتر میپسندد." گری نامی (Gary Namie) محقق و نویسنده نیز چنین نظری دارد، به گفته او "خوب بودن آدم را در دردسر میاندازد. خوبی موجب استثمار شدن است."
به گفته دکتر لویس فرانکل (Lois Frankel) ، افراد خوب به چند روش مختلف پایه کار خود را تحلیل میبرند که در اینجا به پنج مورد از رایج ترین آنها و روشهایی برای خارج شدن از این دایره اشاره شده است.
شما ...
1. اجازه میدهید اشتباهات دیگران موجب دردسرتان شود.
قبل از اینکه برای هماهنگی با اشتباه شخصی دیگر، کل برنامه زندگی خود را تغییر دهید، نقاط ضعف و قوت پذیرفتن یک خواسته نامعقول را بسنجید. گاهی اوقات برای خاموش کردن آتش شما انتخابی ندارید جز اینکه به سرعت وارد عمل شوید. اما در مقابل زمانهایی نیز وجود دارند که شما در آن حد آزادی عمل دارید که بایستید و بگویید :" این آن چیزی نیست که ما از ابتدا درباره اش گفتگو کرده و به توافق رسیده ایم.
از آنجایی که من باید برای انجام این برنامه جدید زمان بیشتری را به بررسی و کار اختصاص دهم، نمیتوانم آنرا در زمان پیشنهادی به پایان برسانم." نظر خود را طوری بیان کنید که شخص مقابل متوجه شود که قصد شما ارایه بهترین خدمات ممکن است و شما به همین دلیل به دنبال زمان و امکانات بیشتر هستید.
2. میگذارید دیگران به خاطر ایده های شما امتیاز بگیرند
تا کنون پیش آمده پیشنهاد جالبی را مطرح کنید و هیچ کس به آن توجهی نکند؟ و آیا متوجه شده اید که این پیشنهاد اجرا شده و شخص دیگری از مزایای آن برخوردار شده است؟ برای جلوگیری از دزدیده شدن ایده هایتان، حتما آنها را به صدای بلند و با اعتماد به نفس بیان کنید یا آنها را به صورت مکتوب برای مقام مسئول بفرستید.
اگر در جلسه ای بودید که کسی پیشنهاد شما را از طرف خود بیان کرد، با گفتن چیزی مانند این " به نظر میرسد که شما هم با آنچه من قبلا گفته ام موافق هستید، متشکرم و همینجا اعلام میکنم که در اینباره میتوانید روی کمک من هم حساب کنید." توجه دیگران را به خود جلب کنید.
3. در مواقع غیرضروری عذرخواهی میکنید.
معذرت خواهی را برای زمانی که واقعا خرابکاری کرده اید نگهدارید. اگر دچار اشتباهی شدید که واقعا ارزش عذرخواهی داشته باشد، تنها یک مرتبه پوزش بخواهید و سپس وارد مرحله رفع مشکل شوید. مشکل پیش آمده را به طور واقع بینانه ارزیابی کنید و روشهای برای رفع آن بیاندیشید. همواره از جایگاه برابر با قضیه برخورد کنید.
برای مثال : " با درنظر گرفتن اطلاعاتی که در ابتدا در اختیار من قرار گرفته بود، من به هیچ وجه نمیتوانستم حدس بزنم که شما چنین انتظاری داشته اید. اگر درباره آنچه درنظر دارید اطلاعات بیشتری به من بدهید، من اصلاحات لازم را اجرا خواهم کرد."
4. بدون وقفه کار میکنید.
از تعطیلات خود استفاده کنید و همچنین ناهار خوردن را فراموش نکنید. بی وقفه کار کردن موجب میشود که سراسیمه، بی کفایت و فاقد مهارت به نظر برسید. این کار بازده شما را هم کم میکند. به گفته کارشناسان برای برخوردار بودن از حداکثر تمرکز و دقت باید هر 90 دقیقه یکبار به خود استراحت بدهید.
5. کار دیگران را برایشان انجام میدهید.
مواقعی که دیگران بدون اینکه واقعا نیازی باشد، شما را مامور انجام کارهایشان میکنند تشخیص دهید و با تمایل خود برای رفع مشکل همه، مبارزه کنید. تمرین کنید بدون اینکه ناراحت یا عذرخواه به نظر برسید بگویید" خیلی دلم میخواست کمک کنم اما واقعا درگیرم." و گفتگو را ادامه ندهید.
شکی نیست که خوب بودن به هیچ وجه بد نیست بلکه اگر متوجه اعمال خود باشید و بتوانید تمایل طبیعیتان به کم ارزش دانستن و بی توجهی به نیازهای خود را کنترل و تعدیل کنید، میتواند محسناتی هم داشته باشد. اما آیا واقعا میخواهید روی سنگ قبرتان بنویسند :"در اینجا کسی آرمیده که همواره در محل کار نیازهای دیگران را به خواسته های خود ترجیح میداد."؟
منبع:سایت ایرانیان انگلستان
¤ علی پورمحمود| ساعت 6:0 عصر سه شنبه 27/1/87
نوشته های دیگران ( )

لزوم قدردانی از کارمندان
ایجاد یک برنامه برای قدردانی از افراد ، کار دشواری نیست. یک برنامه خوب، ارزش ها را در محیط کار بالا بردن و حس دوستی و محبت بین کارمندان و مدیران را نیز بیشتر میکند. اما بزرگترین مزیت این برنامه این است که افراد تمایل و انگیزه بیشتری برای کار پیدا می کنند که موفقیت شرکت را دوچندان خواهد کرد.
شیرین ماه ها بود که در یک شرکت بیمه کار می کرد. علاوه بر اینکه کارهای خود را خیلی خوب انجام می داد، صبح ها هم معمولاً زودتر از بقیه سر کار حاضر می شد و برای خود و دیگران چای درست می کرد. درست کردن چای جزء وظائف کاری او نبود، اما خودش دوست داشت که آن کار را انجام دهد و از اینکه می توانست به دیگران کمک کند احساس خوشنودی می کرد. او از کار خود لذت می برد و دوست داشت تا زمانیکه بتواند در آنجا بماند.
آرش از آندسته افرادی بود که حتی کوچکترین کارها هم از دید او مخفی نمی ماند و همیشه حرف مثبتی برای زدن داشت. او حتی در مقابل مدیر شرکت آقای کریمی به خاطر کارمندان خود فخر فروشی می کرد.
موقع شام، شیرین به خانواده اش می گفت که آرش دلیل او برای دوست داشتن کارش بود. آرش باعث می شد او از کارهای خود احساس خوشنودی و رضایت کند. او کوچکترین کارهای کارمندان خود را می دید و همیشه با زبان خوش از آنها قدردانی میکرد. شیرین می دانست که می توانست کار بهتر با حقوق بیشتری نزدیک خانه اش پیدا کند، اما تصمیم گرفته بود تا زمانیکه آرش رئیس اوست، همانجا بماند و کار کند.
اما سارا چیزی مغایر با این را تجربه کرده بود. او که معاون اجرایی یک شرکت بزرگ بود و 22 سال برای آن شرکت کار می کرد و رفته رفته مسئولیت های بسیار بیشتری را بر گردن گرفته بود. او احساس می کردن مسئولیت هایش 5 برابر وظائف اصلیش شده اند.
وقتی شرکت یک کارمند موقت که با او کار می کرد را اخراج کرد، دیگر طاقت او به سر رسید و به رئیسش گفت که چطور اینهمه کاری که او برای شرکت انجام می دهد را نمی بیند. و رئیس به جای ارزیابی میزان کار او و پیدا کردن یک راه حل، خیلی عادی به او می گوید، "مطمئناً خودت می توانی راهی برای آن پیدا کنی."
روز بعد سارا استعفا می دهد و الان یک کارمند متوسط در یک فروشگاه لوازم ساختمانی است. درست است که نیمی از پول آن موقع را درمی آورد اما دوبرابر آن از کارش لذت می برد. و احساس می کند که تلاشهایش در زمینه کار مورد توجه قرار میگیرد نه اینکه نادیده گرفته شود.
می خواهید بدانید که درس اخلاقی این داستان ها چه بود؟ ممکن است در نظر اول پول توجه آدم ها را به خود جلب کند، اما چیز دیگری هست که باعث حفظ انگیزه آنها برای ادامه کار می شود. بااینکه خیلی از افراد می گیوند به خاطر به دست آوردن پول و حقوق بهتر از کارشان بیرون آمده اند، تحقیقات نشان می دهد که فقدان قدردانی و تقدیر از کار آنها، یکی از مهمترین دلایل برای کناره گیری آنها از کارشان است.
معمولاً مدیران آنقدر درگیر کارهای روزمره خود می شوند که به کلی مهارت هایی را که برای مردم خیلی مهم است را نادیده می گیرند. خیلی از مدیران هم چندان تمایلی به تعریف کردن از دیگران ندارند. در چنین موقعیت هایی، یک اشاره و گوشزد از بالا میتواند کارآمد باشد. مدیر کل بیمارستانی را می شناسم که در ابتدای هر میتینگ کاری 5 ژتون امتیاز به مدیران مختلف بیمارستان می دهد تا آنها ژتون ها را به کارمندانی که می بینند کار خود را خوب انجام می دهند اهدا کنند و حق ندازند در جلسه هفته آینده شرکت کنند مگر اینکه همه این ژتون ها را اهدا کرده باشند.
ببینید چه چیز به کارمندانتان انگیزه می دهد
قبل از هر نوع برنامه ریزی، ببینید چه چیز به کارمندانتان انگیزه می دهد. تصور نکنید که میدانید و نیازی به فکر کردن ندارد. در شرکتی کار می کردم که مدیر آن تصور میکرد کارمندان پول را بهترین نوع قدردانی می دانند. اما بعدها مشخص شد که پول مهم نبوده است و پارکینگ برای آنها اهمیت بیشتری داشته است. آنها می خواستند اجازه پارک کردن در پارکینگ شرکت به آنها داده شود چون مجبور بودند ماشین هایشان را چندین خیابان آنطرفتر پارک کنند. با فهمیدن این موضوع، ما توانستیم برنامه بسیار عالی برای پارکینگ بریزیم.
کمی تنوع ببخشید
یکی دیگر از جنبه های مهم برای هر برنامه کارآمد، تنوع است. بعد از شش ماه همه برنامه ها کمی خسته کننده و تکراری می شوند. برای جالب تر و جدیدتر کردن برنامه تان کمی به آن تنوع ببخشید. رقابت های دوستانه بین دپارتمان های مختلف شرکت یا جایزه های غافلگیرکننده مثل تهیه دیدن میهمانی، شام در رستوران های خوب و از این قبیل می تواند ایده خوبی باشد. کارمندان می توانند خودشان تصمیم بگیرند که چه می خواهند. به این طریق از جایزه شان لذت بیشتری خواهند برد.
ایجاد یک برنامه برای قدردانی از افراد کار دشواری نیست. یک برنامه خوب، ارزش ها را در محیط کار بالا بردن و حس دوستی و محبت بین کارمندان و دیران را نیز بیشتر میکند. اما بزرگترین مزیت این برنامه این است که افراد تمایل و انگیزه بیشتری برای کار پیدا می کنند که موفقیت شرکت را دوچندان خواهد کرد.
منبع : اینترنت
¤ علی پورمحمود| ساعت 10:43 صبح یکشنبه 25/1/87
نوشته های دیگران ( )

نحوه رفتار و کنترل صحیح کارمندان
کارمندان یک مجموعه بعنوان یک بخش مهم از زیر ساخت های آن مجموعه بشـمار می روند. آنها هم مانند خریداران از اقشـار عـادی جـامـعــه بوده و باید با آنها برخورد درستی شود. در این مقاله روی صحبتمان با کارفرمایان بوده و قصد داریـم تـــا آنها را با روش هایی آشنا کنیم که به واسطه آن بتـوانـند بـرخـورد بـهتری بـا کـارکنـان خـود داشتـه و آنــها را خوشحالتر نگه دارند.
کـارکنـان بـه نـوبـه خـود بـه عـنـوان نـوع دیـگری از مشتری(خـریــدار) شناخته می شوند با این تفاوت کـه شـمـا یـک موقعیت شغلی را به آنها می فروشید. تنها چیزی که کمی عجیب است این است که آنها از شما پول می خرند و در ازای آن برایتان کار انجام می دهند. به هر حال این هم خود نوعی تجارت است. ارتباط طولانی مدت با یک مشتری ثابت، می تواند سود بالایی به شما برساند. هر چه بهتر با آنها کنار بیایید در نتیجه معامله بهتری نیز خواهید داشت.
نیازهای یک کارمند
آنها از شما انتظار دارند که با رعایت ادب و احترام برخورد کنید. باید به ارزش هایشان احترام بگذارید، به حریم شخصی لطمه وارد نسازید، و اجازه دهید کاری را که از عهده آن بر می آیند خودشان به تنهایی انجام دهند.
زندگی خصوصی کارمند
باید همواره به این مسئله توجه داشته باشید که کارمندان شما زندگی خصوصی خودشان را دارند. شغل آنها همه زندگیشان نیست. یکی از دوستان من قصد ادامه تحصیل داشت، اما کارفرمای او کلیه کارکنان را ملزم کرده بود که آخر هفته ها نیز به شرکت بیایند. او به کارفرمای خود گفت: "من نمی توانم روزهای پنج شنبه و جمعه را کارکنم چرا که باید سر کلاس های درسی ام حاضر شوم." کارفرما در پاسخ به او گفت که باید برنامه اش را تغییر دهد. او نمی توانست این شرایط را بپذیرد و تا مرز بیرون آمدن از شرکت نیز پیش رفت. او شغلش را دوست داشت، با همکارانش ارتباط خوبی برقرار کرده بود، درامدش مناسب بود، و می توان گفت که رویهم رفته همه چیز خوب بود، اما تنها مسئله ای که او را آزار می داد این بود که کارفرمایش به هیچ وجه به زندگی شخصی او احترام نمی گذاشت.
زمانیکه شما فردی را استخدام می کنید، 40 ساعت از زمان او را در طول هفته خریداری می کنید. اگر به مدت زمانی بیش از این مقدار نیاز دارید، باید با او سر میز مذاکره بنشینید. باید توجه داشته باشید که ما بقی زمان او از آن شما نخواهد بود چراکه هزینه ای برای آن پرداخت نکرده اید. به عنوان مثال فرض کنید شما مالک یک رستوران هستید؛ چه احساسی می کنید وقتی می بینید مردمی که برای صرف شام آمده اند با خرید یک پرس غذا، از شما انتظار داشته باشند که دسر مجانی هم به آنها بدهید؟
نکته دیگری که باید همواره به آن توجه داشته باشید این است که هیچ گاه ارتقای شغلی کارمندان خود را نادیده نگیرید. آنها را تشویق کنید تا تحصیلات خود را ادامه دهند، در کلاس های آموزش مختلف ثبت نام کنند، و به هر طریقی که می توانند اطلاعات و توانایی های خود را ارتقا بخشند.
حریم شخصی کارمند
همه افراد خواستار حفظ حریم شخصی خود هستند و این امر شامل کارمندان یک شرکت نیز می شود. به عنوان مثال یک گل فروشی را در نظر بگیرید که در صدد استخدام یک فروشنده نیمه وقت است. آنها برای استخدام کردن شرایط خاصی را در نظر می گیرند: هر موقع به شما نیاز داشته باشند باید در دسترس باشید، گواهی عدم سوء پیشنه، چک آپ کامل پزشکی، و اعتبار بانکی و پرینت حساب جاری خود را باید در اختیار آنها قرار دهید، به طور مکرر باید تست اعتیاد انجام دهید، وضعیت ظاهری خود را باید مطابق میل آنها درست کنید که این مورد شامل مو، طرز لباس پوشیدن و حتی ایستادن شما نیز می شود، آنها اطلاعات بیشتری در زمینه روابط خانوادگی شما می خواهند و نهایتاً پول خوبی هم نمی دهند!
این کار درست به نظر نمی رسد. صورتحساب بانکی لازم نیست، شما که نمیخواهید پولی به آنها پرداخت کنید، تاریخچه شغلی حتماً لازم است، گواهی عدم سوء پیشنیه شاید، اما پرینت حساب به هیچ وجه لازم نیست. باید بگویم که به عقیده من این مغازه گل فروشی برای همیشه آگهی استخدام خود را چاپ خواهد کرد.
احترام به مشاغل مختلف
اساس رابطه شغلی بر پایه شغلی است که ارائه می شود. اگر برای آن شغل احترام قائل نباشید، فردی که مسئول انجام آن می شود نیز متقابلاً هیچ احترامی برای شما قائل نخواهد شد. شاید یک اتاق پر از خدمه داشته باشید و هر روز صبح که وارد میشوید همه آنها به شما تعظیم کنند، اما اگر کار آنها را جدی نگیرید، آنها هم شما را جدی نمی گیرند و قلباً برای شما احترام قائل نیستند.
هر موقعیت شغلی باید اهداف مشخص و قابل فهمی را دنبال کند. از سوی دیگر، کلیه کارکنان نیز باید این نیاز را به درستی درک کرده باشند و بدانند که بدون وجود همکاری، هیچ کس به اهدافش نمی رسد. اگر واقعاً احساس میکنید که این شغل آنقدر اهمیت ندارد که بخواهید از نحوه انجام دادن آن آگاه شوید، بهتر است نه وقت خودتان را تلف کنید و نه وقت یک فرد دیگر را.
یکی از اولین مشاغل حرفه ای من، کار کردن در بخش "بیمه کیفیت" بود. سایر مهندسانی که در شرکت کار می کردند به من می خندیدند و فکر می کردند که این کار بیهوده است. کم کم متوجه شدم که کسی مرا جدی نمی گیرد و همه فکر می کنند که کار من ارزشی ندارد.
هیچ نقطه مثبتی در شغل من وجود نداشت. من ناامید و افسرده شده بود. هیچ کس دیگر هم تا به حال برای یک مدت زمان طولانی در این شغل باقی نمانده بود، چرا که ارزشش را نداشت.
یکی از همکارانم در قسمت خدمات ارائه اینترنت کار می کرد، زمانیکه مشتری ها به هر نحوی پیام های تجاری خود را در انتهای مقالات جای می دادند، او پیغام های تجاری آنها را مسدود می کرد. چه شغل فوق العاده ای، همه کارکنان از او تشکر می کردند و رضایت شغلی اش بالا بود. او در حقیقت کاری نمی کرد جز اینکه سایر افراد را ناراحت کند، در کارهای آنها اختلال ایجاد کند، و هزاران نفر نیز علیه او شکایت کرده بودند. کارفرما به افرادی که در این بخش کار می کردند نام "سوگلی" داده بود. فقط با یک تلفن، کاربرهایی که هرز نامه (spam) ایجاد میکردند را از شبکه حذف می کردند؛ - حتی بدون اینکه قبلاً به آنها هشداری داده باشند.
رضایت کارمند تضمین کننده رضایت مشتری
فرض کنیم که همه کارمدان شما راضی هستند. خوب؟ آنها حتی اگر راضی هم نباشند باز هم کار می کنند چون اگر کار نکنند حقوقی نخواهند داشت. با وجود این پس چرا باید خودمان را به زحمت بیندازیم و آنها را خوشحال نگه داریم؟
علاوه بر مسائل مالی، مقوله های اساسی دیگری نیز وجود دارد. یک کارمند راضی سعی می کند تا کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام دهد. دفعه آینده که یک شرکت سرویس بدی به شما ارئه داد، برای یک لحظه به کارمندی که این سرویس را به شما داده فکر کنید. متوجه می شوید که از شغلش راضی نیست. شاید از او چیزی خواسته اید که در حد توانایی هایش نیست و یا مجاز نیست که شما را به فرد دیگر ارجاع دهد. به عنوان مثال اگر شما تاکید می کنید که در ساندویچ خود پنیر نمی خواهید و گارسون ساندویچ را با پنیر می آورد، شاید این اشتباه از آشپز سر زده باشد و یا شاید مشکل دیگری در کار باشد. کلیه کارمندان یک شرکت باید تک تک همکاران خود را حمایت کنند تا شما به آن سرویسی که نیاز دارید، برسید.
خلاصه
هیچ کارمندی علاقه به کارفرمایی که به زمان و زندگی شخصی احترام نمی گذارد، ندارد. اگر شغلی داشته باشید که از عهده آن بر نیایید، به مرور زمان از آن کار متنفر می شوید؛ پس زمانیکه که در منصب استخدام و اخراج قرار می گیرید، مشاغلی را ایجاد کنید که ارزشمند و مفید باشند و اگر احساس میکنید که نمی توانید امکانات کافی در اختیار فردی که او را استخدام کرده اید، قرار دهید، پس نمی توانید سر او داد بزنید و از او ایراد بگیرید.
نهایتاً اگر کارمندان خود را، هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان افرادی مستقل در نظر گرفته و در کلیه شرایط آنها را جدی بگیرید، نتایج خیلی خیلی بهتری می گیرید. با انجام این کار رضایت شغلی نیز عایدتان می شود که به عقیده من به اندازه درآمد اهمیت دارد.
کاری که این هفته انجام می دهید: خط مشی های کلی شرکت را که برای کارمندان نوشته شده مطالعه کنید. اگر کلیه سیاست ها اجباری باشد و شما آنها را به کارمندانتان تحمیل کرده باشید، آیا بازهم می توانید رضایت شغلی داشته باشید!
منبع : اینترنت
¤ علی پورمحمود| ساعت 5:3 عصر چهارشنبه 21/1/87
نوشته های دیگران ( )

عوامل موثر بر وجدان کاری
برای آنکه فرد کار خواست شده ومورد نظر را انجام دهد چند حالت میتوان تصور کرد:
حالت اول: از طریق جبر و زور که عامل کار با کوچکترین تخلف به مجازات رسیده و همواره به خاطر ترس از کابوس مجازات سعی میکند با حداکثر توان خود کار کند.
حالت دوم: با تنظیم قوانین و مقررات و ایجاد انگیزههای مادی مناسب از قبیل افزایش دستمزد، اضافهکردن مزایای جانبی، کم کردن زمان کار و بهبود شرایط که در این حالت عامل کار تحت تاثیر این قبیل انگیزهها حداکثر تلاش خود را مبذول خواهد داشت.
حالت سوم: تقویت وجدان کاری و استفاده از انگیزههای مادی ضمن تقویت وتاکید بر اهداف معنوی.
وجدان کاری کارکنان تحت تاثیر عوامل مختلفی است که مهمترین آنها عبارتند از:
1- به کارگیری کارکنان بر اساس علاقه و توانایی و معیارهای قابل اندازهگیری
2- احتساب سختی، حساسیت و پیچیدگی کار در تنظیم حقوق و مزایا.
3- ارزیابی عملکرد ایشان برای ایجاد امکان پیشرفت.
4- تشویق و تنبیه کارکنان.
5- تقسیم کار مطلوب کارکنان.
6- انتصاب مدیران شایسته بر اساس تخصص، تجربه، وجدان کاری و علاقه به جای روابط و خصوصیات مربوط به کار.
برگرفته از آسیا نیوز
¤ علی پورمحمود| ساعت 10:15 صبح سه شنبه 21/12/86
نوشته های دیگران ( )


خانه
وررود به مدیریت
پست الکترونیک
مشخصات من
RSS
Atom

:: بازدید امروز ::
28
:: بازدید دیروز ::
69
:: کل بازدیدها ::
147905
:: درباره من ::
:: لینک به وبلاگ ::

::پیوندهای روزانه::
مارال [62]
:: دسته بندی یادداشت ها::
10 راه برای کنار آمدن با شغلی که از آن متنفرید . 101 نکته مدیریت تغییر . 12 اعتقاد رهبران بزرگ . 12نکته برای کارکردن باخانمها . 17 توصیه مهم در مدیریت . 20 نوع رئیس . 21پند مدیریتی . 30 روز اول کار شما به عنوان مدیر . آدمخوار . آزمایشگاه ادیسون . آموزش حلال همه مشکلات نیست . آنچه یک رئیس باید بداند . از فوائد پاره آجر! . از مزایای وقت شناسی . استراتژی جودوئی . اسم شرکت های مهم کامپیوتری چگونه انتخاب شده است؟ . اصول مدیریت ژاپنی! . اهمیت گوش دادن . اول رئیس . ایاز عزیز . ایجاد نشاط در محیط کار . ایده بهبود توپ های دریایی . بازسازی دنیا . بازی پنج توپ . برخورد با شکستهای شغلی . برنامه ریزی در کارها مهمترین عامل پیروزی در کسب و کار . بزرگترین اصل مدیریت در دنیا . بگو چه می بینی؟ . به سمت ترفیع . به یک نفر با قوه تخیل قوی نیازمندیم . بهره وری یعنی مفید کار کنیم نه زیاد . بیسکوئیت . پرسش 45 دلاری . پنج راه برای تقویت قوای ذهنی . پنج ویژگی مدیر برای تیم سازی . پوشش خوب . پیمانکاری در بهشت و جهنم . تاثیر مثبت بر رئیس خود . تبلیغات در نقطه خرید چیست؟ . تدوین استراتژی و مدیریت . تصویر ذهنی . تعریف مشاغل . تغییر مدیریت در سازمانها . تغییر موقعیت . تفاوتهای مدیران کارآفرین با مدیران سنتی . تفاوتهای من و رئیسم . توقف بی انگیزگی کارکنان . تولید بدون کارخانه . ثروت سازمانی . جایگاه مدیریت در نهج البلاغه . جایگاه نوآوری در مدیریت آینده . جرات تغییر؛ آغاز پیشرفت شغلی . چرا زنان مدیران بهتری هستند؟ . چرا کارمندان مطالعه نمی کنند؟ . چگونه ارتباط برقرار کنیم؟ . چگونه از دیگران انتقاد کنیم؟ . چگونه افرادی را که باهوشتر از شما هستند، مدیریت میکنید؟ . چگونه بر استرس در محیط کار غلبه کنیم؟ . چگونه به هدف بزنیم؟ . چگونه بهترین کارکنانم را حفظ کنم؟ . چگونه در بازی ارتباط برنده شویم؟ . چگونه رفتارمان را تغییر دهیم ؟ . چگونه یک اسم تجاری انتخاب کنید . چگونه یک مدیر دوست داشتنی باشیم؟ . چند دانه ی برنج . چند روز در سال کار می کنی؟ . چه تعداد از کارمندان خود را می شناسید؟ . چیزی به نام "شکست" وجود ندارد . حفظ کارمندان کلیدی در زمان تغییرات . حل مشکل چاله . خلاقیت و نوآوری در مدیریت . درس گرفتن از شکست ها . دعا کردن و سیگار کشیدن . ده دلیل اصلى شکست مدیران . دو گدا . دو نوع مدیریت . دور نمایی درمدیریت استراتژیک . دورکاری (کار از راه دور): مزایا و راهکارها . دیر گچین . دیوار ژاپن . راز موفقیت از زبان سقراط! . راز موفقیت مدیران موفق . راز موفقیت مرد کشاورز . راه های ساده، برای رسیدن به موفقیت . راهب جوان و زن زیبا . راههای شاد زیستن برای زنان . رفتارهایی که رئیس شما را آزار میدهد . رمز موفقیت . زنان در عرصه مدیریت . زندگی خروسی . ساندویچ فروش و پسرش . سرعت یعنی این! . سرمایه اولیه . سکه پیروزی . سنگ جاده . سنگ های مرمر شما کدامند؟ . سه پاکت نامه . شانگهای یا پکن . شخم زنی مزرعه . شش مرحله هر پروژه . شما چطور خالی می کنید؟ . شما را چگونه می شناسند؟ . شیره مالیدن سر رئیس . طریقه برخورد با رئیس جدید . علل بیانگیزگی کارکنان چیست؟ . علل عدم صداقت در سازمانها . عوامل موثر بر وجدان کاری . فنون بازار یابی . قانون ارتباطات در محیط کار . قانون باورها . قدرت باور . قورباغه در نوک برج . قیمت تمام شده یک مدیر . کار و کوشش در اسلام . کارمند را در سفر می توان شناخت . کارمند شما چه رنگی است؟ . کدام مدیران بهتر تصمیم میگیرند؟ . کلاه ایمنی !؟ . کلید ارتباط با دیگران . گربه معابد بودایی . لزوم قدردانی از کارمندان . لطیفه . مار را چگونه باید نوشت؟ . ماهی تازه . مدیر اثر بخش . مدیر عامل . مدیر موفق . مدیر یا رئیس؟ . مدیریت ; جمع گوناگونیها . مدیریت آهسته ; فرصت نیست شتاب مکن . مدیریت استراتژیک، افق طلایی سازمان ( 1 ) . مدیریت استراتژیک، افق طلایی سازمان(2) . مدیریت استراتژیک . مدیریت استراتژیک ، افق طلایی سازمان (پایانی) . مدیریت استراتژیک افق طلایی سازمان(3) . مدیریت انرژی فردی . مدیریت ایرانی ... ! . مدیریت بر مافوق . مدیریت بهره وری در خانواده . مدیریت پول . مدیریت حسینی . مدیریت خرید و تدارکات در پروژه . مدیریت راهگشا . مدیریت زمان . مدیریت شطرنجی . مدیریت شفاف . مدیریت هنر است . مطالعه تطبیقی خواستگاری و بازاریابی . موانع ارتقای شغلی کارمندان متواضع . ناسا و مشکل خودکار . نامه انتقالی . نحوه رفتار و کنترل صحیح کارمندان . نکته های زندگی . نیاز مدیران در قرن تنوع . نیازهای مدیریت در عصر جدید . هر اندازه که بتوانی . هر کسی را بهر کاری ساختند . همه همسران من! . هنر مردم داری . هوش فرهنگی؛ نیاز مدیران امروز . وقت کار فقط کار . وقت هرچه باشد طلا نیست ! . کار برد تکنولوژی ارتباط از راه دور در سیستم مدیریت نوین . کار گروهی . کارمند دانا و سازمان توانا .

:: آرشیو ::
مدیریت [86]
حکایت و لطیفه مدیریتی [62]
روانشناسی [37]
روانشناسی صنعتی [8]
موبایل [29]
کامپیوتر [18]
عمومی [20]
