سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
عمومی - رنگارنگ

رنگارنگ


   1   2      >

اهمیت گوش دادن در روابط بین فردی


 


1- مقدمه
در روابط بین فردی گوش دادن اهمیت زیادی دارد زیرا از طریق این مهارت می توانیم ضمن احترام گذاشتن به فرد مقابل، وی را به ادامه تعامل تشویق نموده و در نتیجه اطِلاعات بیشتری کسب نماییم. مثلاً یک مدیر موفق، برای تضمین اطّلاعات صعودی (از زیردست به بالا دست ) از مهارت گوش دادن استفاده می نماید چرا که توانایی خوب گوش دادن مدیر می تواند، برای آنکه زیردستان به گزارش پیام ها ادامه دهند، جو اعتماد به وجود آورد. در عین حال برای ایجاد و حفظ روابط خوب و مطلوب و جلوگیری از اختلاف نظرها، کشمکش ها و سود تفاهم باید دقیق شنیدن را آموخت و بکاربست.


2- گوش دادن فعال
گوش دادن در تعاملات اجتماعی به دو معنا به کار می رود. گوش دادن فعال اولین معنا می باشد. این فن اصولاً بر منعکس نمودن احساسات طرف مقابل تکیه دارد. برای اجرای این کار باید حداکثر استفاده را از حواس خود (شنوایی، بینایی) به عمل آوریم. روی آنچه شخص مقابل احساس می کند و بر زبان می آورد متمرکز شویم و با هدف درک کردن به او گوش دهیم. باید توجه نمود گوش دادن فعال ما زمانی نمایان می شود که رفتارهایی انجام دهیم که حاکی از توجه ما به طرف مقابل است. دومین معنا گوش دادن منفعل است. این نحوه گوش دادن بر جنبه های پنهان رفتار شنونده اطلاق می شود. مثلا ممکن است بطور پنهانی و بدون فرستادن پیام های کلامی و غیر کلامی، به صحبت های شخص مقابل گوش فرا دهیم. بنابراین در گوش دادن منفعل بدون آنکه رفتار خاصی انجام دهیم که نشانه توجه ما به دیگران است، اطلاعات آنان را جذب می کنیم.
در روابط بین فردی ما با مهارت گوش دادن فعال که شامل پیام های کلامی و غیر کلامی است سرو کار داریم. لذا برای کسب این مهارت باید رفتارهای کلامی و غیر کلامی آن را بشناسیم. پیام کلامی مانند بیان استنباط خود نسبت به نقطه نظرهای اصلی و احساسات گوینده با لحنی دوستانه، و پیام های غیرکلامی مانند تصدیق سخنان طرف سخنان طرف مقابل با استفاده از حالات چهره می باشند. بنابراین با توجه به مطالب فوق گوش دادن را اینطور تعریف می نماییم: گوش دادن عبارت است از «فرآیند شنیدن و انتخاب، جذب و سازماندهی، به خاطر سپردن و دادن پاسخهای مشخص به محرک های شنیداری و غیرکلامی». در این تعریف تاکید بر دریافت و فهم درست از علایم کلامی و غیرکلامی است.


3- علایم کلامی
یکی از نشانه های اصلی خوب گوش دادن در تعاملات اجتماعی استفاده از علایم کلامی است. این علایم به صورت تصدیق، تحسین، انعکاس احساسات، تعبیر و تفسیر کردن و .... در گفتار ما ظاهر می شود. بهره مندی از گفتار در تعاملات اجتماعی باید متعادل و متناسب با وضعیت و احوال شخص مقابل باشد زیرا افراط و تفریط در گفتار یا پرسش سئوالات نابجا باعث بی انگیزه شدن طرف مقابل به ادامه تعامل، از بین رفتن جو اعتماد و در نتیجه عدم کسب اطلاعات دریافتی کافی می شود.


3-1- تصدیق
این نوع از علایم کلامی شامل کلمات و عباراتی است که نشانه تایید یا موافقت با اعمال و گفتار طرف مقابل است. از تصدیق برای تقویت قسمت های مهم گفتار طرف تعامل و جهت دادن به آن استفاده می نماییم. نمونه های آن عبارتند از «بله»، «درسته»، «همینطور است که شما می گویید» و صدای غیر لغوی مانند «اهوم».


3-2- تحسین
تحسین هم مانند تصدیق نوعی تقویت مثبت است. ولی فراتر از یک تایید ساده یا توافق با گفتار و اعمال طرف مقابل است. از انواع تحسین کلامی می توان به عباراتی مانند «آفرین!»، «چه جالب!»، «ادامه بده»، «عالیه» اشاره نمود که متناسب با وضعیت به کار می روند.


3-3- انعکاس احساسات
انعکاس احساسات نوعی همدردی (شاخه ای از مهارت زندگی است) به حساب می آید و کاربرد آن زمانی است که شخص مقابل نیاز به یک همدرد برای کسب آرامش دارد. مثلا وقتی کسی ناراحت، عصبانی و آشفته حال است باید از این فن استفاده نمود. برای بازگرداندن احساسات باید به دقت به صحبت های طرف مقابل گوش فرادهیم تا از نیازها و مسائل اصلی او با خبر شویم و گفتار خود را براساس آن نیازها تنظیم نماییم.


3-4- تعبیر و تفسیر کردن
با استفاده از گنجینه لغات شخصی خود، مطالبی را که شنیده ایم برای گوینده تفسیر می کنیم. با این کار مطمئن می شویم که سخنان وی را درست فهمیده ایم و همچنین نشان می دهیم که در طول تعامل با دقت به سخنانش گوش داده ایم.


4- علایم غیر کلامی
پاسخ های غیر کلامی نیز نقش مهمی در گوش دادن بازی می کنند. برخی از این رفتارها نشانه توجه به گوینده و برخی هم نشانه بی توجهی به اوست که باید به آنها اهمیت داد. از علایم غیر کلامی رایج می توان به «تکان دادن سر»، «حالات چهره»، «وضعیت بدنی»، «تماس چشمی مستقیم» اشاره نمود که در ذیل به تفسیر اجمالی این موارد می پردازیم.


4-1- تکان دادن سر
سر تکان دادن در مذاکره، علامت توجه به گفته های طرف مقابل است. این مساله باعث تشویق گوینده به ادامه تعامل و در نتیجه کسب اطلاعات بیشتر توسط ما می شود.


4-2- حالات چهره
حالت چهره بیانگر هیجانات درونی ما می باشد که نسبت به صحبت های شخص مقابل ابراز می کنیم. مانند «بالا انداختن ابروها» که نشانه تعجب شنونده است.


4-3- وضعیت بدن
وضعیت بدن می تواند معرف نگرش های مثبت و منفی و سطح هیجانات و تمایات باشد. لذا باید به نحوه نشستن یا ایستادن بسیار توجه نمود زیرا طرف تعامل از وضعیت بدنی ما تصمیم به ادامه یا قطع مذاکره می گیرد.


4-4- تماس چشمی مستقیم
نشانه گوش دادن به گفته های طرف مقابل است. حال اگر شنونده باشیم بیش از وقتی که صحبت می کنیم از نگاه استفاده می نماییم و نسبت به گوینده نگا ه های طولانی تری داریم.


5- نتیجه گیری
اگرچه ما می توانیم بدون استفاده از هر گونه علایم کلامی و غیر کلامی به صحبت های دیگران گوش فرادهیم اما بهتر آن است که این موضوع را به طرف مقابل نشان دهیم. پاسخ های کلامی و هم غیرکلامی در گوش دادن فعال نقش موثری دارند. در حقیقت علایم کلامی و غیر کلامی گوش دادن فعال طوری در هم آمیخته اند که اگر یکی از این دو کانال ارتباطی گویای عدم توجه ما باشند طرف مقابل آن را حمل بر گوش ندادن ما می کند


 


منبع :  راهکار مدیریت




¤ علی پورمحمود| ساعت 9:28 صبح جمعه 19/7/87
نوشته های دیگران ( )

چگونه صبح ها براحتی از خواب بیدار شویم؟

آیا صبح ها به سختی از خواب بیدار می شوید؟ آیا به سختی روز خود را شروع میکنید؟



اگر شما هم جزء یکی از افرادی هستید که بیرون پریدن از رختخواب برایشان کار دشواری به نظر می رسد، تا کنون شده از خودتان بپرسید که دلیلش چیست؟ چرا فقط برای یک دقیقه بیشتر چرت زدن مکرراً روی زنگ ساعت می کوبید و نهایتاً هم باید چهار دست و پا از روی تخت پایین بیایید. آیا دلیل این امر آن است که شما به اندازه ی کافی استراحت نمی کنید و خوابتان به اندازه نیست؟ آیا پیش از رفتن به رختخواب غذاهای سنگین مصرف می کنید؟ آیا به اندازه کافی ورزش نمی کنید؟



شاید هم دلیلش این باشد که شما به اندازه ی کافی "انگیزه" برای زودتر بیدار شدن از رختخواب ندارید. شاید زندگی برایتان آنقدر هیجان انگیز و لذت بخش نیست که بخواهید از خواب بلند شده و روز خود را شروع کنید. برای یک لحظه هم که شده به این موضوع فکر کنید! آیا احساس می کنید که زندگی خسته کننده و بی ثمری را دنبال می کنید؟


اگر زندگی فعلی تان خوشحالتان نمی کند، همین حالا وارد عمل شوید و شرایط خود را تغییر دهید. شما یکبار بیشتر شانس زندگی کردن را ندارید، پس بهتر است از این فرصتی که در اختیارتان قرار گرفته به بهترین نحو استفاده کنید. کارهایی را انجام دهید که از آنها لذت می برید. به این فکر کنید که انجام آن کار چه شور و اشتیاقی را میتواند در وجود شما زنده کند و سپس با این تفکر به انجام آن کار اهتمام ورزید.



اگر بی میلی و تنبلی به شما اجازه نمی دهد که کاری را شروع کنید، و یا صرفاً با کمبود انگیزه ی کافی روبرو هستید، در این قسمت شیوه هایی را به شما معرفی میکنیم تا به واسطه ی آن بتوایند خودتان را در مسیر صحیح دست یابی به خواسته ها و نهایتاً رسیدن به موفقیت قرار دهید.



1- به این موضوع فکر کنید که با تنبلی و بی میلی فقط لذات بیشماری که می توانید در زندگی بدست آورید را از خود دریغ می کنید. چرا اجازه می دهید نعمت های شگفت انگیز زندگی از کنار شما بگذرند؟ از این دید به قضیه نگاه کنید: زندگی آنقدر کوتاه است که حیف است لحظات خود را در خواب سپری کنید. باید بلند شوید، دست به کار شده و از زندگی خود لذت ببرید. کاری را پیدا کنید که انجام آن به شما آرامش و اشتیاق میدهد. باید لحظه لحظه ی زندگی را برای خود لذت بخش سازید.



2- حالا که متوجه شدید که چه کارهایی که نمی توانید انجام دهید، انجام آنها را به صورت یک هدف در ذهن خود در بیاورید و صبح ها به آنها فکر کرده و برای عملی کردنشان خودتان را وادار کنید که راس ساعت مقرر از رختخواب بیرون بیایید. انجام چنین کاری به صورت روتین ذهن شما را برنامه ریزی می کند و به مرور زمان این توانایی را پیدا می کنید که به محض اینکه ساعت زنگ زد فوراً از جا بلند شوید. وقتی صدای زنگ ساعت را قطع کردید با خود عباراتی از این قبیل را تکرار کنید: "امروز بهترین روز زندگی من خواهد بود و من قصد دارد بیشترین استفاده را از زمان خود ببرم." سپس با اعتماد به نفس کامل از رختخواب بیرون آمده، قدم بر روی زمین بگذارید، به عضلات خود کشش دهید و سر را بلند نموده و مستقیماً به زیر دوش بروید.



3- در حالیکه دوش می گیرید و با صدای بلند آهنگ مورد علاقه تان را می خوانید، برای روز خود برنامه ریزی کنید. (البته اگر تا آن لحظه برنامه هایتان را هماهنگ نکرده اید). تمایل دارید امروز چه کارهایی را انجام دهید؟ چه کار پر اهمیتی وجود دارد که شما باید آن را انجام دهید؟ کارهایتان را اولویت بندی کنید و ببیند چه کاری را باید زودتر انجام دهید و چه کارهایی را می توانید به زمان دیگری موکول کنید؛ اما نکته ی قابل توجه: سعی کنید ابتدا کارهایی را برای انجام دادن انتخاب کنید که لذت بیشتری به شما میدهند و بعد با انرژی زیاد به سراغ کارهای دیگر بروید.



4- همین طور که روز شما به جلو پیش می رود به ترتیب کارهایی که باید انجام میدادید را مرور کرده و به خودتان قول بدهید که تا پایان روز کلیه ی آنها را انجام دهید. شاید 1 کار باشد، شاید هم 3 -4 کار مختلف، به هر حال فرقی نمی کند. هدف اصلی شما در ابتدای راه این است که یاد بگیرید کارها را انجام دهید و آنها را به پایان برسانید. فقط باید عمل کنید و کارها را انجام دهید. با تمرکز کردن بر روی کارهایی که می بایست در طول روز انجام دهید، عادت چرت زدن نیز از بین خواهد رفت.



زمانیکه میل باطنی شما به انجام کارهای متفاوت افزایش پیدا کند، به چیزهایی میرسید که در گذشته خواب آنها را هم نمی دید. این امر روحیه و انرژی بسیار زیادی را در وجود شما ایجاد می کند. اصلاً تعجبی ندارد که پس از چند روز، زنگ ساعت را  چند دقیقه زودتر می گذارید و آخر هفته هایی را که فقط در رختخواب سپری می شد، مفید تر سپری خواهد شد. شما خودتان به صورت خودکار صبح ها زودتر از خواب بیدار می شوید تا به همه ی برنامه هایی که در ذهن دارید برسید.



همانطور که در بالا مشاهده کردید، اولین گام برای داشتن یک زندگی رضایت بخش این است که به محض اینکه ساعت زنگ می زند، از رختخواب بلند شوید. از این طریق حس مسئولیت پذیری شما نیز تا چند برابر افزایش پیدا خواهد کرد. فکر نمی کنم تمایلی داشته باشید که تمام روز خود را در رختواب سپری کرده و به گذر عمر خود چشم بدوزید و به کارهایی که می توانستید انجام دهید و ندادید غبطه بخورید.



سعی کنید مسئولیت پذیر تر باشید تا بتوانید بیشتر از زندگی لذت ببرید. به این مطلب فکر کنید که اگر به طور روزانه تنها 20 دقیقه بیشتر برای بهبود زندگی خود قدم بردارید، آنوقت نتیجه کار پس از 1 سال یا حتی 6 ماه چه می شود؟



همین حالا برای تجربه ی یک زندگی بهتر دست به کار شوید.


 


منبع : اینترنت




¤ علی پورمحمود| ساعت 9:40 صبح چهارشنبه 11/2/87
نوشته های دیگران ( )

               وقت هرچه باشد طلا نیست !                                    View Full Size Image


وقت هرچه باشد طلا نیست! شاید تصور کنید می خواهیم شوخی کنیم. زیرا از قدیم به ما عکس این مطلب را گفته اند و ادبیات ایرانی پر است از سخنان نغز و دلنشینی که نسبت به ارزش و قدر و منزلت وقت بیان داشته اند. آری، ما هم با شما موافقیم ولی شاید توجه کرده باشید که متاسفانه این گفتارها، چندان در نحوه زندگی مردم ما تاثیر نکرده است. اشتباه نکنید، این بار قرار نیست با مقاله ای از سری بحث های آسیب شناسی اجتماعی مواجه شوید. بلکه روی سخن با شما خواننده عزیز است که به قدرت عظیم و سرمایه گرانبهایی که در وجودتان نهاده شده، واقفید. بر این اساس اگر وقت و زمان، گرانبهاست، بخاطر ارزشمند بودن انسان است والا چگونه می تواند بخودی خود ارزشمند باشد؟ در اینصورت با ما موافق خواهید بود اگر بگوئیم: «ای انسان، وقت طلا نیست; تو گران بها»ترینی.» در اینجا می خواهیم با مفهوم صحیح «مدیریت زمان» آشنا شویم که مقصود از آن مدیریت بر زمان نیست; بلکه مقصود مدیریت بهینه برنامه ها و فعالیت هایی است که در بستر زمان صورت می پذیرد. بر این اساس با فراگیری آموزه های «مدیریت زمان» به مدیریت شخصی(Management Self) در ارتباط با زندگی فردی و سازمان دست می یابیم. بنابراین رویکرد، «زمان» عاملی است با قابلیت انعطاف نامحدود برای دسته بندی بهینه فعالیت ها که می تواند در خدمت افزایش توانمندی انسان قرار گیرد.


اینک به خاطر بیاورید که چند بار در طول زندگی احساس کمبود وقت نموده و آرزو کرده اید که ای کاش در هر روز بجای 24ساعت، 48ساعت وقت می داشتید؟ حال، اگر به شما بگویند آرزوی شما برآورده شده، چه احساسی خواهید داشت؟ کلید تحقق این آرزوی شما در آموزه های علم مدیریت زمان می باشد. این علم به شما می آموزد که چگونه می توانید بخشی از اوقات خود را آزاد کنید; دقیقا مثل موقعی که با کمبود فضا مواجهیم و با یک مدیریت صحیح نسبت به لوازم و اشیا به فضایی باز دست می یابیم. یعنی همان عملی که در شرکت های بزرگ موجب میلیون ها دلار صرفه جویی و سود می شود. یکی از مهم ترین مسایل انسان در هر شرایطی، هر سن و سالی و با هر مذهب و اعتقادی، مسئله «موفقیت» می باشد. تمام دانشمندان و محققان نیز در تلاشند تا انسان را در موضوعات مختلف یاری رسانند تا بتواند مسایل مختلف خود را حل کند. تازه خودشان نیز در این تلاش علمی و تحقیقی به دنبال کسب موفقیت هستند. اولین نکته ای که باید در این خصوص توجه کنیم اینست که «موفقیت» تابع یک فرآیند است(Sucess of Process) و ما باید ارکان این فرآیند را در یک تحقیق جامع و گسترده در زندگی شخصی و سازمانی خود بدست آوریم. نکته دوم به تعریف موفقیت مربوط می شود: «موفقیت» عبارت است از نیل رضایتمندانه به اهداف از پیش تعیین شده در زمان معین. بر اساس این تعریف، اگر در زندگی خود هدفی نداشته باشیم، موفقیتی هم نخواهیم داشت و به قول یک مثل غربی، باد موافق برای کشتی بدون مقصد بی معناست! در گام دوم بر اساس یک تحلیل علمی باید فاصله خود تا اهدافمان را تعیین و مسیری که ما را به وضعیت مطلوب می رساند، شناسایی کنیم. بر این اساس مدل حرکتی ما در فرآیند موفقیت به صورت زیر خواهد بود: و اینک باید توجه داشیته باشیم یکی از عواملی که موجبات رضایت ما را درفرآیند موفقیت تامین می کند، مساله «زمان» تحقق هدف می باشد. پس باید با طراحی یک برنامه زمان بندی شده زمان دقیق تحقق اهدافمان را بدست آوریم و از اینجاست که پای مدیریت زمان در فرآیند موفقیت به میان می آید. بکارگیری آموزه های این علم موجب می شود که ما زمان کافی برای پرداختن به برنامه های خود بدست آوریم تا به موقع و با هزینه معقول اهدافمان را محقق کنیم. مهم ترین اصل در این میان، اولویت بخشیدن به فعالیت ها و تقسیم آنها به امور فوری و ضروری است که در اینصورت امور غیرفوری و غیرضروری خودبخود از زندگی ما حذف می شوند. همچنین در طراحی یک برنامه مناسب، با توجه به رسالت و بینشی که برای خود تعیین می کنیم، اولا نیازمند انتخاب و ثانیا اتخاذ تصمیمات استراتژیک هستیم. آموزه های علم مدیریت استراتژیک نیز از اینجا وارد فرآیند موفقیت می شود و ده ها تئوری و روش و شیوه ارائه می دهد تا برنامه ای که مسیر ما را به سوی اهدافمان تعیین می کند، کار آمدتر شود. پس از تعیین هدف و تعیین مسیر بر اساس طراحی یک برنامه زمان بندی شده با استفاده از تکنیک های مختلف برنامه ریزی، نوبت به اجرای برنامه می رسد که خود محل بحث ده ها تئوری و روش اجرایی است. اما یک نکته کلیدی در این مرحله اینست که در حین اجرا و پس از هر دوره زمانی، باید دستاوردهای خود را ارزیابی و نتیجه آن را در برنامه اعمال کنیم. این امر موجبات تصحیح رفتار خود و برنامه هایمان را فراهم می نماید که در نتیجه اجرای آنها، قله اهدافمان فتح گردد. اینک با بررسی دقیق فرآیند موفقیت، به یک نتیجه بسیار مهم و اساسی دست می یابیم و آن اینکه با انجام همه این فعالیت ها و در واقع با اعمال مدیریت شخصی به بخشی از توانمندی های بیکران خویش می رسیم و با تحقق اهدافمان، گوهر گران بهای خود را در بستر شیرین «موفقیت» می یابیم. بر این اساس شما نیز با ما هم عقیده خواهید شد که: ای انسان، تو می توانی، اگر از امروز اراده کنی.


 


 


منبع : روزنامه ابتکار




¤ علی پورمحمود| ساعت 7:51 صبح سه شنبه 3/2/87
نوشته های دیگران ( )

جشن سیزده بدر


سخن پیرامون جشن سیزده بدر همانند دیگر جشن های ملی و باستانی، نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد ،
و در این راستا کوشش من این بوده که خرد ورزانه ترین و در عین حال مستند ترین گفتارها، مقالات و نگرش ها را در این زمینه گرد آوری کنم تا مبادا خدشه ای در شناساندن آیین های کهن وارد سازم.
بر این پایه بهتر دیدم تا در آغاز سخن مقدمه ای را پیرامون عدد 13 و روز سیزدهم و اینکه آیا این عدد و این روز در ایران و فرهنگ ایرانی نحوست داشته یا نه فراهم آورم...


نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایران، هیچ¬یک از روزهای سال نحس شمرده نشده، بلکه چنانچه می¬دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام¬هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند ، و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاه¬شماری ایرانی تیر روز (در زبان اوستایی و پهلوی تشتر یا تیشتر) نام دارد که از آن ِ ایزد تیشتر، ایزد پدید آورنده¬ی باران می¬باشد و نیاکان فرهیخته¬ی ما از روی خجستگی، این روز را برای جشن انتخاب کرده¬اند. همچنین هیچ دانشمندی یا هیچ¬یک از متون کهن از این روز به بدی یاد نکرده¬اند بلکه در بیشتر مقالات مکتوب و کتاب¬ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده¬اند.
برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه¬ی «سعد» به مانک نیک و فرخنده آورده شده است، اما پس از حمله¬ی تازیان و ورود اسلام به ایران از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس می¬دانستند و سیزدهم هم جز این روزها بوده، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند برای مثال دو بیتی¬ای از ابونصر فراهی هست که نحوست روزهای ماه را بیان می¬کند:
هـفـت  روزی  نحس  بـاشـد  در  مهی       زان  حذر  کـن  تـا  نـیـابـی  هیـچ  رنج
سـه  و  پـنج  و  سیزد ه بــا  شانزده       بیست¬ویک و بیست¬وچهار و بیست¬وپنج
از سویی دیگر در زمان حکومت صفویان این بار فرهنگ اروپایی وارد ایران شد که شوربختانه آنان نیز عدد 13 را نحس می¬دانستند، و هنوز هم با پیشرفت¬های علمی و تکنولوژیکی عمیقا به این موضوع اعتقاد دارند، که البته تنها به این ختم نمی¬شود و مثال¬های بسیار دیگری مانند دیدن گربه¬ی سیاه، رد شدن از زیر نردبام یا گذاشتن کلید روی میز و بسیاری موارد خرافی دیگر وجود دارند که خوشبختانه تا کنون وارد فرهنگ ما نشده¬اند.
تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی در مورد عدد سیزده وجود دارد «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.
اما وقتی درباره¬ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می¬کنیم منابع معقول و مستند به سوابق تاریخی زیادی را می¬یابیم همان¬طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد مقدس و بزرگواری در آیین زرتشتی است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می¬باشد.
فرودین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یاد آور دوازده ماه سال است ، روز سیزدهم  را پایان رسمی دوره ی نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند و به قول امروزی ها حسن ختامی بود بر بزرگترین جشن سال.
در کتاب « المحاسن و الاضداد » گفته شده :
« در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام برپا می کردند که در هریک از آنها یکی از حبوبات دوازده گانه را می کاشتند و کُـشتی که از پشم گوسفند بافته می شود، شش قسمت است که هر قسمت دوازده رشته می شود که بطور مجموع هفتاد و دو نخ می شود ، می بستند. عدد شش اشاره است به شش گاههنبار وعدد دوازده به یاد دوازده ماه است و هفتادودو هم به هفتادودو فصل یسنا اشاره است.
تاریخچه ی سیزده بدر
همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید میدانند درباره ی سیزده به در هم روایت هست که :
« جمشید شاه پیشدادی روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون ازخانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کردند اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده به در از روی منابع مکتوب ، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند ، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد دکتر غیاث آبادی پژوهشگرتاریخ وفرهنگ ایران باستان و باستان ستاره شناس در این باره به گسترش بسیار، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری این جشن اشاره می کند که بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه ، هر چقدر دامنه ی گسترش باوری فراخ تر و شیوه های برگزاری آن متفاوت تر باشد ، نشان دهنده ی دیرینگی بیشتر آن است.
همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام « زگموگ » و در بابل با نام « آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.
شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر
همانگونه که اشاره شد شیوه های برگزاری این جشن و همچنین مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت ، اما همانطور که میدانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی ، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گرد آوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند بخشی دیگر از آیین های سیزده به در را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.
برای نمونه فال گوش ایستادن ، فال گیری ( به ویژه فال کوزه )
گره زدن سبزی و گشودن آن ، بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)
ونمونه های پرشماردیگر...
علاوه بر این¬ها آیین های سیزده به در مانند چهارشنبه سوری و نوروز پر شمار زیبا و دوست داشتنی است؛ بازی های گروهی ، ترانه ها و رقص های دسته جمعی ، گرد آوری گیاهان صحرایی ، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی ، سوارکاری ، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب « آناهیتا » و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد ، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یاد آور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.
علف گره زدن
افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی « کـیـومـرث » حائز اهمیت زیادی است ، در « اوستا » چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.
گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِـنی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :
« مَـشـیـه » و « مَـشـیـانـه » که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند ، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی « موُرد » ، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند...
این رسم از زمان « کیانیان » تقریبا متروک شد و در زمان « هخامنشیان » دوباره شروع شد و تا امروز باقی مانده است. در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است:اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را « گـل شاه » نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گــل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند....
همانگونه که شباهتی بین چارشنبه‌سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شیوه‌های اصیل و کهن آن وجود ندارد، سیزده‌ بدر امروزی نیز تنها نامی از یک جشن کهن را برخود داشته و هیچ شباهتی به آیین کهن و یادگار نیاکان ما ندارد.
نحوه اجرای این جشن، مانند بسیاری از دیگر آیین‌های ایرانی، عمیقاً از شیوه اصیل و باستانی خود دور شده است و به شکل فعلی آن، دارای سابقه تاریخی در ایران نیست.
اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزه‌های نوروزی خود را در این روز به صحرا می‌برده و برای احترام به زمین و گیاه، آنرا در آغوش زمین می کاشته‌اند، امروزه ما آنرا بسوی یکدیگر پرتاب می‌کنیم و تکه‌تکه‌اش می کنیم
سیزده‌بدرِ پیشینیان ما، روزی برای ستایش تیشتر، برای طلب باران فراوان در سال پیش رو، برای گرامیداشت و پاکیزگی طبیعت و مظاهر آن، و زیست‌بوم مقدس آنان بوده است. در حالیکه امروزه روز ویرانی و تباهی طبیعت است. بر این باورم که برای سپندارمذ ایران، ایزدبانوی زمین سرسبز، هیچ روزی غم‌انگیزتر از سیزده‌بدر امروزی ما نیست.
 
 
منابع:
تاریخ نوروز و گاه شماری ایران - عبدالعظیم رضایی
اصل و نسب و دین¬های ایرانیان باستان - عبدالعظیم رضایی
راهنمای زمان جشن‌ها و گردهمایی‌های ملی ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
سخنرانی¬ استاد غیاث آبادی در بنیاد جمشید پیرامون جشن¬های ملی ایران و سیزده بدر




¤ علی پورمحمود| ساعت 8:47 صبح سه شنبه 6/1/87
نوشته های دیگران ( )

یکى از سنت هاى حسنه و با ارزش عید نوروز که تا روز سیزده رایج است، دید و بازدیدها است که میان فامیل، دوستان انجام مى گیرد و در کتب روایى ما به عنوان «صله رحم»نام برده شده است.البته لازم است، در این باره به اولویت هایى توجه داشت
دیدار از خانواده شهدا و جانبازان
دیدار از بستگان نزدیک
دیدار از دوستان
عیدى دادن مخصوصا به نونهالان
آشتى دادن برادران وخواهران دینى و رفع کدورت از بین آنها


اعیاد چهار نوع است


اول، اعیاد دینى مانند عید فطر و عید قربان که مسلمانان جهان این روزها را عید مى گیرند


دوم، اعیاد مذهبى مانند عید غدیر و عید نیمه شعبان که شیعیان جشن مى گیرند


سوم، اعیاد ملى مانند روز آزادى و استقلال برخى از ملتها از چنگ استعمار


چهارم، عید طبیعى و تکوینى مانند عید نوروز که در آغاز بهار و سال نو مطرح مى شود



در اسلام روزهایى به عنوان عید اعلام گردیده است که مهمترین آنها عبارتند از: اول شوال (عید فطر)، دهم ذیالحجه (عید قربان)، هیجدهم ذى الحجه (عید غدیر)، بیست و هفت رجب (روز مبعث) و جمعه و تمام این روزها به نوعى بازگشت به خویشتن و احساس مسوولیت و به انگیزه تحول و انقلاب درونى است نه صرف شادى و شادمانى



بنابراین عید نه جامه رنگارنگ پوشیدن است که این عید کودکان است. نه شربت و شیرینى و غذاهاى متنوع خوردن است که این عید شکمبارگان است. نه به سیاحت و تفرج بى محتوى پرداختن است که این عید ولگردان است. نه بى بندوبارى و هرزگى و عیاشى کردن است که این عید بوالهوسان است. نه قاه قاه خندیدن و همدیگر را به مسخره گرفتن است که این عید غافلان است و نه سبزه رویاندن و سفره هفت سین چیدن و آتش بازى کردن است که این عید خرافه پرستان است.


هیچ کدام از اینها مفهوم عید از دیدگاه اسلام نیست که عید اسلامى براى موفقیت در راه انجام وظیفه و تطهیر نفس و تصفیه جان از ناپاکیها و تمرین صبر و استقامت و شکستن غرور و خودخواهى است


و اگر بخواهیم عید نوروز براى ما یک عید واقعى باشد باید به ارزشهاى اسلامى این عید که در سایه تعالیم اسلامى رنگ دینى پیدا کرده توجه نموده و از ضد ارزشهاى عید که احیاى ارزشهاى جاهلى و از سنتهاى دوران آتش پرستى است دورى نماییم در این جا مرورى داریم به ارزشها و ضد ارزشهاى عید نوروز


نظافت و خانه تکانى:از ارزشهاى عید نوروز نظافت و خانه تکانى است که مردم قبل از رسیدن سال نو تحولى در زندگى خود ایجاد مى کنند و با خرید لباس نو تغییر ظواهر زندگى نشاط خاصى را به زندگى خود مى دهند


غسل عید:از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: در نوروز غسل کن و تمیزترین لباسهاى خود را بپوش و به بهترین عطر خود را خوشبو کن و این روز را روزه بگیر. [2]


و به استناد این دستور بسیارى از فقها همچون: مرحوم نائینى، صاحب جواهر، آیت الله حکیم و امام خمینى(ره) غسل روز عید نوروز را به عنوان یک تکلیف مستحبى و یک دستور اخلاقى و بهداشتى مورد توصیه قرار داده‏اند. [3]


نماز عید:شیخ طوسى(ره) فرموده است: نماز ظهر و عصر روز نوروز را که خواندى چهار رکعت نماز با دو سلام (دو رکعت دو رکعت) مى خوانى رکعت اول پس از حمد ده بار سوره «قدر» رکعت دوم پس از حمد ده بار سوره «کافرون» رکعت سوم پس از حمد ده بار سوره «توحید» رکعت چهارم پس از حمد ده بار سوره «ناس» و «فلق» (معوذتین). و در پایان نماز سجده شکر بجاآور و در آن دعاکن تا خداوند گناهان 50 ساله ات را ببخشد. [4]


نظافت و لباس تمیز:نظافت و رعایت بهداشت و نیز پوشیدن لباس تمیز و استفاده از عطر و بوى خوش در صورت امکان از وظایف اخلاقى و اجتماعى نوروز است. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: «و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک». [5] تمیزترین لباست را بپوش و با بهترین عطرت خود را خوشبوى ساز.


دید و باز دید:یکى از ارزشهاى عید نوروز دیدوبازدید از بستگان، دوستان، همسایگان و بزرگان شهر و روستااست و دیدار جمعى از مصیبت دیدگان در سال گذشته


در این دیدوبازدیدها از غمها و مشکلات یکدیگر آشنا مى شوند. چه بسیار کدورتهایى که در این ایام با نگاهى دوباره فرو مى ریزد و به عشق و محبت مبدل مى گردد و به قول حافظ


درخت دوستى بنشان که کام دل به بارآرد نهال دشمنى برکن که رنج بى شمارآرد


در این رابطه امام خمینى(ره) در یک سفارشى مى فرمودند: در ایام نوروز به مریضخانه ها بروید و احوال اینها را بپرسید. [6]


هدیه و عیدى:هدیه و عیدى دادن از رسوم معمول عیدهاست و در میان مردم معمول بوده است. در روایتى آمده است که شخصى هدیه اى براى امام على(ع) آورد و عرض کرد: این هدیه به مناسبت نوروز است. حضرت فرمود: «نیروزناکل یوم»؛ هر روز براى ما نوروز و روز نوى است
اى خواجه چه جویى زشب قدر نشانى هرشب شب قدر است اگر قدر بدانى


آقاى رحیمیان در کتاب سایه آفتاب مى نویسد: در روز عید نوروز به خدمت امام خمینى(ره) رسیدیم. حضرت امام با نشاطتر از روزهاى گذشته و متبسم و با قباى نو وارد شدند و به افراد حاضر چندبار «مبارک باشد.» گفتند. سپس خودشان سراغ سکه هاى یک ریالى را گرفتند و در کف دست قرار دادند. افراد حاضر نیز بعد از دست بوسى هر کدام چند عدد برداشتند. مشابه این برنامه در نوروز سالهاى دیگر نیز تکرار مى شد. [7]


منتهى در این باب مى بایست از افراط و تفریط و اجحاف و تکلف خوددارى شود و شرایط اقتصادى افراد و جامعه اسلامى باید مورد توجه قرار گیرد. [8]


توجه به قرآن:حضور قرآن به صورت ثابت و گسترده در آداب اجتماعى نوروز به گونه اى که قرآن این کتاب آسمانى مسلمانان، امروز جزو یکى از ارکان سفره عید است و نیز قرائت قرآن و بوسیدن آن در ساعات تحویل سال از جمله آداب سال تحویل است
دعا:براى روز اول سال، دعا و درخواست خیر وبرکت، موفقیت و سعادت و بالاخره تقاضاى تعالى و رشد فضایل انسانى از جمله آداب این روز مقرر گردیده است


علامه مجلسى(ره) خواندن این دعا را در نوروز مناسب دانسته است


«اللهم هذه سنه جدیده و انت ملک قدیم اسإلک خیرها و خیرمافیها و اعوذبک من شرها و شرمافیها و استلفیک موونتها و شغلها یا ذالجلال و الاکرام


بارالها! این سال جدید است و تو خدایى ازلى و قدیم هستى. خیر این سال و خیر آنچه را در این سال پیش مى‏آید، از تو خواستارم و از شر این سال و شرآنچه در این سال پیش خواهد آمد، به تو پناه مى برم


محدث قمى رضوان الله علیه براى هنگام تحویل و لحظه حلول سال جدید این دعا را از برخى بزرگان نقل کرده است


«یا محول الحول والاحوال حول حالنا الى احسن الحال». [9]


روزه گرفتن:روزه گرفتن در عید نوروز یکى دیگر از دستورهاى اسلامى مطلوب و مستحب در این روز است. امام صادق(ع) با عبارت «تکون ذلک الیوم صائما» آن را [10] بیان داشته است. امام خمینى(ره) و سید محمد کاظم یزدى و بسیارى از فقهایى که برکتابهاى آنان حاشیه نوشته اند، روزه گرفتن مستحبى نوروز را مورد سفارش و تإیید قرار داده‏اند. [11]


زیارت اهل قبور:رفتن به زیارت اهل قبور در آغازین روزهاى سال نو و نیز برگزارى مراسم تحویل سال در کنار قبور شهدإ از دیگر آداب دینى نوروز است


تشرف و حضور در اماکن مقدسه و مشاهد مشرفه و برگزارى مراسم تحویل سال نو در آن مکانها نیز از جمله آداب نوروز مى باشد


و بسیارى از ارزشهاى مثبت دیگر


البته در حواشى این عید باستانى خرافاتى وجود دارد که باید زدوده شود. همچون مراسم چهارشنبه سورى و آتش افروزى، ترقه بازى، هفت سین، شب نشینى ها و تشکیل جلسات آلوده اى که بسیارى از مردم به بهانه شبهاى عید در عیش و نوش و بى خبرى به سر مى برند. جلساتى که در آن پر است از زمینه هاى گناه: اختلاط محرم و نامحرم. آن هم با شرایط مبتذل، پخش موسیقى هاى مبتذل، مسابقه خودنمایى و تفاخر در لباس و زینت، ریخت و پاش و اسرافکارى و بسیارى از ضد ارزشهایى که در این ایام مطرح مى شود.


در خاتمه لازم است به نکاتى چند توجه شود


هر تشکیلاتى در پایان سال حساب کار خود را مى کند و به بررسى کم وکاستیها و ضعفها و قوتها مى پردازد. لازم است ماهم به حساب خود برسیم و یک بازنگرى همه جانبه به گذشته خویش داشته باشیم. شخصى در روز عید نوروز مى گفت: این روز را به شما تبریک و تسلیت مى گویم. تبریک به جهت فرصتى جدید که خدا به شما داده و تسلیت براى از دست دادن فرصتهایى که داشته‏اى.


باید از گذران عمر و زمان و طبیعت درس گرفت. طبیعت بیدار شد و فعالیتش را دوباره آغاز کرد آیا ماهم بیدارشدیم، آیا درماهم تحول ایجاد شد؟ خانه ها از گردوغبار و آلودگیها پاکسازى شد، آیا قلبهاى ما نیز از زنگارهاى گناه و رذایل اخلاقى پاکسازى شد...؟


باید توجه نمود که در سال جدید چه طرحى براى خودسازى خویش داریم؟


 


پى نوشتها


[*]. ماهنامه فرهنگ کوثر.


[1]. مفردات راغب.


[2]. «روى المعلى بن خنیس عن الصادق(ع) فى یوم النیروز، قال: اذاکان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب بإطیب طیبک و تکون ذلک الیوم صائما... » (وسایل الشیعه، ج 8، ص 172 و ؛173 میزان الحکمه، ج 7، ص 133.)


[3]. تحریرالوسیله، ج 1، ص؛95 جواهر، ج‏5، ص‏41.


[4]. سى مقاله،رضااستادى،انتشارات اسلامى،ص‏376.


[5]. بحارالانوار، ج 56، ص 101.


[6]. صحیفه نور، ج 16، ص 80.


[7]. درسایه آفتاب، حسن رحیمیان، ص 228.


[8]. سى مقاله، ص 377.


[9]. همان؛ مفاتیح الجنان.


[10]. بحار، ج 56، ص 101.


[11]. تحریرالوسیله، ج 1، ص ؛288 العروه الوثقى، ص 277.


 




¤ علی پورمحمود| ساعت 2:6 عصر یکشنبه 4/1/87
نوشته های دیگران ( )


سال 87 که عدد زیبای هفـــت را در خود دارد سال مــوش است و همان سال تولد کســـانی که در سالهای 75 ، 63 ، 51 ، 39 ، 27 و... متولد شده اند، چراکه گردش آن هر 12 سال یک بارست.
طبق روایات، پنج قرن قبل از میلاد مسیح، بودا همه ی حیوون ها رو دعوت می کنه تا در جشن سال نو شرکت کنن. بنا به دلائلی فقط دوازده تا حیوون، دعوتش رو اجابت کردن که به ترتیب اینها بودن::
موش/ گاو/ ببر/ گربه ( خرگوش )/ اژدها ( نهنگ )/ مار/ اسب/ بز/ میمون/ خروس/ سگ/ خوک.
بودا هم برای تشکر، با تعیین اسم هر سال به نام یکی از اونها، خواست که امتنان خودش رو نشون بده البته ما ایرانی ها عقیده داریم که اون شخصی که حیوون ها رو دعوت کرده، حضرت سلیمان بوده.


میگن سال موش برای فرصت طلبی های زیاد هست. و برای اون هایی که تیزفهم هستن و یه کم پول اضافی هم دارن، یه سال کاملاً مغتنم به شمار میره، اگه کسی هست که خودش رو برای سرمایه گذاری های کلون آماده ی ریسک کرده، بهتره در این سال، دست بکار بشه، البته شانس موفقیت، فقط تو عرصه ی مالی نیست تو عشق هم، شانس چندین بار در خونتون رو میزنه ( بَه بَه)
میگن سال موش بطور خاصی برای کسایی که خودشون رو درگیر ماجراهای عاشقانه و احساساتی کنند، پر بار هست!
در ماه مه 1960 ( که سال موش بود )، شاهزاده خانوم مارگارت ( خواهر ملکه الیزابت دوم، پادشاه انگلیس) با آنتونی آرمسترانگ که یه فرد عادی انگلیسی بود، ازدواج کرد ( شما هم امسال تو انتخاب هاتون یه کم دست بالا بگیرید )
خلاصه هرجایی که برید یه جفت چشم اغواکننده و یه لبخند محبت آمیز رو می بینید! این ها، رو این حساب گفته میشه که " هوای نفس " ، طبیعت دوم موش هست، البته نفس، همیشه هم بد نیست و بهتره دنبال اون نفسی بریم که از صمیم قلب عرضه میشه.
البته چون موش برای کارهای عادی ساخته نشده، احتمال شکست در بعضی چیزها مثل کارهای اداری وجود داره. ولی مشکلات باعث ناکامی زیاد شما نمیشن.
راستی اگه در دو و میدانی یا رالی و اینجور چیزا شرکت میکنید، امسال حتماً شانس خودتون رو برای رکورد زدن، امتحان کنید. چون امسال، سالیه که رکوردهای سرعت نصف میشن!
اگه رمان نویس هم هستین باز شانس زیادی برای موفقیت دارین، چون امسال قراره کتاب های عشقی، جایزه هایی رو ببرن.
و همچنین محصولات کشاورزی به حداکثر میرسه!
در عرصه ی هنر هم نمایش تئاتر با اقبال مواجه میشه ( امیدوارم در مورد تئاتر ایران هم صدق کنه! )
ضمناً سال موش، برای مشاغل عمومی و سیاستمدارهای فرصت طلب هم موقعیت مناسبی هست. برای مثال، ریچارد نیکسن در سال 1972 _ سال موش _ برای بار دوم به ریاست جمهوری امریکا انتخاب شد و یا کشور یونان خودش رو جمهوری اعلام کرد.
...
ورود به سال موش باعث شده نگرانی بسیاری از مردم جهان را دربرگیرد. طبق نظر روانشناسان خیلی از مردم دنیا به خاطر ورود به سال موش نگران و مضطرب بوده و در انتظار وقوع حوادث طبیعی، فاجعه و سقوط بازارهای سهام هستند. با پایان سال خوک اهالی شرق آسیا و به خصوص چینی ها دسته دسته به سمت فالگیرها، ستاره شناسان و پیشگوها روان شده اند تا از آینده نامطمئن خود اطلاع پیدا کنند. چینی ها بر این باورند که وقایع هر سال تحت تاثیر عوامل موجود در دل زمین مانند طلا، چوب، آب و آتش تعیین می شود.
تقویم قمری بر اساس وضعیت ماه پایه گذاری شده است و هر 12 سال با حیوانی شناخته می شود. فالگیرها بر اساس رابطه بین دایره البروج حیوانات و شخصیت های هر یک پیشگویی های خود را شکل می دهند.
موش اولین حیوان این تقویم و نشانگر آغاز دوره است. لو بر این باور است که امسال شاهد تغییرات مهمی در حکومت امریکا، روسیه و تایوان خواهیم بود. پس از سال موش نوبت به سال های گاو، ببر، خرگوش، اژدها، مار، اسب، بز، میمون، خروس، سگ و خوک می رسد.
البته سال موش نمادی از عشق هم است بنابراین می تواند باعث ایجاد رسوایی هایی هم شود، در این سال بین آتش و آب نزاعی در می گیرد که به معنی وقوع سیل یا یک سونامی دیگر است. لو گفت؛ «دردناک ترین فجایع آبی در یک قرن اخیر که عبارت بودند از غرق شدن تایتانیک در سال 1912 و توفان سونامی همه و همه در تاریخ هایی رخ دادند که در آن زمان موش دارای حضور برجسته یی بوده است.»
متولدین سال موش ( 1315، 1337، 1339، 1351،1363) می توانند تا دلشان می خواهد با دمشان گردو بشکنند! و البته برای آینده برنامه ریزی کند و شکرگزار باشند.
متولدین سال گاو ( 1316، 1338،1340، 1352، 1364 )، سال ببر ( 1317، 1329، 1341، 1353، 1365 ) ، سال گربه ( 1318،1330، 1343، 1354، 1366 ) ، سال اسب ( 1319،1331،1345، 1357، 1369 ) ، سال خروس (1313،1334،1336، 1348، 1360 ) و سال خوک ( 1314، 1326، 1338، 1350 و 1362 ) هم سال خوبی در پیش دارند با کار زیاد و مشکلاتی که در اسرع وقت به سامان می رسند.
متولدین سال اژدها ( 1319، 1331، 1342، 1355 و 1367 ) ممکن است امسال بی پول شوند.
متولدین سال مار ( 1320، 1344،1332،1356،1368) بهتر است منتظر سال بهتری باشند.
متولدین سال بز ( 1322،1334، 1346، 1358 ،1370)، میمون (1323، 1335،1347، 1359، 1371 ) و سگ (1325، 1337،1349، 1361، 1373 ) باید احتیاط پیشه کنند و مواظب دخل و خرج و خانواده شان باشند.


 


منبع : اینترنت




¤ علی پورمحمود| ساعت 3:5 عصر پنج شنبه 1/1/87
نوشته های دیگران ( )

سنت چهارشنبه سوری


یکی از آئینهای سالانه ایرانیان چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.


 چهارشنبه سوری، یک جشن بهاری است که پیش از رسیدن نوروز برگزار می شود.


مردم در این روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهایشان مراسمی را برگزار می کنند که ریشه اش به قرن ها پیش باز می گردد.


  مراسم ویژه آن در شب چهارشنبه صورت می گیرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نیز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردی من از تو ) می خوانند.


 ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئینهای کهن ایرانیان است که همچنان در میان آنها و با اشکال دیگر در میان باقی بازماندگان اقوام آریائی رواج دارد.


اما دکتر کورش نیکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ایران باستان، عقیده دارد که چهارشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان و زرتشتیان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند.


 در ایران باستان هفت روز هفته نداشتیم.در ایران کهن هر یک از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، که نام فرشتگان است. شنبه و یکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ایران وارد شد. بنابراین اینکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگیریم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گویای این هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شد."


 


"برای ما سال ??? روز بوده با ? روز اضافه ( یا هر چهار سال ? روز اضافه ). ما در این پنج روز آتش روشن می کردیم تا روح نیاکانمان را به خانه هایمان دعوت کنیم."


 


"بنابراین، این آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ? روز آخر سال در ایران باستان است و زرتشتیان به احتمال زیاد برای اینکه این سنت از بین نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و این جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."


بخش کردن ماه به چهار هفته در ایران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و یک شنبه و دوشنبه و ........نامیدن روز های هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه ای سامی و درآمده به زبان فارسی و در اصل "شنبد" بوده است.


 



"سور "در زبان و ادبیات فارسی و برخی گویش های ایرانی به معنای "جشن"،"مهمانی"و "سرخ" آمده است



   
 


 مراسم چهارشنبه سوری 
 
 


بوته افروزی 


 


 


در ایران رسم است که پیش از پریدن  آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» کپه می کنند. با غروب  آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها  را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های  افروخته می پرند، تا مگر ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند  و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود بخشند. مردم در حال پریدن از روی آتش ترانه هایی  می خوانند.


زردی من از تو ، سرخی تو از من


غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا


ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده


 


خاکستر چهارشنبه سوری، نحس است، زیرا مردم هنگام پریدن از روی آن، زردی و ییماری خود را، از راه جادوی سرایتی، به آتش می دهند و در عوض سرخی و شادابی آتش را به خود منتقل می کنند. سرود "زردی من از تو / سرخی تو از من"


هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به  ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است.
در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود  تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلوده   نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود  ببرد.


 
 
مراسم کوزه شکنی


مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،کمی نمک به علامت شور چشمی، و یکی سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی در کوزه ای سفالین  می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، کوزه را بر سر بام خانه می برد و آن را به کوچه پرتاب می کند و می گوید: «درد و بلای خانه را ریختم  به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دور می کنند.   


 


همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر )  به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی که در محاسبه روز کبیسه رخ داد . این روز به 25 دسامبر انتقال یافت
 
 


فال گوش نشینی


زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن دارند، یا آرزوی زیارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهارسو می ایستند و گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبتکردن رهگذران تفال می زنند. اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوی خود را برآورده می پندارند. ولی اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن نخواهند دانست.


 


   قاشق زنی


زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقی با کاسه ای مسین برمی دارند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتند و در برابر هفت خانه می ایستند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زنند. صاحب خانه که می داند قاشق زنان نذر و حاجتی دارند، شیرینی یا آجیل، برنج یا بنشن و یا مبلغی پول در کاسه های آنان می گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زنی چیزی به دست نیاورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود ناامید خواهند شد. گاه مردان به ویژه جوانان، چادری بر سر می اندازند و برای خوشمزگی و تمسخر به قاشق زنی در خانه های دوست و آشنا و نامزدان خود می روند.


 


آش چهارشنبه سوری 


خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای برآمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» یا «آش بیمار» می پختند و آن را اندکی به بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.


 


تقسیم آجیل چهارشنبه سوری


زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجیل هفت مغز به نام «آجیل چهارشنبه سوری» از دکان رو به قبله می خریدند و پاک می کردند و میان خویش و آشنا پخش می کردند و می خورند. به هنگام پاک کردن آجیل، قصه مخصوص آجیل چهارشنبه، معروف به قصه خارکن را نقل می کردند. امروزه، آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است.


 


 گرد آوردن بوته، گیراندن و پریدن از روی آن و گفتن عبارت "زردی من از تو، سرخی تو از من" شاید مهمترین اصل شب چهارشنبه سوری است. هر چند که در سالهای اخیر متاسفانه این رسم شیرین جایش را به ترقه بازی و استفاده از مواد محترقه و منفجره خطرناک داده است


پس امیدورام دوستان عزیز با خواندن این مطالب قشنگی این رسم را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از ترقه های خطرناک خراب نکنند


مراسم دیگری مانند  توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد


 



 


   تحریف آیین چهارشنبه سوری


 


یافته های پزوهشی نشان می دهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه گوناگون بر پا می داشتند و بخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است ، با منش ، اخلاق و خرد نیاکان ما در آمیخته بود و در همه آنها ، اعتقاد به پروردگار ، امید به زندگی ، نبرد با اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان ، در قالب نمادها ، نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود .


رفتار خشونت آمیز و مغایر با عرف و منش جامعه نطیر آنچه که امروزه تحت نام چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم ، در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود .


 


بهتر است بگوییم ، کسانی که با منفجر کردن ترقه و پراکندن آتش سلامتی مردم را هدف می گیرند ، با تن دادن به رفتاری آمیخته به هرج و مرج روحی ، آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند


 


منبع : اینترنت




¤ علی پورمحمود| ساعت 7:46 صبح یکشنبه 26/12/86
نوشته های دیگران ( )

دکتر محمدمهدی بهکیش
در یکی از امتحانات درس اقتصاد ایران در سطح کارشناسی ارشد‌، یکی از سؤالات مطرح شده آن بود که چرا نرخ بیکاری در بین تحصیل‌کرده‌ها در جامعه ما بالا است و راه‌های برون رفت از آن کدامند؟. پاسخ‌های ارائه شده قابل توجه و خواندنی بود؛ زیرا اکثر آن دانشجویان در حال فارغ‌التحصیل شدن از دانشگاه و جویای کار بودند و طبیعتا از شرایط بازار کار اطلاعات دقیقی در دست داشتند‌. البته تجربه شخصی این گروه بیشتر در مورد بازار کار برای تحصیل‌کرده‌های اقتصاد بود‌. آنها با استفاده از تئوری‌های اقتصاد و با توجه به شرایط بازار‌، طرف عرضه و تقاضای نیروی کار تحصیل‌کرده را تحلیل کرده بودند‌. ما نیز در ادامه‌، ضمن استفاده از پاسخ‌های داده شده‌، به تحلیل موضوع می‌پردازیم‌.


1 - عرضه نیروی کار تحصیل‌کرده و دانشگاهی عموما در اختیار دولت است (‌به جز دانشگاه آزاد که آن هم ساختاری نیمه‌دولتی دارد‌) و در اکثر موارد رقابت چندانی در بین دانشگاه‌ها و همچنین دانشجویان وجود ندارد؛ در نتیجه شرایط انگیزشی لازم برای بهتر درس خواندن در محیط‌های علمی‌ما فراهم نمی‌آید‌. به علاوه اگر برخی از دانشجویان علاقه‌مند و خواستار آن باشند که کیفیت تحصیل خود را ارتقا بخشند فضای اغلب دانشگاه‌ها شرایط مناسب برای این امر ندارد؛ مثلا در رشته اقتصاد‌، استادان عموما متون قدیمی‌و ترجمه شده را تدریس می‌کنند که ارتباط چندانی با شرایط اقتصادی کشور ندارد‌. کتابخانه‌ها به نشریات و کتب جدید مجهز نیستند و اگر تعداد معدودی از کتاب‌های جدید و نشریات علمی‌در کتابخانه‌ها وجود داشته باشد‌، خواننده جدی ندارند؛ زیرا از یک طرف انگیزه برای استفاده از آنها ضعیف است و از طرف دیگر تسلط دانشجویان به زبان انگلیسی در حدی نیست که بتوانند به راحتی از منابع خارجی استفاده نمایید‌.
2 - در طرف تقاضا شرایط بدتر است‌؛ زیرا اکثر تحصیل‌کرده‌ها (‌در رشته‌های علوم‌اجتماعی و به خصوص در اقتصاد‌) قاعدتا می‌بایست جذب سازمان‌های وابسته به دولت شوند‌؛ ولی بر طبق سیاست‌گذاری‌ها، دولت و سازمان‌ها و بنگاه‌های دولتی در حال کوچک شدن هستند و اگر استخدامی‌داشته باشند‌، در بیشتر مواقع کیفیت تحصیل اهمیت زیادی ندارد و بیشتر ماهیت روابط است که امکان اشتغال را به وجود می‌آورد. (‌نسبت فارغ‌التحصیلان به تعداد افرادی که در هر سال استخدام می‌شوند، بسیار بزرگتر از یک می‌باشد‌.) به علاوه شرایط استخدام به ترتیبی است که کیفیت تحصیل تاثیری بر میزان حقوق و مزایای افراد ندارد. به عبارت دیگر اگر به هر طریقی بتوان در یک سازمان دولتی استخدام شد‌، فرق معنی داری نمی‌کند که دانش‌آموخته شده در چه سطحی باشد‌.
بخش دیگری که امکان جذب دانش‌آموختگان را فراهم می‌آورد، بخش‌خصوصی است که البته سهم آن نسبت به بخش دولتی کمتر است‌؛ زیرا از یک طرف درصد بسیار کمتری از کل اقتصاد در اختیار این بخش است و از طرف دیگر از آنجا که بنگاه‌ها عموما در محیط رقابتی کار نمی‌کنند‌، آن‌چنان که انتظار می‌رود، متقاضی نیروی انسانی تحصیل‌کرده نیستند‌؛ دلیل این امر آن است که بخش‌خصوصی نمی‌تواند با جذب نیروی انسانی بهتر موجب افزایش کارآیی در محیط کار و در نتیجه افزایش درآمد بنگاه گردد؛ زیرا فضای کسب‌و‌کار در کشور انگیزه برای رشد بهره‌وری را فراهم نمی‌آورد‌. از سوی دیگر دانشجویان عموما در دانشگاه‌ها موضوعاتی را فرا می‌گیرند که با نیازهای اجرایی محیط کسب‌و‌کار انطباق چندانی ندارد و بنابراین بخش‌خصوصی ترجیح می‌دهد فردی با تحصیلات دیپلم یا حداکثر لیسانس را استخدام و در نتیجه حقوق کمتری را پرداخت نماید. (‌ترکیب مدارج تحصیلی نیروی کار در اکثر بنگاه‌های کشور موید این امر است.)
3 - سومین دلیل برای میزان بالای بیکاری در بین تحصیل‌کرده‌ها‌، سطح انتظارات است‌. آنان دیگر حاضر نیستند با حقوق پایین مشغول به کار شوند یا هنگامی‌که کارهای پیشنهادی به میزان کافی با سطح تحصیل‌شان انطباق ندارد‌، دلیلی نمی‌بینند که آن را بپذیرند‌.
4‌ - فقدان رقابت در بازار کسب‌و‌کار چهارمین دلیل است‌؛ زیرا وقتی بنگاه‌ها مجبور به رقابت در داخل کشور و یا در سطح بین‌المللی نباشند‌، به دانش اقتصادی برای بهبود کیفیت و کاهش هزینه‌ها به منظور بهینه سازی فرآیند تولید نیاز ندارند‌. برای آنها این امکان وجود دارد که در بازارهای داخلی هر کالا یا خدمتی را که تولید می‌کنند به فروش برسانند و مثالی که عموما ارائه می‌شود، صنعت خودروسازی است؛ به عنوان نمونه دانشجویان به این نکته اشاره می‌کنند که صنعت خودروسازی چه نیازی به اقتصاددان دارد زیرا این صنعت دلیلی برای کاهش جدی هزینه‌های خود ندارد و البته اگر این نیاز احساس شده باشد که اخیرا به دلیل تحمیل فضای رقابتی از طرف کشورهای همسایه چنین شده است، فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها عموما قابلیت اجرای این کار را ندارند زیرا آموخته‌های آنها چیزهای دیگری بوده است‌. بنابراین در محیط کسب وکار ایران یا نیاز به دانش بالاتر وجود ندارد، یا اگر به وجود آمده باشد‌، دانشگاه‌ها و استادان ما برای پاسخگویی به این‌گونه نیازهای جامعه آماده نشده اند‌.
5 - معمولا در دانشگاه‌های جهان‌، صاحبان کسب‌و‌کار نیازهای خود را به تکنولوژی‌های مدرن در قالب پروژه‌هایی به دانشگاه‌ها ارائه می‌دهند و استادان با همکاری دانشجویان (‌به خصوص در سطح دکترا) برای پاسخگویی به نیازهای مطرح شده‌ به اجرای کارهای تحقیقی گسترده می‌پردازند و از این طریق ضمن دستیابی به پاسخ برای صاحبان پروژه‌ها‌، استاد و دانشجو در کنار یکدیگر رشد می‌کنند و همزمان با آن امکانات آموزشی مورد نیاز و روزآمد برای فضاهای آموزشی فراهم می‌آید‌؛ به همین دلیل تعداد مقالات چاپ شده آنان بسیار بیشتر از استادان دانشگاه‌های ایرانی است و تعداد اختراعات و نوآوری‌های ثبت شده آنها نیز قابل مقایسه با ایران نمی‌باشد‌.
ولی در جامعه ما‌، مدیران و یا صاحبان کسب‌و‌کار، اعم از دولتی و خصوصی، مسائلی دارند که (‌شاید به جز مسائل فنی و مهندسی ) معمولا جواب آنها را نمی‌توان در دانشگاه‌ها جست‌وجو کرد‌. آنها عموما دغدغه‌هایی چون تامین منابع (‌ارزی و ریالی‌) دارند و برای حل مسائل خود بیشتر سرگرم رایزنی با وزارتخانه‌های صنایع‌، بازرگانی‌، کار و غیره می‌باشند تا مسائل خود را حل کنند و کمتر به فکر بهینه‌سازی فرآیند تولید کالا یا خدمتی هستند که در اختیار جامعه قرار می‌دهند‌. بنابراین اغلب بنگاه‌های ایرانی به دنبال پرسنل تحصیل‌کرده‌ای هستند که روابط عمومی ‌قوی داشته باشند تا (برای مثال) دانش اقتصادی؛ زیرا مورد دوم چندان به کار آنان نمی‌آید، مگر آن که بخواهند فردی را در نظام حسابداری بنگاه مشغول به کار کنند که تعاریف روشن تری دارد‌.
بدیهی است که در چنین شرایطی عرضه نیروی کار کیفیت مطلوبی ندارد و طرف تقاضای بازار نیز به دنبال نیروی با کیفیت از نظر علمی ‌نمی‌گردد‌. همچنین به دلیل آن که شرایط استخدام در بازار کار به سوی یکسان‌سازی است و همه با دو معیار مدرک تحصیلی و تعداد سال‌های سابقه کار ارزیابی می‌شوند‌، انگیزه کافی برای ارتقای سطح دانش و خرد به وجود نمی‌آید‌.
در میان پاسخ‌های ارائه شده یکی از دانشجویان مثال جالبی را مطرح کرده بود‌. او به استادان تحصیل‌کرده خارج از کشور اشاره داشت و این که آنان تا زمانی که در دانشگاه‌های خارج از کشور مشغول به تحصیل یا کار هستند، هر سال چندین مقاله چاپ می‌کنند؛ اما همان افراد هنگامی ‌که به دانشگاه‌های داخل کشور آمده‌اند‌؛ در برخی موارد حتی طی سال‌های متمادی یک مقاله در مجلات علمی ‌شناخته شده به چاپ نرسانده‌اند‌؛ بنابراین با وجود آنکه فرد همان فرد است و تنها محیط کار او تغییر کرده‌ است، شاهد چنین افت کارآیی هستیم‌.
از نظر دانشجویان استادی که کار تحقیقی جدی نداشته باشد، برای پاسخگویی به نیازهای جامعه رشد نمی‌کند و بنابراین نمی‌تواند دانشجویان خود را برای این هدف تربیت کند و این دور به شکلی زنجیروار جلو می‌رود و تمام ابعاد آموزش عالی را دربرمی‌گیرد و طی زمان‌، عوامل مختلف یکدیگر را در جهت عدم‌کارآیی تقویت می‌کنند‌.
در پاسخ به اینکه برای برون رفت از این شرایط چه باید کرد‌؟ اکثر دانشجویان به فضای نامناسب کسب‌و‌کار اشاره کرده‌اند‌. آنها محیط کار در جامعه را بر پایه علم و دانش نمی‌بینند و به همین دلیل معتقدند جامعه‌ای که خواستار علم و خرد نباشد برای خرید آن هم حاضر نیست، منابعی را صرف کند و بنابراین برای دانشجویان دلیلی وجود ندارد که در این راه زحمت بیشتری بکشند، مگر آنکه به دلایل غیر‌اقتصادی به دنبال علم باشند‌.
پس بیشتر‌، وقت خود را صرف برقراری ارتباط با استادانی می‌کنند که امکان کمک کردن به آنان برای استخدام را دارند و دروس خود را حتی‌المقدور با استادانی می‌گذرانند که با زحمت کمتر بتوانند، نمره بهتری بگیرند‌. البته شرایط در فضای رشته‌های مهندسی و پزشکی قدری متفاوت است، ضمن آنکه اصول کلی حاکم بر بازار کار کلیه رشته‌ها یکسان است‌.
تمامی‌ دلایل ذکر شده در بالا باعث می‌شوند تا شاهد باشیم که علم و دانش به میزان مناسب رشد نکند و رشد تکنولوژی نیز محدود بماند و در چنین شرایطی است که امکان رقابت در سطح بین‌المللی که مهمترین عامل آن چگونگی کاهش هزینه و بهبود کیفیت می‌باشد، فراهم نمی‌آید‌. ادامه این شرایط وضعیتی را به وجود می‌آورد که صادرات جز با تزریق یارانه امکان‌پذیر نمی‌شود و جامعه از بزرگترین پتانسیل خود که نیروی انسانی تحصیل‌کرده است به درستی بهره نمی‌گیرد‌.
رقابت در جهان امروز از دو مسیر امکان پذیر می‌گردد‌. اولین راه آن است که کشور چین تا به حال به آن متوسل شده است و آن سرکوب نیازهای نیروی کار و در حداقل نگه داشتن مزد کارگر به ترتیبی است که در بسیاری مواقع حتی بیمه اجتماعی را برای آنان فراهم نمی‌آورد‌. راه دوم بهره‌گیری از رشد تکنولوژی است؛ زیرا موجب کاهش هزینه و بهبود کیفیت کالا و خدمات تولیدی می‌گردد و این راهی است که کشورهای غربی و برخی کشورهای در حال توسعه موفق در پیش گرفته‌اند‌. کشور ما نه راه اول را می‌تواند دنبال کند و نه فضای مناسب برای رشد دانش و تکنولوژی را فراهم آورده است‌، بنابراین بیکاری تحصیل‌کرده‌ها و عدم بهره‌گیری از دانش و خرد یکی از عوارض این فرایند است که در صورت ادامه شرایط حاضر‌، هر روز گسترده‌تر می‌شود‌؛ ولی مهم‌ترین محصول این فرآیند‌، فقدان شرایط مناسب در جامعه برای کاهش هزینه و بهبود کیفیت کالا و خدمات و در نتیجه ماندن در فضای غیررقابتی است‌. بر این اساس کاملا طبیعی است که صادرات کشور با مشکلات بیشتری در آینده مواجه گردد و دور از انتظار نخواهد بود که با ادامه این روند دستیابی به اهداف چشم انداز 20‌ساله کشور با تردید جدی مواجه شود‌.


 


 


منبع : اینترنت




¤ علی پورمحمود| ساعت 4:31 عصر شنبه 18/12/86
نوشته های دیگران ( )

چه مقدار خواب نیاز داریم؟     
 
ناپلئون بناپارت معتقد بود که برای مردان شش ساعت و برای زنان هفت ساعت خواب کافی است و تنها افراد نادان هشت ساعت میخوابند!


زیاده روی در خوردن و نوشیدن کار ساده ای است و خواب بیش از اندازه هم میتواند به همین سادگی باشد. صبح جمعه است و هیچ کاری نداریم؟ ساده است، بیشتر می خوابیم. بیشتر ما با خوشحالی از یکی دو ساعت خواب بیشتر استقبال میکنیم و خواب شبانه خود را تا حدود نه ساعت ادامه میدهیم.


یک مثال از ساعات خواب غیر عادی را میتوان در اسکیموها یافت. آنها تا دهه 50 و قبل از اینکه خود را با ساعتهای زندگی غربی وفق دهند، به این ترتیب استراحت میکردند که در زمستانهای تاریک و طولانی تا 14 ساعت در روز میخوابیدند و در تابستان و نور مداوم خورشید، تنها شش ساعت از روز را به خواب اختصاص میدادند و جالب اینکه علی رغم این 8 ساعت تفاوت، دچار خواب آلودگی وسط روز نمیشدند.
با این وجود محققین آمریکایی اعتقاد متفاوتی دارند، به گفته آنها چون افراد میتوانند خواب روزانه خود را افزایش دهند، پس حتما به خواب بیشتر نیاز دارند. به این ترتیب کسانی که حدود هفت و نیم ساعت در روزهای عادی و نه ساعت در روزهای تعطیل میخوابند، بدون اینکه بدانند به شدت دچار کمبود هستند و در حقیقت هر روز به نه ساعت خواب احتیاج دارند و به عنوان شاهد این مدعا، کسانی را مثال میزنند که در طول روز خواب آلود هستند و حتا هنگام کار و رانندگی به خواب میرند.


اما این مثال نمیتواند چندان دقیق باشد زیرا بیشتر این افرادخواب آلود به دلایل مختلف کمتر از شش ساعت در روز میخوابند. ممکن است این کم خوابی به خاطر کار کردن در شیفتهای متعدد، ساعات کار طولانی که با رسیدگی به امور منزل افزایش یافته، رفت و آمدهای دوستانه و میهمانیها و یا به سادگی تماشای تلویزیون است.


بسیار از تصادفات که در اثر خواب آلودگی راننده رخ میدهد در ساعات اولیه صبح رخ میدهد و این رانندگان یا اصلا خواب شبانه نداشته اند یا مقدار آن بسیار اندک بوده است.


از طرفی نه ساعت خواب شبانه لزوما برای سلامتی مفید نیست. آمار جدید نشان میدهد که بیشتر بزرگسالانی که بیشتر یا کمتر از حد عادی میخوابند، در سنین جوانی فوت میکنند. اما باز هم در بیشتر موارد، خواب زیاد عامل مرگ نیست، بلکه دلیل این خواب بیش از حد، کشنده است.


برای مثال اشخاص سیگاری، کسانی که رژیم غذایی پرچربی و کم فیبر دارند، افرادی که عادت به نوشیدن الکل دارند، کم ورزش میکنند و به طور کلی سلامت خود را نادیده میگیرند و همچنین افراد عصبی، خواب نامنظمی هم دارند و در واقع مجموع این عوامل میتواند موجب مرگ زودرس این افراد شود.


در دوره ملکه ویکتوریا (ملکه مشهور انگلستان در سالهای 1837 تا 1901) خوابیدن بیش از 8 ساعت را نشانه بطالت یا درآمدی بیش از حد نیاز میدانستند. ناپلئون بناپارت نیز که فرد خوش خوابی نبود، میگفت که برای مردان شش ساعت و برای زنان هفت ساعت خواب کافی است و تنها افراد نادان هشت ساعت میخوابند.


البته نباید فراموش کرد که خواب یک سره و بدون بیدار شدن، حتا اگر کوتاه تر هم باشد از خواب آشفته یا تکه تکه طولانی بسیار موثرتر است و هرگز 10 ساعت خواب همراه با سرو صدا، نور مزاحم و بیدار شدن های مکرر نمیتواند به اندازه شش ساعت خواب در محل آرام و تاریک موجب رفع خستگی شود.


ما واقعا به چه مقدار خواب نیاز داریم؟


بر خلاف گفته ناپلئون، امروزه با انجام آزمایشها و آمارگیریها، میانگین میزان خواب در هفته (روزهای عادی و تعطیل) برای یک فرد عادی هشت ساعت در روز است. اما افراد تا حد زیادی با یکدیگر متفاوتند. ما افرادی را میبینیم که کم خواب یا پر خواب هستند، یعنی کسانی که میتوانند با 5 تا 5.5 ساعت یا بالعکس نه تا ده ساعت خواب، در حد یک فرد عادی استراحت کرده باشند.


چند عامل موثر در مقدار خواب لازم برای هر شخص اینها هستند:


• شرایط ژنتیکی و نیاز به خوابی که از این طریق به ارث برده اید
• حفظ سلامت خواب (به معنای کارهایی که برای بهتر خوابیدن انجام داده یا از آن اجتناب میکنید، از قبیل نوشیدن قهوه، سیگار کشیدن و ورزش کردن)
• کیفیت خواب شما
• چرخه فعالیت شما در 24 ساعت و سوخت و ساز بدنتان


برای مثال، سیگار کشیدن، نوشیدن قهوه یا الکل و ورزش همه عواملی هستند که میتوانند خواب شما را به نحو چشمگیری تحت تاثیر قرار دهند.


اگر برای خوابیدن در بستر کتاب میخوانید یا تلویزیون تماشا میکنید و همچنین مقدار نوری که در طول روز با آن مواجه بوده اید (مانند صفحه کامپیوتری که تا نیمه شب در مقابلش نشسته اید) همه، در کمیت و کیفیت خواب شما موثرند.


همه این عوامل با یکدیگر جمع شده و مقدار خوابی را که در طی آن شما به خوبی استراحت کرده، با احساس شادابی بیدار شده و هوشیاری خود را در طول روز حفظ میکنید، تعیین میکنند.


اما این قانون 8 ساعت خواب در روز واقعا از کجا آمده است؟


در یک تحقیق کلاسیک، محققان فرد داوطلب را به مدت 30 روز در اتاقی بدون پنجره و با نور کنترل شده قرار میدادند. نور 16 ساعت از روز موجود بود و 8 ساعت دیگر اتاق تاریک میشد. اما داوطلب میتوانست به دلخواه خود منبع نور را خاموش یا روشن کند.


قبل از شروع آزمایش، این فرد از ساعت خواب منظم 6.5 ساعت در روز پیروی میکردو او در شب اول هشت ساعت و در شب دوم 10 ساعت، شب سوم 12 ساعت و شب چهارم 14 ساعت خوابید. او در طی شبهای بعد ساعت خواب خود را کم کرد تا بالاخره به زمان یکنواخت 8 ساعت و 13 دقیقه رسید و آنرا ادامه داد.


این آزمایش بارها با افراد مختلف تکرار شد و نتیجه یکسانی از آن به دست آمد. به این ترتیب توصیه 8 ساعت خواب در روز به وجود آمد.


چقدر خواب بدهکارید؟


خوب باز هم به سوال همیشگی برمیگردیم، "شما" چگونه مقدار خواب مورد نیاز خود را تعیین میکنید؟
ابتدا باید به حساب بانکی خواب خود سر بزنید و ببینید آیا بدهی دارید یا نه.در طول روز شما حدود هشت ساعت از این حساب برداشت میکنید و مقداری خواب بدهکار میشوید. خواب شبانه این بدهی را جبران میکند. اما اگر شما تنها شش ساعت و نیم بخوابید، هنوز یک و نیم ساعت خواب بدهکار هستید. اگر پنج شب متوالی به این کار ادامه دهید، یک شب کامل از خواب خود را از دست داده اید و در روزهای بعد به خواب بیشتری نیاز دارید تا این کمبود جبران شود.


حالا از کجا بدانید که بدهی خواب دارید؟ یک روش برای دانستن آن وجود دارد: از روز شنبه شروع کنید و بدون نوشیدن مواد الکلی و کافئین دار و استفاده از دخانیات، هر شب در یک ساعت مشخص به بستر بروید به طوری که هر شب 7 تا 8 ساعت متوالی بخوابید، شش شب این برنامه را اجرا کنید و روز جمعه به خود اجازه خوابیدن بدهید و ببینید بدنتان تا چه زمانی اجازه خوابیدن میدهد.


اگر از ساعات خواب روزهای عادی، بیشتر خوابیدید یعنی که بدهی خواب دارید و باید مقدار بیشتری از شب را به استراحت بپردازید. میدانیم که این آزمایش چندان ساده نیست اما انجام دادن آن مهم است، چرا؟


نتایج سوء خواب ناکافی و ناراحت میتواند بسیار جدی باشد. بسیاری از تحقیقات نشان داده اند که کمبود خواب میتواند هوشیاری و عملکرد فرد را تا حد بسیار زیادی ضعیف کند. کاستن از خواب شبانه به اندازه یک و نیم ساعت در یک شب، میتواند کارایی و هوشیاری شخص را در روز بعد تا یک سوم کاهش دهد.


خواب الودگی شدید در طول روز به حافظه صدمه میزند و قدرت تفکر و تجزیه و تحلیل اطلاعات را کاهش میدهد و این ناتوانیها میتوانند در مرحله بعد به مشکلات جسمی مانند صدمه دیدن در محل کار (به خصوص هنگام کار با ماشین آلات)، تصادف در حین رانندگی و مانند آن منجر شوند.


حرف آخر اینکه شما باید هر روز با احساس شادابی بیدار شوید و در طول روز احساس خواب آلودگی نداشته باشید. اگر مشکل خواب آلودگی یا خستگی شما با خواب بیشتر حل نشود، ممکن است به یک ناهنجاری خواب مبتلا باشید و باید با یک متخصص مشورت نمایید.
 


منبع : اینترنت




¤ علی پورمحمود| ساعت 10:40 صبح جمعه 17/12/86
نوشته های دیگران ( )

خواص آب
1_ آب التهابات داخلی را فرو می نشاند
2_ مصرف یک لیوان آب داغ با یک قاشق نمک برای افرادی که مبتلا به سوء هاظمه هستند مفید میباشد
3_ نوشیدن آب در رفع بیماریهائی نظیر، آب مروارید ، دیسک کمر ، کم خونی ، زردی پوست ،قند خون ، سرطان ، مسمومیت ، بی خوابی و عفونت تاثیر به سزائی دارد
4_ آب نیرو بخش بوده ادرار و عرق را افزایش داده و سموم بدن را از طریق پوست دفع می کند ، در ضمن مصرف آب انرژی را زیاد می کند
5_ آب خالص از نظر شیمیایی از 33 جسم مختلف درست شده است
6_ اگر صبح ها به مدت چند دقیقه آب سرد در داخل دهان نگه داشته شود چین و چروک اطراف دهان از بین می رود و اگر با آب جوشیده صبح ها بر زیر چشم کمپرسی شود موجب رفع سیاهی دور چشم می گردد
7_ حمام کردن در آب گرم و یا آب دریا قلب را تقویت می کند


8_ قدم زدن در آب سرد و یا نوشیدن دو لیوان آب سرد قبل از خواب در رفع لاغری و همچنین دررفع ناراحتی اعصاب اثر مثبت دارد
آب معدنی
مصرف آب معدنی بدون گاز به طور ناشتا برای افراد مبتلا به بی خوابی مفید می باشد
آبهای معدنی معمولا دارای اثر رقیق کننده خون ، کاهش دهنده صفرا ، مدر ، ضد عفونی کننده و تنظیم کننده حرکات دودی روده ها می باشد ، همچنین مصرف آب معدنی برای افرادی که مبتلا به بد بوئی دهان ، چاقی ، عوارض پوستی و ناراحتی های دستگاه گوارش ، کلیه ها و کبد می باشند خوب است
مضرات آب
1_ زیاده روی در نوشیدن آب موجب کم اشتهائی شده و مصرف بیش از حد آن موجب بروز برص شده و نوشیدن آب خیلی سرد بعد از غذا نیز موجب دل پیچه می شود
2_ نوشیدن آب خیلی سرد موجب ناراحتی کلیه ها ، معده ، آسم ، سوزش معده ، سرماخوردگی و کمر درد می شود
3_ مصرف آبهای سنگین موجب ترش کردن معده می گردد
4_ نوشیدن آب به مقدار زیاد برای بیماری های کم اشتهایی ، تب ، فشار خون و ورم کلیه مضر می باشد
5_ مصرف آب ما بین غذا و بعد از غذا موجب سوء هاظمه گشته و آشامیدن آب خیلی سرد بعد از خوردن انگور زیان آور است
6_ مصرف آب بعد از غذاهای گوشتی ، چرب و سنگین باعث بروز سکسکه می شود


 


منبع : اینترنت




¤ علی پورمحمود| ساعت 4:18 عصر پنج شنبه 16/12/86
نوشته های دیگران ( )

   1   2      >

:: دسته بندی یادداشت ها::

10 راه برای کنار آمدن با شغلی که از آن متنفرید . 101 نکته مدیریت تغییر . 12 اعتقاد رهبران بزرگ . 12نکته برای کارکردن باخانمها . 17 توصیه مهم در مدیریت . 20 نوع رئیس . 21پند مدیریتی . 30 روز اول کار شما به عنوان مدیر . آدمخوار . آزمایشگاه ادیسون . آموزش حلال همه مشکلات نیست . آنچه یک رئیس باید بداند . از فوائد پاره آجر! . از مزایای وقت شناسی . استراتژی جودوئی . اسم شرکت های مهم کامپیوتری چگونه انتخاب شده است؟ . اصول مدیریت ژاپنی! . اهمیت گوش دادن . اول رئیس . ایاز عزیز . ایجاد نشاط در محیط کار . ایده بهبود توپ های دریایی . بازسازی دنیا . بازی پنج توپ . برخورد با شکستهای شغلی . برنامه ریزی در کارها مهمترین عامل پیروزی در کسب و کار . بزرگترین اصل مدیریت در دنیا . بگو چه می بینی؟ . به سمت ترفیع . به یک نفر با قوه تخیل قوی نیازمندیم . بهره وری یعنی مفید کار کنیم نه زیاد . بیسکوئیت . پرسش 45 دلاری . پنج راه برای تقویت قوای ذهنی . پنج ویژگی مدیر برای تیم سازی . پوشش خوب . پیمانکاری در بهشت و جهنم . تاثیر مثبت بر رئیس خود . تبلیغات در نقطه خرید چیست؟ . تدوین استراتژی و مدیریت . تصویر ذهنی . تعریف مشاغل . تغییر مدیریت در سازمانها . تغییر موقعیت . تفاوت‌های مدیران کارآفرین با مدیران سنتی . تفاوت‌های من و رئیسم . توقف بی انگیزگی کارکنان . تولید بدون کارخانه . ثروت سازمانی . جایگاه مدیریت در نهج البلاغه . جایگاه نوآوری در مدیریت آینده . جرات تغییر؛ آغاز پیشرفت شغلی . چرا زنان مدیران بهتری هستند؟ . چرا کارمندان مطالعه نمی کنند؟ . چگونه ارتباط برقرار کنیم؟ . چگونه از دیگران انتقاد کنیم؟ . چگونه افرادی را که باهوش‌تر از شما هستند، مدیریت می‌کنید؟ . چگونه بر استرس در محیط کار غلبه کنیم؟ . چگونه به هدف بزنیم؟ . چگونه بهترین کارکنانم را حفظ کنم؟ . چگونه در بازی ارتباط برنده شویم؟ . چگونه رفتارمان را تغییر دهیم ؟ . چگونه یک اسم تجاری انتخاب کنید . چگونه یک مدیر دوست داشتنی باشیم؟ . چند دانه ی برنج . چند روز در سال کار می کنی؟ . چه تعداد از کارمندان خود را می شناسید؟ . چیزی به نام "شکست" وجود ندارد . حفظ کارمندان کلیدی در زمان تغییرات . حل مشکل چاله . خلاقیت و نوآوری در مدیریت . درس گرفتن از شکست ها . دعا کردن و سیگار کشیدن . ده دلیل اصلى شکست مدیران . دو گدا . دو نوع مدیریت . دور نمایی درمدیریت استراتژیک . دورکاری (کار از راه دور): مزایا و راهکارها . دیر گچین . دیوار ژاپن . راز موفقیت از زبان سقراط! . راز موفقیت مدیران موفق . راز موفقیت مرد کشاورز . راه های ساده، برای ‌رسیدن به موفقیت . راهب جوان و زن زیبا . راههای شاد زیستن برای زنان . رفتارهایی که رئیس شما را آزار میدهد . رمز موفقیت . زنان در عرصه مدیریت . زندگی خروسی . ساندویچ فروش و پسرش . سرعت یعنی این! . سرمایه اولیه . سکه پیروزی . سنگ جاده . سنگ های مرمر شما کدامند؟ . سه پاکت نامه . شانگهای یا پکن . شخم زنی مزرعه . شش مرحله هر پروژه . شما چطور خالی می کنید؟ . شما را چگونه می شناسند؟ . شیره مالیدن سر رئیس . طریقه برخورد با رئیس جدید . علل بی‌انگیزگی کارکنان چیست؟ . علل عدم صداقت در سازمانها . عوامل موثر بر وجدان کاری . فنون بازار یابی . قانون ارتباطات در محیط کار . قانون باورها . قدرت باور . قورباغه در نوک برج . قیمت تمام شده یک مدیر . کار و کوشش در اسلام . کارمند را در سفر می توان شناخت . کارمند شما چه رنگی است؟ . کدام مدیران بهتر تصمیم می‌گیرند؟ . کلاه ایمنی !؟ . کلید ارتباط با دیگران . گربه معابد بودایی . لزوم قدردانی از کارمندان . لطیفه . مار را چگونه باید نوشت؟ . ماهی تازه . مدیر اثر بخش . مدیر عامل . مدیر موفق . مدیر یا رئیس؟ . مدیریت ; جمع گوناگونیها . مدیریت آهسته ; فرصت نیست شتاب مکن . مدیریت استراتژیک، افق طلایی سازمان ( 1 ) . مدیریت استراتژیک، افق طلایی سازمان(2) . مدیریت استراتژیک . مدیریت استراتژیک ، افق طلایی سازمان (پایانی) . مدیریت استراتژیک افق طلایی سازمان(3) . مدیریت انرژی فردی . مدیریت ایرانی ... ! . مدیریت بر مافوق . مدیریت بهره وری در خانواده . مدیریت پول . مدیریت حسینی . مدیریت خرید و تدارکات در پروژه . مدیریت راهگشا . مدیریت زمان . مدیریت شطرنجی . مدیریت شفاف . مدیریت هنر است . مطالعه تطبیقی خواستگاری و بازاریابی . موانع ارتقای شغلی کارمندان متواضع . ناسا و مشکل خودکار . نامه انتقالی . نحوه رفتار و کنترل صحیح کارمندان . نکته های زندگی . نیاز مدیران در قرن تنوع . نیازهای مدیریت در عصر جدید . هر اندازه که بتوانی . هر کسی را بهر کاری ساختند . همه همسران من! . هنر مردم داری . هوش فرهنگی؛ نیاز مدیران امروز . وقت کار فقط کار . وقت هرچه باشد طلا نیست ! . کار برد تکنولوژی ارتباط از راه دور در سیستم مدیریت نوین . کار گروهی . کارمند دانا و سازمان توانا .

:: آرشیو ::

مدیریت [86]
حکایت و لطیفه مدیریتی [62]
روانشناسی [37]
روانشناسی صنعتی [8]
موبایل [29]
کامپیوتر [18]
عمومی [20]

:: خبرنامه وبلاگ ::