رنگارنگ


ساعت 8:9 صبح يکشنبه 27/5/1387

21 پند مديريتي ماتسوشيتا


کونوسوکه ماتسوشيتا Konosuke Matsushita، متولد نوامبر 1894 در جنوب اوزاکا، کار حرفه اي خود را به عنوان کار آموز در فروشگاه هيباچي Hibachi شروع کرد . او در 15 ژوئن 1917 شرکت خود را با نام Matsushita Electric Devices Manufacturing(کارخانه توليد ابزار برقي ماتسوشيتا)، براي توليد لوازم برقي جانبي تاسيس کرد. طي اولين سال ها ، اين شرکت به عرضه لامپ دو چرخه ، اتوي برقي و سپس به توليد راديو و باتري پرداخت. در سال 1929 کونوسوکه، نام شرکت را به Matsushita Electric Manufacturing Works(کارخانه توليدات برقي ماتسوشيتا)، تغيير داد. در 27 آوريل 1989، کونوسوکه ماتسوشيتا، بنيانگذار ماتسوشيتا الکتريک، پس از ايفاي نقشي شگرف در دگرگوني هاي جهان و ارائه انديشه هاي نوين مديريتي، در سن 94 سالگي، ديده از جهان فرو بست .
امروزه، گروه شرکت هاي ماتسوشيتا، از بزرگترين توليد کنندگان محصولات الکترونيک در جهان است که توليدات آن، طيف وسيعي از قطعات الکترونيکي تا محصولات الکترونيکي خانگي، تجهيزات اتوماسيون کارخانه ها و سيستم هاي کامپيوتري و مخابراتي، را دربرمي گيرد.



1– من فنون ويژه اي را آگاهانه به عنوان راز موفقيت به کار نمي بندم. اگر در اين راه رازي وجود داشته باشد، عبارت است از شوق طبيعي من به اعتماد کردن به همکارانم و ياري خواستن از آنها، من آنگونه آدمي هستم که با همکارانش رايزني و مشورت مي کند و از خرد و راCي آنان ياري مي گيرد.
2– شرط اول و نخست موفقيت شناخت توانايي هاي ذاتي خويش است. عدم شناخت توانايي ها، مانع از بهره گيري از آنها مي گردد. گاه يک صداي دروني به شما مي گويد چه جهتي را بايد برگزينيد. شناسايي توانمندي ها، مستلزم شناخت استعدادها است.
3– يکي از مهمترين عوامل مديريت، داشتن ديد و فلسفه مديريت است. بدون داشتن فلسفه مديريتي، ساختار کلي شرکت خلق نمي شود و ساير عوامل نمي توانند به پتانسيل کامل خود برسند. مديريت بايد بتواند به سئوالات مطروحه درباره زندگي اجتماعي و جهان هستي پاسخ دهد و بداند که: حقيقت چيست و راه صحيح کدام است؟
فلسفه مديريت بايد مبتني بر قوانين اساسي طبيعت باشد. تعيين فلسفه مديريت براساس وظيفه شرکت در قبال جامعه، اولين اقدام ضروري درجهت ايجاد فضاي کار مناسب است.
4– فلسفه مديريت من براساس فهم من از انسان است. من معتقدم، انسان در راCس موجودات هستي قرار دارد و اين استعداد را دارد که سرآمد همه چيز در هستي باشد.
من بر اين باورم که عامل انساني مهمترين و ضروري ترين عامل در اداره هر شرکتي است. مدير بايد فيلسوفي باشد که به ذات و وجود بشر اهميت قائل شود. يک مدير لايق هرگز نبايد فراموش کند که با انسان ها سروکار دارد.
60 سال پيش به کارمندانم مي گفتم اگر يکي از مشتريان از شما پرسيد، چه مي سازيد، بايد در پاسخ بگوييد، سرپيچ مي سازيم اما انسان ها مهمترين توليد ما هستند.
5– روش زندگي و روش مديريت من، ساده است. من به صورت ساده و مطابق با قوانين طبيعي کارهايم را انجام مي دهم.
اين شيوه يعني تبعيت از عقل و وجدان پاک. اطمينان دارم چنانچه بر عقل سليم متکي باشيد، همواره پيروز هستيد.
6– فلسفه مديريت بايد ثابت بماند اما روش ها و طرح ها بايد تقريباً به طور روزمره نوسازي شوند. پيشرفت براساس قانون طبيعي، بنيان اجتماعي بشري است. به همين دليل است که مديريت شرکت بايد دايماً به فکر توسعه و سرمايه گذاري جديد و حرکت تدريجي از فاز قديم به جديد باشد. مديران و کارکنان در هر کسب و کاري بايد مهارت هاي خود را بهبود بخشند. فرآيند بهبود کارها، يک فرآيند ابدي است.
7– به باور من، محل کار يک مرکز آموزشي براي رشد اخلاق فردي و ارتقاي سطح مهارت هاي فني و تخصصي است.
شرکت يک محل ساده براي به دست آوردن درآمد يا پرش به يک موقعيت بالاتر نيست. فضا و محيط شرکت بايد به گونه اي باشد که کارکنان تمام استعدادهاي خود را بروز دهند. من از شما مي خواهم با اين ذهنيت کارتان را انجام دهيد.
8– هدف نهايي هر شرکت بايد داشتن تاثير مثبت در اجتماع باشد. اگر مديريت غافل از اين باشد که ضرورت وجود شرکت بهبود اجتماع بشري است هرگز به معناي حقيقي، موفق و قوي نخواهد شد. در همين راستا لازم است شرکت ها کارکنان خود را به عنوان انسان هايي اجتماعي پرورش دهند. تجربه مرا متقاعد ساخته که شرکت نمي تواند موفق عمل کند مگر اينکه تمام کارکنانش به عنوان انسان، موفق باشند.
9– مديريت باز به معناي اعتماد کردن به کارکنان، ارتباطات روان درون شرکتي، بالا بردن روحيه کارکنان و افزودن بر يکپارچگي سازمان، من اختيارات فراوان به کارکنانم واگذار مي کردم و به شايستگي و کارداني آنان اطمينان داشتم.
من همه را از جريان امور و کارها از جمله سود و زيان ماهانه آگاه مي ساختم. همين سياست ها به مقدار زيادي به رشد و کمال شرکت ياري بخشيد.
10– من مديريت را به منزله نوعي هنر مي دانم. هريک از فرآيندهاي مديريت يک کار هنري و خود مديريت هنر تکاملي است. مديريت هرگز به منزلت يک هنر اجتماعي ارزشمند دست نمي يابد مگر چيزي ارزشمند براي گفتن داشته باشد و آن وقتي است که يک فلسفه مديريت پشتوانه آن باشد که هم يک ديد فکري بدهد و هم عناصر مختلف شرکت را هماهنگ سازد.
11– در ميان همه عناصر مديريت، عامل اصلي و مرکزي کارکنان هستند. من به کارکنانم براي آنچه مي دانند، اعتماد دارم. اعتماد موجب مي شود، آنان بيشترين نيروي خود را جهت کاميابي به کار گيرند. من باور دارم که دانايي تک تک کارکنان در تصميمات مديريتي منعکس مي شود. نگرش و طرز تلقي من از تو بهتر هستم هرگاه از سوي شخص برجسته و بالاي سازمان آشکار شود، مي تواند همه کسب و کار او را در معرض خطر قرار دهد. واگذاري مسئوليت و اختيار و تشويق به قبول آن، روش مهمي براي توسعه کارکنان است، سرمايه گذاري روي افراد با دادن استقلال عمل ميسر مي گردد.
12– من به اين باور رسيده ام که کارکنان از تشخيص شايستگي هاي خود خشنود مي شوند. هيچ کس کامل نيست. هرکس نقاط قوت و ضعفي دارد اما براي انجام کاري مناسب است. به نظر من شکست بسياري از روِساي با استعداد ناشي از اين بوده است که آنان، زيردستان خود را به عنوان بدهي و نه سرمايه تلقي مي کردند. شايد اين قبيل روِسا صرفاً به حدي باهوش هستند که فقط خطاها را تشخيص مي دهند.
به نظر من يک مدير بايد حداقل 70 درصد توجه خود را معطوف خصوصيات مثبت کارکنان خود نمايد.
13– از نظر من کسي که داراي ظرفيت فراواني جهت رشد است، يک کارمند آرماني است. کسي که نه تنها در درون يک پيشه و تخصص رشد مي کند بلکه با آن در راه رشد و تعالي گام برمي دارد، مطلوب من است. لياقت و وفاداري لازم است ليکن استعداد فرد مهمتر است. درضمن هرکس بايد طوري فعاليت نمايد که گويي مدير کسب و کار خويش است. مدير خود بودن چيزي است که همواره آن را توصيه کرده ام.
14– مهم نيست چند ساعت در محل کار خود حاضر هستيد بلکه ميزان کارآيي شما اهميت دارد. بايد بين سختکوشي و کار در ساعت هاي طولاني تفاوت قائل شد. يک انسان کارآلوده که هيچ دلبستگي به هنر يا ديگر دلخوشي هاي زندگي ندارد، ناگزير انساني خمود و بي نشاط خواهد بود. من معتقدم کارگران (کارکنان) بايد 2 روز در هفته تعطيل باشند تا بتوانند از زندگي خصوصي خود لذت ببرند. البته کار بايد بر تفريح مقدم باشد نه برعکس.
15– بايد بدانيم که خود مسئول اشتباهات و شکست هايمان هستيم. ازاين رو بايد دقت نماييم تا از تکرار آنها پرهيز شود.
اينکه اشتباهي صورت نگيرد، ايده آل است. آنچه مهم است خود اشتباه نيست بلکه رفتاري است که ما از خود نشان مي دهيم. شکست نيز يک ذخيره ارزشمند از آزموده ها را فراهم مي آورد. بايد هر شکستي به عنوان درسي براي آينده به کار آيد.
16– ما تنها براي لقمه اي نان زندگي نمي کنيم. به دست آوردن آسايش هاي مادي به هيچ وجه شادي و خشنودي را تضمين نمي کند. ثروت، شخصيت و موقعيت اجتماعي ملاک موفقيت نيست.
جوهره انسانيت همچون الماس صيقل نيافته است. اگر انسان ها عظمت دروني خويش را باور نمايند و سخت کار کنند و اجازه دهند گوهر وجودشان بدرخشد، دنيا بهتر از اين خواهد شد.
17– مدير تنها زماني نيرومند خواهد بود که به دو ستون همزاد راستگويي و اعتماد تکيه داشته باشد. در کار مديريت، افسون ويژه اي وجود نداشته و تردستي هاي زيرکانه اي راه ندارد. خوشبختم که توانسته ام همواره راستگويي را در پيش گيرم.
18– بنيان فلسفه مديريت، روح فروتني (SUNAO ) است. يک لغت ژاپني است که معمولاً به فروتني و نرمي در يک فرد و قلب پاک و بي آلايش و SUNAO خالص و بدون ريا اطلاق مي گردد. اگرچه انسان ها به ساحت خدا راه نمي يابند اما روح فروتني، انسان را خدايي مي کند. يک مدير که با روح فروتني عمل مي نمايد، قادر است بايدها و نبايدها را به درستي درک نمايد.
اغلب کساني که در کسب و کار شکست خورده اند، از فروتني بي بهره بوده اند. برخورداري از روح فروتني و فکر باز و آزاد، مستلزم تلاش آگاهانه و انضباط مداوم فردي است. درمقابل، غرور انسان را نسبت به اشتباهاتش غافل نموده و اين غفلت يک خطر دايمي است. وقتي اوضاع شرکت به خوبي پيش مي رود و يک مدير به تخصص مديريتي خودش تبريک مي گويد، مستعد غرور و بي قيدي شده و خود را در معرض شکست در آينده قرار داده است.
19– از نظر من مذهب و فعاليت هاي اقتصادي، دو چرخ ماشين تمدن بشري هستند. يک مذهب اصيل مروج عشق، انسانيت، حق شناسي و ديگر خصايص مثبت انساني است. مذهب در طبيعت انسان ريشه دارد.
20– براي يک زندگي هدفمند انسان نيازمند داشتن کارهاي در دست انجام و برنامه هاي ناتمام است. کار ناتمام من اکنون بيش از اداره يک شرکت است. من به دنبال دستيابي به صلح، خوشبختي و سعادت نه فقط براي ژاپن بلکه دستيابي به رفاه در سطح جهان هستم.
21– تا زماني که از رهبراني توانمند برخورداريم، آينده اي درخشان در پيش خواهيم داشت. ما نيازمند پرورش مردمان شايسته و کاردان براي شکل دادن به آينده هستيم. من بر اين باورم که زمان آن فرارسيده تا در سيستم مديريت بازنگري شده تا زمينه استفاده از استعدادها و خلاقيت هاي نيروهاي جوان فراهم شود. از اين رو دانشکده حکومت و مديريت ماتسوشيتا را جهت تربيت مديران و رهبران کارآمد، تاسيس کردم.



برگرفته از:harkat.ir


¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 6:10 عصر جمعه 7/4/1387

بي انگيزگي کارکنان خود را متوقف کنيد


چکيده: اغلب شرکتها اشتباه عمل مي کنند. آنها به جاي آنکه سعي کنند تا به کارکنان خود انگيزه بدهند، بايد از بي انگيزه شدن کارکنان خود جلوگيري کنند.  تعداد زيادي از پرسنل وقتي يک کار جديد را آغاز مي کنند، بسيار شيفته و علاقه‌مند آن هستند. اما طبق يافته هاي تحقيق ما، در 85 درصد شرکتها، انگيزه پرسنل در شش ماهه اول به سرعت کاهش مي يابد و در سالهاي بعد نيز روحيه آنها بدتر خواهد شد. اين يافته ها بر اساس مطالعه اي شکل گرفته است که بر روي 2/1 ميليون نفر از کارکنان 52 شرکت برتر از ميان 1000 شرکت مجله فورچون بين سالهاي2001تا2004، توسط موسسه تحقيقاتي سيروتا ( نيويورک) انجام شده است.  اين مشکل به اصول و مباني مديريت مربوط مي شود. يعني هم به سياستها و رويه هايي که شرکتها در مديريت کردن نيروهايشان به کار مي گيرند و هم به روابطي که مديران به صورت فردي به وسيله گزارشهاي مستقيم خود برقرار مي کنند.  تحقيق ما نشان مي دهد که چگونه رفتار و عملکرد مديران به مشکل بي انگيزگي پرسنل اضافه مي کند. همچنين تحقيق ما نشان خواهد داد که مديران براي تغيير اين وضع چه کاري مي توانند انجام دهند.
سه هدف کليدي افراد در کار
براي آنکه علاقه و شيفتگي را که کارکنان در ابتداي شروع کار خود دارند حفظ کنيم، مديريت بايد سه هدفي را که عده زيادي از کارکنان در کار خود در پي آن هستند، بفهمد و سپس آنها را برآورده کند. اين اهداف عبارتند از:
_ برابري : در مسائلي مثل دستمزد، مزايا و امنيت شغلي با پرسنل به طور عادلانه و برابر رفتار شود.
_ موفقيت : احساس افتخار کردن از شغل و از کارفرما.
_ همراهي و رفاقت : داشتن روابط خوب و پربار با همکاران.
براي نگهداري يک نيروي کار علاقه‌مند، مديريت بايد تمام اين اهداف را تأمين کند. در شرکتهايي که فقط يکي از اين اهداف تامين مي شود، کارکنان يک سوم علاقه‌مندي کارکناني را دارند که شرکتهايشان تمام اين اهداف را برآورده مي سازند. اين اهداف نمي‌توانند جايگزين يکديگر شوند. شناختن و درک کردن صحيح پرسنل نمي تواند جايگزين دستمزد خوب شود، پول نمي تواند جايگزين حس افتخار و سربلندي از انجام يک کار شود و سربلندي به تنهايي هيچ تضميني ايجاد نمي کند.


آنچه مديران به تنهايي مي توانند انجام دهند    ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 4:33 عصر دوشنبه 3/4/1387

هرچه سريعتر به سمت ترفيع


تا به حال فکر کرده ايد که چرا بعضي افراد در کارشان ترفيع مي گيرند و بعضي نمي گيرند؟ يا تا به حال به اين فکر کرده ايد که بعنوان يک کارمند عالي چطور مي توانيد احتمال ترفيع گرفتن خود را بالا ببريد؟ البته، هيچ پاسخي ساده تر از پاسخ اين سوال نيست. افراد به دلايل مختلف در کار خود ترفيع مي گيرند که بعضي از اين دلايل منصفانه و منطقي است و بعضي نيست—زندگي همين است! اما با وجود اين حرف ها، اگر مي خواهيد فرصت و شانس ترفيع و ارتقاء درجه در شرکتتان و بالا رفتن از نردبان ترقي را براي خود بالا ببريد و مسئوليت هاي کاري خود را بيشتر کنيد، يک استراتژي بسيار مهم براي شما وجود دارد. اين استراتژي بااينکه در ظاهر ساده به نظر مي رسد اما در عمل چندان هم ساده نيست.


شروع کنيد به انجام دادن کارهاي رئيستان


اين روش اينطوري جوابگو است. کسي که براي ترفيع گرفتنتان مي تواند برايتان خيلي مفيد يا خيي مضر باشد، ناظر و بالادست شماست.  او تنها کسي است که مي تواند به شما کمک کند و درعين حال مانع پيشرفتتان شود. اما چه چيز تعيين مي کند که کدام از اين حالت ها خواهد بود؟ درست است که عمکرد شما اهميت زيادي دارد اما همه چيز به تاثير برمي گردد. شما مي توانيد با راحت تر کردن زندگي براي رئيستان تاثيري بسيار مثبت و نيرومند روي او به جا بگذاريد. به همين سادگي. اگر بتوانيد:


*      حجم کاري رئيستان را کم کنيد


*        دغدغه هايي که رئيستان را نگران کرده را از ميان برداريد


*         از مشکلاتي که معمولاً مسئوليت آن بر عهده رئيستان است جلوگيري کنيد


آنوقت خيلي بيشتر به درد رئيستان خواهيد خورد. اين يک نکته مثبت است و مطمئناً به چشم او خواهد آمد.   ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 12:33 عصر جمعه 24/3/1387

چگونه بر روي رئيس خود تاثير مثبت بگذاريم؟


داشتن شغلي مناسب و داشتن روابط کاري خوب، آرزوي هر فرد شاغلي است. داشتن شغلي مناسب و داشتن روابط کاري خوب، آرزوي هر فرد شاغلي است. اما گاهي به دست آوردن اين شغل به اندازه راضي نگهداشتن کارفرما مشکل نيست! درواقع ورود و باقي ماندن در يک موسسسه، کارخانه، شرکت و هر محيط کاري ديگري، علاوه بر اينکه به تواناييهاي خاص و متناسب با آن نياز دارد، بلکه نيازمند هوش، سياست کاري صحيح و نشان دادن تواناييهاي فردي است.


گاهي تصور ميکنيم همين که کار خود را بدون مشکل انجام ميدهيم کافي است، اما در دنيايي که تناسبي بين نيروي متخصص و کار مناسب وجود ندارد، رعايت نکات زير ميتواند در حفاظت از موقعيت شغلي بسيار مفيد واقع شود:


1. اهداف را بشناسيد. خود را با اهداف و ارزشهاي کارفرما و موسسه تطبيق دهيدو اولويتهاي رئيس خود را اولويت خود بدانيد.


2. بدانيد که چگونه ارزيابي خواهيد شد. بدانيد که دقيقا کدام مهارتها، رفتارها و فضائل شما مورد قضاوت قرار گرفته و تشويق خواهد شد. سپس مانند ليزر بر روي آنها متمرکز شويد.


3. قابل اطمينان باشيد. آنچه را که گفته ايد، انجام دهيد. حتي بهتر از آن اينکه، کمتر قول بدهيد و بيشتر عمل کنيد.


4. انرژي مثبت بدهيد. شما نبايد شخص غرغرو و نالان شرکت بوده و راهکارهاي رئيس يا موسسه را زير سوال ببريد. شما بايد تشويق کننده و الهام بخش باشيد، کسي که همه مايلند در کنار وي کار کنند.


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 12:7 عصر جمعه 24/3/1387

چرا کارمندان مطالعه نمي کنند؟


چکيده


اين مقاله موضوع مطالعه کارمندان در محل کار را مورد بررسي قرار مي دهد و دلايل عدم مطالعه کارکنان را در سه بعد عوامل فرهنگي و اجتماعي، عوامل مربوط به کارکنان و عوامل مربوط به مديران و رؤسا تشريح مي کند.
.--------------------------------------------------------------------------------


1- مقدمه
امروزه بسيار مي شنويم و مي خوانيم که سرانه مطالعه در ايران پايين تر از کشورهاي ديگر است و فرهنگ مطالعه در بين مردم همه گير نشده است و مطالعه به صورت عادت روزمره در کنار فعاليت هايي که معمولاً مردم در طول يک شبانه روز انجام مي دهند در نيامده است و يا به قولي مطالعه در سبد امور روزمره خانواده ها قرار نگرفته است.


دانشمندان تعليم و تربيت معتقدند مطالعه و کتابخواني بايد از همان اوان کودکي در خانواده و مدرسه در وجود کودکان نهادينه شود، آنها با روش هاي مطالعه آشنا و به منابع خواندني مختلفي مجلات، کتابها، مقالات و ... به آساني دسترسي داشته باشند و با مشاهده مطالعه روزانه پدر و مادر آنان نيز به اين امر ترغيب شوند. به طور کلي مي توان گفت اگر محيط خانه غني باشد (از نظر متن هايي براي مطالعه)، کودک خود به خود به سمت مطالعه مي رود همچنان که اگر کودک در محيط خانه با ادوات موسيقي سروکار داشته باشد احتمال اين که به سمت موسيقي گرايش پيدا کند زياد است. با اين مقدمه وارد اين بحث مي شويم که «چرا کارمندان مطالعه نمي کنند؟»


2- دلايل عدم مطالعه کارکنان
کارکنان سازمانها همان انسانهايي هستند که در اجتماع پرورش يافته و بعد وارد سازمان شده اند. عادت ها و تربيت دوران کودکي و جواني آنها در شکل گيري شخصيت  امروزي آنان بسيار تأثيرگذار بوده است. مسلماً  سازمان ها نمي توانند با برگزاري چند کلاس آموزشي يا پند و اندرز و صدور بخشنامه در تغيير شخصيت آنان تأثير چنداني داشته باشند.


به نظر مي رسد مي توان دلايل عدم مطالعه کارکنان را با عناوين زير بررسي نمود:


عوامل فرهنگي و اجتماعي
عوامل مربوط به کارکنان
عوامل مربوط به مديران و رؤسا


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 8:7 صبح پنجشنبه 23/3/1387

       






4 روش مفيد براي آشتي کردن



باز مرتکب اشتباه شديد. روز تولدش يا سالروز ازدواجـتـان را فراموش کرديد. درحال برانداز کردن دختران ديگر، گيرتان انداخته است. او را به خاطر خرابي اتومبيل و يا فراموشي قـرار، روي پـا مـنـتظر نگهداشته ايد. جرمتان هر چه باشـد بايد چاره اي بينديشيد. چـند وقـتـي اسـت مـورد بـي اعـتنايي قرار گرفته ايد و اين وضـعـيت در حـال طـولاني شـدن اسـت.
چگونه مي توانيد اشـتـبـاه خـود را جبران نموده و اعتماد و علاقه همسـرتان را دوباره بدست آوريد؟ فرمول مجذوب کردن دوباره او به سادگي الفبا مي باشـد. ايـن مـراحـل آسـان را طـي نموده و هر قدم اشتباهي کـه برداشته شده را به حالت قبل برگردانيد.
1- قبول کنيد که اشتباه کرده ايد زمانيکه به طور شفاف مشخص گرديد که مرتکب اشتباه شده ايد و مـطـلقا راه گريزي از پيامدهاي حاصله از خطاکاري و جرمتان وجود نداشت،شما نيز بايد گناه خود را بپذيريـد. براي جبران خرابکاري و رسيدگي کردن به موقـــيعت ايـجـاد شده پيش برويد.
اگـر در اين مـرحله در بيان جزئيات متوسل به دروغ شويد، احتمال اينکه او احساس کند که به طـور کـامـل بـا وي صـادق نـيستـيد زياد مي شود و يا ممکن است داستان شما را به صـورت متفاوتي از شخصي ديگر بشنود. بنابراين مثلا اگر او شايعه اي را مبني براينکه شما را درحال خوش و بش کردن صميمي با يکي از همکارانتان ديده اند، شنيد، و اگر ميـدانيـد ايـن داستان تا حدي حقيقت دارد، بيـدرنـگ شـروع به انکار و حاشا نکنيد. براي سرپوش گذاشتن بر خطا خيلي دير اسـت. رو راست باشيد.
قبول کنيد که آن قضيه ممکن است اينگونه بـنظر ديـگران رسيده باشد که شما در حال صحبتهاي عاشقانه با هـمـکارتـان بـوده ايد، اما احساسات بچه گانه و زود گـذر خـود را مـقصر دانـسته و بگوييد: " فقط هـميـن يـک بـار بـود و پـشـيـمـانـم. ابـدا علاقه اي به او ندارم" و يا چيزي مشابه اين. رو راست و مستقيم باشيد، اما کار غير عاقلانه انجام ندهيد. تا ميـتوانيد اشتباه خود را بي اهميت جلوه دهيد. هـمسر شـما شـديدا مـي خواهد باور کند که شما قصد اذيت و آزار او را نداشته ايد بنابراين تمام تلاش خود را براي پاک کردن ذهـن او بکار ببنديد.
حتي اگر يک عذر و بهانه به نظر شما ناکار آمد برسد، اگر بـه صورت متقاعد کننده اي آنرا بيان کنيد باز وي خريدارش خواهد بود. در چنين شرايطي صداقت بيش از حد، ممکن است صدمه بزند. براي مثال در حالي کـه قطعا بايد بپذيريد که از حد و حدود خود هنگاه صحبت کردن با همکارتان تجاوز کرده ايـد، لزومي ندارد به او بگوييد که هميشه از ديــدن او خوشحال ميـشديـد و يا به چشم شما فرد جذابي بنظر مي رسيده است.
کنترل خسارت يعني به حداقل رساندن اشتباه و نه بزرگنـمايي کـردن آن بـوسيله دادن اطلاعاتي او واقعا نيازي به دانستنشان ندارد.


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 8:8 صبح چهارشنبه 22/3/1387

 


طالع بيني انسانها و شناخت آنها از روي حرف اول اسم آنان !!!



توجه : در اين روش به دليل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"بايد به جاي اين حروف معادل فارسي آنها را قرار دهيد .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)=ب


 


الف: خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن ميانه رو و با همه ملاحظه ميکند و خونگرم ميباشد و با همه کس زود صميمي ميشود ودر زندگي در جنگ و جدال و گفتگو به سر ميبرد و پيراهن سياه بر او نامبارک مي باشد و محنت بسيار مي کشد و هر چه را طلب کند زود بيابد و مريضي وي هميشه در باد قولنج گردن وپهلو مي باشد.


 


ب : فردي خوش قيافه و زيبا وبا محبت و رفيق باز و هميشه مغرور و جيب او خالي و قدر مال دنيا را نداند. دقيقا


 


ج : فردي باشد زيبا و خوش اخلاق وبا محبت و او هميشه از مريضي شکم رنج ميبرد و اين مريضي هر چند وقت يکبار اشکار ميشود و دو وجه دارد يا سياه چهره و قوي استخوان يا سفيد پوست و بزرگ اندام و هميشه سرگردان واشفته مي باشد و از کار خود حيران است


 


د: او فردي با ديانت و پر فکر وبشاش و زيبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنيا را نمي داند و هميشه در حال ترقي مي باشد


 


ه : او فردي است که هميشه اطرا فيان را امر ونهي کند و زيبا چهره وتند خو و اتشي مزاج و طبع او گرم ميباشد


 


و: فردي است که هميشه به ديگران کمک مي کند و گاهي مغرور ميشود و زبان بد پشت سر او باشد و ديگران بدي او را ميگويند


 


ز: زيبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم و در هر کاري مقرراتي است و در زندگي براي او سحري مي کنند و در زندگي شکست بزرگي مي خورد و هميشه از درد سر و زانو در عذاب ميباشد و نسبت به زندگي دلسرد مي گردد و حيران و سر گردان ميشود


 


ت: او فردي است خوش جهره و خوش اخلاق کم خواب و هرگاه مرتکب گناه ميشود سريع توبه ميکند و اگر دل کسي را برنجاند بسيار نگران و در پي ان است که دلجويي کند و هميشه احساس تنهايي عجيبي در خود دارد


 


ث: فردي است ثابت قدم و پر اراده و در هر کاري ثابت قدم مي باشد خوش اخلاق و پر عقل است و پيشاني او پهن ميباشد و در زندگي هرگز محتاج نخواهد شد


 


ح: او فردي زيبا و خوش اخلاق و حق گو و کينه اي و حرف را در دل نگه دارد و هميشه در بحث و جدل وجنگ به سر ميبرد


 


خ: فردي است زيبا چهره با چشماني درشت با محبت و مقرراتي و هر چه سعي ميکند رزقش بسيار شود موفق نمي شود و او فردي است عشقي و تنبل و کاهل در کارها و بايد اين کار را ترک کند تا در زندگي موفق و سر بلند شود


 


ر: او فردي است خوش اخلاق ميانه رو و اتشي و هميشه اطرافيان در پشت سر او بد گويي کنند و او فردي است طمعکار و زيبا چهره وخوش گذران و اگر ايمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتي که بخواهد ميرسد و دست او هميشه از پول دنيا تهي است


 


س : او فردي ميباشد پر استعداد و با ذوق و سليقه و هميشه بهترين اجناس را انتخاب مي کند و بسيار مغرور ومتکبر ميباشد و هر کاري که ميل داشت انجام ميدهد و با اطرافيان خود در نزاع و لجبازي بسر ميبرد فردي باشد اتشي مزاج و هميشه در چشم اهل واعيان پر هيبت به چشم ميايد


 


ش: او فردي است مشفق ومهربان و جنگجو و عصباني و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنيا به او ضرر برسد از دست و زبان خود ميخورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ ميماند و بسيار لجباز است


 


ص : فردي است حرف شنو و دهن بين و هرکس هر حرفي را با او در ميان بگذارد سريع باور ميکند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و هميشه در حال ترقي و فکر ميباشد


 


ض : او فردي است خوش اخلاق و زيرک ودانا وکينه توز و هميشه نگراني خود را در ظاهر بروز نميدهد و پيشاني او پهن است و کمان ابرو دارد و در کارها بسيار دقيق ميباشد و هرگز ياد خدا را فراموش نمي کند و به دنبال هر کار زشتي توبه مي کند و فردي زرنگ است


 


ط :او فردي است پاک و خوش اخلاق و عشقي و خوش گذران و خو نگرم و پيراهن سياه براو خوشايند نيست و دوستي بسيار ميکند


 


ظ : او فردي است که ظاهر و باطنش يکي است و خشک ومقرراتي ميباشد و اطرافيان پشت سر او بد گويي کنند و قدر مال دنيا را نداند و در سينه و اعضا خالي دارد که نشان اقبال است و دنبال دوست رود و خواهان ان است که با دوستان تفريح کند


 


ع : او فردي باشد بلند مرتبه و پر گذشت و خوش اخلاق و بخشنده و مقرراتي وخشک و او هرگز قدر مال دنيا را نميداند و در دوستي با ديگران پاينده و متعصب و در اول زندگي رنج بسيار کشد و قدر مال دنيا را نداند


 


غ: زيبا چهره با گذشت و خشک و مقرراتي و احساس نا اميدي کند در فکر ميرود و به گذشته واينده خود مي انديشد دانا وعالم است و زندگي را با صلح وصداقت دوست دارد


 


ف : او فردي است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زيبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحيه هر چند وقت يک بار مريض و رنج ميکشد و در زندگي چند بار شکست ميخورد ولي در اينده به مقام و منزلت خوبي ميرسد


 


ق: فردي است قادر وتوانا و زيرک و دانا و در هر کاري نقشه بسيار ميکشد و موفق ميشود هم زيباست و هم خوش اخلاق و فردي است خوش گذران و قدر مال دنيا را نداند و گاه گاهي با ملايمت و يا خصومت برخورد ميکند


 


ک: او فردي است زيبا وخوش اخلاق و زيرک و دانا و زيرک و خشک و مقرراتي و زبان او تلخ است و هميشه ديگران از زبان او در عذاب ميباشند با يک کلمه حرف ديگران را برنجاند و هميشه در حال ترقي و فعاليت باشد


 


ل: فردي است زيبا چهره و خوش اخلاق و يکدنده و هميشه جدايي اختيار کند و غرور خاصي دارد قدر مال دنيا را نمي داند و هميشه متعصب اطرا فيان نزديک خود ميباشد


 


م : خوش اخلاق و با محبت و خون گرم ونترس و هميشه اطرافيان پشت سرش بد گويي کنند و در روبرو از او تعريف و تمجيد کنند او فردي باشد خوش چهره و چشمان درشتي دارد و در کارهاي خود هميشه کاهلي دارد و زود عصباني ميشود و سريع خاموش ميشود عشقي ميباشد و در تمام کارها تقاضاي کمک کند.


 


ن: او فردي است زيبا و خوش اخلاق و کينه توز و دم دمي مزاج ميباشد گاهي اوقات بسيار خوب و گاهي اوقات بسيار بد و مقرراتي وخشک ميشود همچون قاضي ميباشد ودر حقوق خود وديگران به ميزان برخورد کند


 


ي :او فردي است پر فکر وزيبا و با هر کس در افتد بر او غالب گردد دم دمي مزاج ميباشد و گاهي بسيار خوب و گاهي بسيار خشک و مقرراتي است او فردي است چهار شانه و از مريضي شکم گاه گاهي رنج ميبرد.


¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 7:38 صبح چهارشنبه 22/3/1387

تماس اضطراري با باتري خالي به وسيله گوشي هاي سوني اريکسون


در گوشي هاي سوني اريکسون قابليت بسيار جالبي نهفته است که ما را بيشتر به ياد بنزين ذخيره شده در باک ماشين هاي پيشرفته مي اندازد! حتمأ براي شما نيز پيش آمده است که قصد گرفتن تماس يا کار ضروري ديگري با گوشي خود داريد ، اما گوشي شما شارژ ندارد. اين موارد راه چاري اي که به ذهن افراد ميرسد استفاده از تلفن ثابت يا همگاني و حتي قرض گرفتن گوشي افراد ديگر است. اما اگر گوشي شما سوني اريکسون دست نگاه داريد ، چرا که گوشي شما يک شارژ مخفي نيز در خود ذخيره است که در لحظات اورژانسي فريادرس شما خواهد شد. در اين ترفند نحوه روشن کردن گوشي با شارژ خالي را به شما معرفي خواهيم کرد.


بدين منظور:
پس از خاموش شدن گوشي و پس از آن که اطمينان پيدا کرديد گوشي خالي از شارژ باتري ديگر به روش معمول روشن نخواهد شد ، کافي است:
کليد Power گوشي را به مدت 15 ثانيه نگه داريد.
پس از 15 ثانيه خواهيد ديد که گوشي شما روشن خواهد شد!
حالا ميتوانيد دکمه را رها کنيد.
اکنون گوشي شما روشن شده است و ميتوانيد يک تا دو تماس کوچک اورژانسي با گوشي خود بگيريد.


اين موضوع از ابتکارات شرکت سوني اريکسون است که در مواقع ضروري به کمک استفاده کنندگان اين گوشي ها ميايد.


¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 10:49 صبح سه‏شنبه 7/3/1387

« تأثير استرس مشکلات کاري بر روي شما »
• تضادهاي داخلي و درون‌ سازماني، ناشي از مشکلات ناخواسته، غيرمنتظره و حل نشده هستند.
• دستيابي به نتايج موفقيت‌ آميز و مطلوب و به کارگيري آنها در اقدامات بعدي براي از ميان بردن تضادها و اختلافات.
• مديريت اثربخش نتايج و نيز اقداماتي که شما را از استرس رها مي‌ سازند.


مقدمه
اگر شما يک مدير يا کارمند متخصص هستيد، بايد به شکلي خلاقانه، بيانديشيد، تصميم‌ گيري کنيد و عملکرد خود و ديگران را، مديريت نماييد. هر دروندادي مي ‌تواند در راستاي اين رفتارها باشد، هر فرصتي شما را به سوي آنها کشانده و هر بحراني شما را به آنها نيازمند مي‌ کند. وقتي شما تصميمات و تفکرات مناسب و يا مديريت درستي در قبال عملکرد خود نداشته باشيد، بايد هزينه آن را هم بپردازيد يعني مجبور مي‌شويد براي رتق و فتق امور تا 3 صبح بيدار بمانيد.
ميزان و حجم انتخاب ‌هاي يک مدير در يک روز مي‌ تواند خيلي زياد باشد. مديران ارشد و مياني مجبور هستند روزانه صدها تصميم گوناگون بگيرند. برخي از آنها واقعاً مشکلات بزرگي هستند مانند کاهش 20 درصدي تعداد کارکنان، مواجهه با يک مشتري که قرارداد بزرگي را فسخ کرده است و نيز مسئله مميزي مالياتي هفته‌ آتي. واقعاً شما متعجب ‌شده و مي انديشيد که اين افراد اصلاً چگونه مي‌ توانند بخوابند!


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 10:30 صبح سه‏شنبه 7/3/1387

« انتخاب بهترين دوره‌هاي آموزشي براي شما »
• افراد نبايد براي استخدام در تمام عمر و يا يادگيري کامل فرصت‌ هاي شغلي، تنها به کارفرمايان خود اتکا کنند. شما بايد مسئوليت طراحي برنامه‌ يادگيري خويش و يافتن منابع آموزشي که براي تحقق اين هدف نياز داريد را ، خود بر عهده بگيريد.
• در داخل و خارج از شرکت، طيفي فزاينده از فرصت ‌هاي يادگيري وجود دارد که از برنامه ‌هاي رايج آموزشي و دوره‌ هاي دانشگاهي تا روش‌ هاي غيررسمي آموزشي را دربرمي‌گيرد.
• شما بايد، اهداف شرکت و اهداف خود را براي پيشرفت به خوبي درک کنيد و برنامه آموزشي اي را تعيين کنيد که هم به تحقق اهداف سازماني و هم به تحقق اهداف فردي شما کمک کند.


مقدمه
سرمايه‌ گذاري شرکت ‌ها بر روي آموزش کارکنان خود، به طور فزاينده‌ اي زير سؤال مي ‌رود زيرا آنان مي بينند هزينه ‌اي که براي آموزش صرف مي کنند، ارتباط مستقيمي با نتايج کاري آنان ندارد. بنابراين، آموزش در رأس فهرست کاهش هزينه ‌هاي شرکت ها قرار مي گيرد.
بسياري از گروه‌ه اي آموزش سازماني، در پي تغيير برنامه ‌هاي آموزشي خود به يادگيري و آموزش الکترونيکي هستند زيرا به نظر مي ‌رسد که اين سيستم آموزشي، روشي مناسب براي کاهش هزينه‌ ها و بودجه‌ هاي آموزشي شرکت‌ ها و سازما ن‌ها است. بويژه اينکه، امروزه آموزش الکترونيکي جايگاه خاصي را در بازار فعاليت ‌هاي آموزشي و يادگيري پيدا کرده است و شرکت ‌هاي متعددي که از دانشگاه‌ هاي سراسر جهان مجوز دارند، مشغول فعاليت در اين عرصه هستند.
امروزه کارکنان عليرغم اينکه با طيف گسترده ‌اي از گزينه ‌هاي آموزشي مواجه هستند اما براي توسعه دوران شغلي خود، راهنمايي ‌هاي بسيار اندکي براي نحوه‌ استفاده از اين گزينه‌ ها دريافت مي ‌دارند . اکنون، بيش از هر زمان ديگري کارکنان با درک اينکه چگونه آموزش به موفقيت طرح ‌هاي شغلي آنها کمک مي کند، بايد مسئوليت آموزش خود را بر عهده بگيرند .در اين بخش، ما موضوعات کليدي مرتبط با برنامه‌ ريزي توسعه‌ فردي را بررسي خواهيم کرد.


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 4:47 عصر چهارشنبه 1/3/1387

زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها
روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محيط و وراثت را سهيم مي دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشي دارند. آنها معتقدند که تفاوت هاي زن و مرد معلول تفاوت رفتاري است که جامعه در مورد آنان پيش مي گيرد و معتقدند که دو جنس در اساس با هم هيچ تفاوتي ندارند، بلکه اجتماع موجب مي شود که آنها گرايش هاي متفاوت پيدا کنند و به زمينه هاي مختلف سوق داده شوند. از نظر جامعه شناسان تفاوت زن و مرد در جزييات است نه در کليات. زيست شناسان عقيده دارند که زن و مرد تفاوت هاي بنيادي دارند، بدين معنا که تفاوت هاي آنها در درجه اول ارثي است نه محيطي. آنها معتقدند که هر سلول بدن زن با هر سلول بدن مرد تفاوت دارد.


آنها قبل از آن که به دنيا بيايند و تحت تأثير نفوذهاي اجتماعي قرار گيرند، کاملاً تمايز پيدا کرده و براي زن يا مرد شدن آماده مي شوند.


پسرها ارتباط هاي مکانيکي را بهتر درک مي کنند و استعداد رياضي بهتري نسبت به دخترها دارند، اما در کارهاي دستي مخصوصاً کارهايي که نياز به چالاکي انگشتان دارند دخترها بهترند و چابکي انگشتان زنان به آنها اجازه مي دهد که ماشين نويس خوبي باشند. يکي از ويژگي هاي جالب زنان اين است که مي توانند اطلاعاتي را براي مدت کوتاهي در حافظه خود نگه دارند که با هم هيچ ارتباطي ندارند و به خود آنها نيز مربوط نيست. بر پايه همين توانايي است که زن ها بهتر مي توانند به منشي گري و کارهاي دفتري اشتغال داشته باشند. دختران از دوران ابتدايي تا دانشگاه آن هم تا سطح ليسانس در مجموع بهتر از پسرها درس مي خوانند و موفقيت هاي بيشتري به دست مي آورند. اما بعد از فراغت تحصيل و به ويژه بعد از دوره ليسانس، معمولاً از رقابت دست برمي دارند و در صورت ازدواج، خود را کاملاً وقف خانواده مي کنند. البته زنان شاغل، نويسنده، وکيل و پزشک هم وجود دارند اما کمتر به جاه طلبي و مقام پرستي روي مي آورند و اين امر به مقدار زيادي از شکوفايي استعدادهاي آنها جلوگيري مي کند. پسمي توان گفت که علت محدوديت زن ها مسائل عاطفي است نه کمبود استعداد.


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 4:18 عصر چهارشنبه 1/3/1387

مديريت بهره وري در خانواده
در مديريت بهره‌وري با توجه به منابعي که در اختيار داريد با بهترين نحوه استفاده از آنها درصدد رفع نيازها و احتياجات برمي‌آييد. در خانواده هم منابعي از قبيل زمان، فضا، تجهيزات و آدم‌هايي براي انجام کارها وجود دارد. طرح برنامه براي استفاده صحيح از اين منابع را «بهره‌وري خانواده» مي‌ناميم. سرنوشت يک خانواده همان اندازه که به قواعد،‌ ارتباطات و نظام خانوادگي بستگي دارد، به نقشه‌هاي بهره‌وري نيز مربوط است. بهره‌وري از اين نظر مورد نياز است که زندگي ديگران را بهبود بخشد. البته هرچه خانواده بزرگتر باشد، بهره‌وري آن نيز پيچيده‌تر مي‌شود. براي حداکثر استفاده از آنچه هر کس دارد، ‌ابتدا بايد دانست که چه چيزهايي وجود دارد. متأسفانه در اغلب موارد، بيشتر توانايي افراد خانواده (به ويژه کودکان) هدر مي‌رود زيرا توانايي آنان هرگز واقعا کشف نشده است. اگر کودکان اجازه داشته باشند يا تشويق شوند که در سنين کودکي با تمام قوا در اختيار خانواده قرار بگيرند، پدر و مادر هم کمتر به ستوه مي‌آيند. يکي از بهترين پاداش‌ها براي هر فرد انساني اين است که سودمند و مفيد باشد. شما هرگز نمي‌فهميد که فرزندتان تا چه حد مفيد است، مگر اينکه به او فرصت دهيد آنچه را که قادر است به شما نشان دهد. هر فرد به «مهم بودن و به حساب آمدن» و همچنين احساس کمک‌کردن و مفيدبودن، نياز دارد. بچه‌اي که بتواند خود را همانند فردي با ارزش و اهميت ببيند، اگر حس کند که کسي به بعضي از کمک‌هاي او نيازمند است و اين کمک‌ها صادقانه مورد توجه قرار مي‌گيرد و درباره‌اش به درستي داوري مي‌شود،‌ مي‌تواند حس اهميت داشتن و با ارزش بودن را به دست آورد. وقتي به آنچه که بايد انجام شود واقف شويد، ‌انتخاب بهترين فرد براي انجام کار، قدم بعدي و گاهي مشکلترين قدم است. بعضي خانواده‌ها فقط با فرمان پدر و مادر اداره مي‌شود. در برخي نيز پدر و مادر هيچ‌گاه تصميمي نمي‌گيرند و تصميم‌گيري هميشه با فرزندان است. بسياري از خانواده‌ها هميشه روش اقتدار را به کار مي‌برند و يا هميشه راي‌گيري مي‌کنند و از اين قبيل. هر روشي مناسب موقعيت خاصي است. آنچه مهم است اين است که بهترين روش را که مناسب آن موقعيت باشد، انتخاب کنيم. خانواده‌ها متوجه شدند که در اوقات مختلف بايد از روش‌هاي مختلف استفاده کنند. خانواده‌هايي که هميشه يک کار را به يک نفر ارجاع مي‌دهند، براي خود مشکل ايجاد مي‌کنند. تنوع در وظايف، ‌مي‌‌تواند به ميزان زيادي از يکنواختي خسته‌کننده کارهاي خانوادگي بکاهد. طرح‌هاي خوب هم مي‌تواند مدت‌دار باشد: مثلا يک هفته،‌ يک سال، تا ساعت هشت امشب، تا وقتي پدربرگردد يا وقتي که قد شما سه سانتيمتر بلندتر شود. کارهاي سخت خانواده را مي‌توان با استفاده از راه‌هاي خلاق و شاد و متنوع به تفريح تبديل کرد. دقت کنيد از کسي که کارهاي خسته‌کننده را برعهده دارد نبايد متوقع باشيم که به وقت انجام آنها شاد و خوشحال به نظر بيايد.


بعضي از خانواده‌ها آنقدر وقت خود را صرف مشاغل خانوادگي مي‌کنند که ديگر وقتي براي لذت بردن از يکديگر برايشان باقي نمي‌ماند. وقتي چنين حالتي پيش مي‌آيد افراد خانواده به غلط متقاعد مي‌شوند که خانواده محلي است که در آن بر دوش آنان باري سنگين گذاشته مي‌شود. اگر مشکل خانوادگي شما اين است که کسب و کار مانع حظ‌بردن از يکديگر شده لازم است که با دقت به اولويت و زمانبندي کارها بپردازيد. کارهاي خانوادگي را به دو گروه زماني «اول» و «دوم» تقسيم کنيد. مسلما گروه اول اولويت دارند (اگر بيش از پنج موضوع در اين گروه قرار داشته باشد، تعدادش بيش از حد است). گروه دوم کار خوبي است که اگر موقعيت اجازه دهد، مي‌توان آن را هم در برنامه قرار داد.


در خانواده شما چه مقدار وقت براي تماس فردي با اعضاي خانواده مانده است؟ چه مقدار از اين وقت، شادي‌آفرين است و لذت بيشتري توليد مي‌کند؟ هرگاه متوجه شديد که بيشترين وقت شما به کسالت و يا برخوردهاي ناخوشايند مي‌گذرد، حتما اشکالي در کار است. اين حالت موجب مي‌شود که در افراد خانواده خود به چشم مزاحم بنگريد.


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 11:8 صبح چهارشنبه 1/3/1387

هوش فرهنگي؛ نياز مديران در قرن تنوع
چکيده


در ميان مهارتهاي مورد نياز قرن 21 ، توانايي تطبيق مستمر با افرادي از فرهنگهاي مختلف و توانايي اداره ارتباطات بين فرهنگي حائز اهميت است. محيط کار جهاني، نياز به افرادي دارد که به فرهنگهاي مختلف آشنا باشند و بتوانند با افراد ساير فرهنگها ارتباط مناسب برقرار کنند. براي اين منظور، افراد نياز به هوش فرهنگي دارند. توانايي فرد براي تطبيق با ارزشها، سنتها و آداب و رسوم متفاوت از آنچه به آنها عادت کرده است و کار کردن در يک محيط متفاوت فرهنگي، معرف هوش فرهنگي است. هوش فرهنگي، منبع بالقوه اي براي ايجاد مزيت رقابتي است.


مقدمه
محيطهاي کاري در سرتاسر جهان بسيار متنوع شده اند و اين امر به خصوص درباره کشورهاي توسعه يافته بيشتر صدق مي کند. در کنار تغييرات علوم و فناوري و انتقال دانش، فرايندهاي طراحي، توليد و توزيع در قرن حاضر نهايت تنوع را پيدا کرده اند.مثلاً طراحي محصول ممکن است در آلمان، تامين مالي از ژاپن، هدايت برنامه ها توسط ايالات متحده، کارهاي دفتري در بلغارستان، کار توليدي در چين و توزيع ممکن است در سرتاسر جهان صورت بگيرد. در نتيجه مديران با محيطهاي داخلي و خارجي بسيار متنوعي در سازمانهاي خود روبه رو هستند(1).
تنوع در اين مقوله عبارت است از جذب افرادي با سوابق و زمينه هاي مختلف، داراي توقعات و انتظارات گوناگون و بهره گيري از تواناييها و استعدادهاي آنها براي افزايش سودآوري و قدرت رقابت شرکت. تنوع حيطه هاي مختلفي را در بر مي گيرد: نژاد، قوميت، جنسيت، رنگ پوست، مذهب و فرهنگ. ويژگيهاي فرهنگ (CULTURE) را براساس حروف تشکيل دهنده آن به صورت زير تعريف کرده اند:
C : فرهنگ فراگير است. هر شخص، سازمان، سرزمين و کشوري يک فرهنگ دارد.
U: شناخت عقايد، ارزشها و ادراکات فرهنگ ديگران براي موفقيت الزامي است.
L : يادگيري ميراثهاي فرهنگي گوناگون، الهام بخش و توانمندکننده است.
T : کارهاي تيمي در سطح جهاني بدون توجه به فرهنگ اعضا غير ممکن است.
U : برنامه ريزي فرهنگي از طريق شناخت عقايد يکديگر آسانتر مي شود.
R : تفاهم و سازگاري با شناخت فرهنگ خود و پذيرش نقطه نظرات و سبک و روش ديگران شروع مي شود.
E : به منظور رشد و نوآوري، استفاده از تنوع فرهنگي لازم است.


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 10:48 صبح چهارشنبه 1/3/1387

12 نکته براي کار کردن با خانم ها
اگر رئيس جديدتان يک زن است، يا اگر به قسمتي از اداره
مـنـتـقل شـده ايد کـــه مجبوريد با همکاران خانم کار کنيد،
زمـانـش رسيـده است که مهارت هايي را براي کار کردن با
آنها ياد بگيريد.


مـردهـا و زن هـــا در يک محيط اجتماعي به طرق مختلفي
فکر و عمل مي کنند. اما بـا مسـائـل کـــاري چگونه برخورد
مينمايند؟


همه ما تغيير کرده ايم


مرد ها و زن ها از قالب هاي پيشين خود درآمده اند، اما بعضي از اين خلق و خو ها هنوز به جا مانده است. مهم نيست چقدر زن ها جدي، خشن و جاه طلب باشند، کار تعليم و تربيت فرزندان و بار آوردن بچه از قديم بر عهده آنهاست. مردها معمولاً هدفمند و اهل رقابت اند. هر چند بايد راه درازي پيمود تا احساسات آن ها نيز نشان داده شود. آگاه بودن از تفاوت هاي بين دو جنس براي پيشرفت شغلي شما بسيار ضروري است.


در اينجا به چند نکته اساسي در روابط کاري با خانم ها اشاره مي کنيم:


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

ساعت 12:53 عصر دوشنبه 30/2/1387

« استراتژي جودويي: روشي براي غلبه بر حريفان قدرتمند »

چکيده
امروزه رشد روزافزون ايجاد شرکتهاي بين المللي و رقابت تنگاتنگ آنان براي داشتن سهم بيشتر از بازار، فضاي بسيار سختي را براي تصميم گيري مديران بوجود آورد ه است. در چنين فضايي که يک اشتباه يا تصميم نادرست مديران شرکتها ،ممکن است به شکست دائم آنان منجر شود، داشتن استراتژي هاي رقابتي امري اجتناب ناپذير است. استراتژي هاي رقابتي در واقع جهت دهي برآيند عملکرد مديران را براي شکست رقيبان قدرتمند در بازارهاي بين المللي نمايان مي سازد.
در اين مقاله ابتدا استراتژي هاي رقابتي از ديدگاه مايکل پورتر بررسي مي شود. آنگاه به مبحث اصلي که استراتژي جودويي است، وارد مي شويم. اين استراتژي برگرفته از تکنيک هاي ورزش جودو شامل 3 محور کليدي و 10 تکنيک مدون است. در واقع هريک از اين تکنيک ها، به تنهايي استراتژي هاي رقابتي منحصر به فردي با کارکردهاي خاص خود هستند. در ادامه، اين تکنيک ها به همراه مطالعات موردي تشريح خواهند شد. اما آنچه بيش از همه اهميت دارد، پياده کنندگان اين استراتژي ها هستند که ما نام جودو- استراتژيست ها را براي آنان برگزيده ايم. اينکه جودو- استراتژيست ها چه خصوصياتي دارند و اصولاً چه مديراني مي توانند جودو- استراتژيست باشند ،موضوع بخش ديگري از اين مقاله است. در اين بخش خصوصيات سه گانه جودو- استراتژيست ها به عنوان مديران سطح پنجم با بيان مطالعات موردي مطرح مي شود. در جمع بندي، آنچه اهميت مي يابد فهم درست از موقعيت شرکت نسبت به رقبا و انتخاب استراتژي رقابتي مناسب است.


ادامه مطلب...

¤ نويسنده: علي پورمحمود

نوشته هاي ديگران ( )

3 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

خانه
وررود به مديريت
پست الکترونيک
مشخصات من
 RSS 

:: بازديد امروز ::
14
:: بازديد ديروز ::
33
:: کل بازديدها ::
8487

:: درباره من ::

رنگارنگ

علي پورمحمود[145]
موضوعات : مديريت - روانشناسي - موبايل - کامپيوتر

:: لينک به وبلاگ ::

رنگارنگ

::پيوندهاي روزانه ::

:: آرشيو ::

مديريت [23]
روانشناسي [29]
روانشناسي صنعتي [6]
موبايل [33]
کامپيوتر [19]
عمومي [20]

:: موضوعات وبلاگ ::

روان‏شناسي
مديريت
نرم‏افزار رايگان

:: لينک دوستان من::

به احترام بهار بر پا
کامپیوتر+روانشناسی
جزيره تنهايي هاي من
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
افرايش صداي گوشي+راه کسب درآمد از اينترنت+عکس بازيگران خانم خارج
صبح پيروزي
شرکت پيامک گيل
وبلاگ من
پاتوق جوانان
تنهايي من
آسمان تکيه به دستان تو دارد عباس
لاابالی
سودابه

عاشق دلباخته

بي ستاره ترين شبهاي زندگي...
يادداشتهاي من
تنهايي مرامه عشقه
صعصعه
پرواز
زنان در جهان
سلطان عشق
شادي(زمزمه هاي دلتنگي)
ترفندهاي کامپيوتر
آخرین اطلاعات و اخبار ایرانسل
.:: در مسير زندگي توقف ممنوع ::.
همه چيز
ياد ايام
***احساس---عشق---تاريخ---خلاصه همه چي***
خانواده و زندگي سالم
1000AMOZESH
جوک
بسم الله الرحمن الرحيم
جوکستان ، اس ام اس ، جوک ، لطیفه ، طنز ،jok+sms

:: لوگوي دوستان من::